سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        مرا مدارا کن

        شعری از

        مسعود اسماعیلی

        از دفتر تاریکی نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹ ۱۱:۰۴ شماره ثبت ۹۴۵۷۱
          بازدید : ۲۲۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود اسماعیلی

        از شهرت آدمی گریخته و دو کلاغ روی بال هایشان می‌رقصند
        و کوچه ها روی اضطراب مترسک های دیوانه راه می روند ،
        تو با آن بال های خونین ات به نظاره کدام پرنده ای ؟
        کدام همانندِ منی که به شانه هایش طناب بستند ؟!
        این شهر،این ابادی ویرانه‌ای بی رویا ،
        از پشتِ هزار تپه‌ی ماه گرفته 
        به اعتکافِ نامت برمی خیزد،
        دامنت را پس بگیر از درختان
        ای جنگجوی نسلِ آفتاب سوخته،
        از لای حصیر های ترک خورده با نوازش باد 
        یک استعاره دیگر به دندان بگیر 
        یک فریادی که باد را به سجده مجازات کند .
        آغوشِ به مشت چسبیده ،کجا بی نامه دعوتت کردند؟
        که من با شمارشِ دندان هایم گرگ ها را مهمانم.
        #مسعود_اسماعیلی 
        #مرا_نامیست؟
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۰۸:۳۴
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و پر معنی است
        دستمریزاد خندانک
        مجتبی شهنی
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۱۰:۰۴
        درود فراوان
        بر شما
        بسیار بسیار
        عاااااالی

        قلمتان توانا
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۱۵:۰۴
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        چشم و نظرم افتاد
        بر شعرهای زیبایت
        مستی بدهد شعرت
        خمخانه ی مستانت
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۲۰:۴۸
        سلام جناب اسماعیلی
        بسیار زیبا
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1