سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
خداحافظ آقا!
ارسال شده توسط

ژینا

در تاریخ : چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۴۶
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۲۷ | نظرات : ۴

 
نگاهتان، مرا به گذشته‌های خیلی دور می‌بَرَد؛ همان‌ موقع که پدرم برای اولین بار مادرم را بوسید،  همان موقع که من در بطن مادر شکفتم،  همان‌ اوان که تنها سه سال داشتم و خدا را در چشمان درشت پسربچه‌ای یافتم  همان‌ موقع که زمین خوردم  و بابا مرا در آغوش کشید و گفت: "زندگیست دیگر، زخم زیاد می‌زند!" کاش می‌دانستید چه زخمی بود،  پوست زانویم پاره شده بود.  شما، تصور هم‌زمان درد و آرامش برای من هستید.  قهوه تان را بنوشید، سرد می‌شود، مثل چشمانتان که سرد شد، راستی برایتان گفته بودم؟! من، قبل از شما هرگز عاشق نشده بودم،  خیلی خوش‌بختید، البته اگر آنرا خوش‌بختی بدانید، به یاد دارم که گفتید چشمان قشنگی دارم،  حالا که فکر می‌کنم چشمان من اصلا قشنگ نبود،  شما خواستید قشنگ جلوه کند.  من شما را فراموش کرده‌ام، نخندید، من متناقض نیستم، آمده بودم خداحافظی کنم؛ خداحافظ آقا !
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۴۱۱ در تاریخ چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۴۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
سحر غزانی
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۰۰
تصور هم زمان درد و آرامش
من هم گاهی به این ابهام درونی دچار میشم
نمیدونم چه اسمی رو روش بزارم
ولی هم جالبه
هم سخت
خندانک
حسین راستگو
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۰۲
سلام سلام صد تا سلام دختر خوب و نازنین فرشته ی روی زمین
خیلی قشنگ می نویسی و استفاده کردم
خداحافظ خانم!
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
قربانعلی فتحی  (تختی)
جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۱۰:۰۹
سلام ودرود شاعر گرامی
بسیار عالی وزیبا
احسن وتبارک اله
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
نسرین علی وردی زاده
جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۵۴
درود بانو
بسیار زیبا و خواندنی
لذت بردم🌺🌹
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0