سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 23 خرداد 1400
    4 ذو القعدة 1442
      Sunday 13 Jun 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        يکشنبه ۲۳ خرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        الیسا، معمای سیسیل
        ارسال شده توسط

        آرمان پرناک

        در تاریخ : دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۵۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۸ | نظرات : ۰

        #الیسا، معمای سیسیل
         
        همه چیز از دیدن خودش در آینه شروع شد. لبخند مصنوعی الیسا، آخرین تصویری است که با هر یادآوری اش، چهره ی آینه شکسته و شکسته تر می شد.
        دو ساعت قبل از همه چیز:
        صدای باز و بستن زیپ چمدان، چند دقیقه ای است که روان هتل را می خراشد. با آخرین خراش، بغض در گلوی ساعت شکسته و سرفه ی ده باره اش، الیسا را امیدوار می کند. پس چمدان را رها کرده و سراغ کمد لباسش می رود. بین آن همه لباس، تردید را انتخاب می کند. سپس دو قدم عقب رفته و نگاهش دوباره به چمدان گره می خورد. آری! او باید لباس قرمز بپوشد چراکه قرمز برایش جذاب تر از تردید است. حال اتاق آرام گرفته. الیسا به آرامی درب اتاق را می بندد اما کلید به قفل نمی خورد. در حین تلاش او، حواسش به باز شدن درب ورودی هتل پرت می شود. دست خودش نیست، ضربان قلبش بالا رفته و به نفس زدن می افتد. با سرفه ی مجدد ساعت از داخل اتاق، برق هتل، لحظه ای قطع می شود. س..س...س.. سکوت هر لحظه او را نگران و نگران تر می خواند. الیسا تازه می فهمد دهانش خشک شده و این نشانه کافی است که به داخل اتاق باز گردد. به محض باز کردن درب،مجدد برق هتل وصل می شود. تردید حواسش را پرت کرده پس تصمیم خود را تغییر داده و به سرعت به طرف انتهای راهرو می دود. آسانسور خیلی وقت است که منتظرش است. بی معطلی وارد آن شده و تمام دکمه های طبقات را می فشارد. خودش هم نمی داند به کجا، فقط رفتن را به آمدن ترجیح می دهد اما این موضوع برای آسانسور مهم نیست و در عوض، بازی با روان آن دختر برایش جذاب تر است، پس هیچ حرکتی نمی کند. الیسا تصمیم به ترک آن کرده و با نگاهی مضطرب، آرام بیرون می آید. به چپ و راست خود نگاهی انداخته و فعلا" تنها خبر، بسته شدن درب آسانسور و پیمایش آن در طول طبقات هتل بود. احساس می کند چیزی از آن سوی راهرو در حال نزدیک شدن است پس نگاهش، قدمش، دلش سنگین شده و چاره ای جز قبول این بازی کثیف را ندارد. دوباره دست به کار شده،آسانسور را به حضورش فرا خوانده و مجدد شانس خود را امتحان می کند. در این میان، دوربین زبان بسته مستقر در محل، با حالتی لرزان شاهد ثبت تمام این وقایع بوده و از یک جایی به بعد حالت دختر برایش عجیب تر می شود. تقلای الیسا بیشتر از پیش دوربین را مضطرب کرده و لحظه ای چشمانش را می بندد اما ترس و فکر، ناخودآگاه پلک هایش را وادار به باز شدن می کند. چه شده ؟؟ اکنون دختر را نفس زنان در بیرون آسانسور می بیند که حالت انگشتانش تغییر کرده و با التماس سعی دارد چیزی را به عقب براند. دوربین از اینجا به بعد را یادش نیست ...
        بعد از همه چیز:
        آینه ی در هم شکسته، ساعت خفه شده و چمدانی منتظر روی تخت، هتل را مرکز معمای تاریخ کرده بود. چرا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ الیسا از چه یا که می ترسید؟ اکنون کجاست؟ اما قرار نبود، هتل جوابگوی تمام این سوالات باشد، نیازی هم نبود چراکه همه حدس می زدند چه اتفاقی برای آن دختر افتاده. آخر می دانید! از گذشته این هتل به "هتل مرگ " معروف بود. آری! درست است! پس رویه داستان جور دیگر باید رقم می خورد. آب آشامیدنی به طعم خون، داستان را پای مخزن آب هتل کشاند. آری! یک تکه پازل از این معما پیدا شد، جسد شناور دختر در مخزن آب !!!!. کاش این مدرک، پازل معما را کامل کرده بود اما شاید رها کردن و رها شدن برای یک آدم تنها، مناسب ترین تکه های مکمل باشند. شما چه فکر می کنید ؟
         
        > آرمان پرناک 
        - داستانی بر اساس واقعیت 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۲۴۰ در تاریخ دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۳:۵۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0