سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 7 بهمن 1399
    13 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 26 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        جایی که دوست داشتید بمانید و نتوانستید بمانید بدانید که هنوز توازون در تعقل ندارید.احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۷ بهمن

        تو با خودت می روی؟

        شعری از

        مسعود اسماعیلی

        از دفتر دلشکستگی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۱۵:۳۴ شماره ثبت ۹۴۴۲۸
          بازدید : ۳۸   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود اسماعیلی

        از من گذر میکنی قبل توان آن همه تفکر بالغ؟
        گوای فصل ها بدون استخوان زاده شدند.
        میانه هایم وا ماند از خوردِ شدنِ جسمی از خویش 
        آری ،از من گذر کرد ،
        دیگر مپرس کدام واژه عریان است.؟
        با حال نذارِ خویش به خویشتنم می اندیشم 
        به ریختن دوباره ام در سطر ها 
        به فراوان شدنِ نبودن. 
        و تو، ای همه‌ی خیالت رفتن
        گلدان ها را از دهان نهنگ ها بیرون آور،
        ژرف بودنِ دریا به عمق تفکر توست
        نه زلالی آب 
        اما،
         جاری شدن دریا هم در تُنگ امکان پذیر نیست ،
        و تو چه ریاضیات بی منطقی داری.
         
        با صدای بلند بگو قبل از تمام شدنت 
         کدام شعور در شعر هایم عقیم مانده است ؟
        یا کدام کدورتِ پیشینه ام لای دندان های تقدیرم جا مانده است ؟
        خیالِ پریدنِ دوباره ام منفصل است 
        من از آستانه‌ی آزادگی، آوارگیم را دانستم 
        که هزار پرستو بر بام خیالم فقط شب را به صبح می رسانند
        و صبح که می شود لب های دریا ها را می‌بوسند 
        بگذار برود از من هر آنچه می رود 
        انگار نبودم و نیست و هستی ام نبود و رفته است 
        آری ، اینبار پای هزار رفتن را ساطور نمی‌زنم .
        وقت تمام.
         شعر بی مادر میمیرد
        و سکانس، دیگر معنا ندارد
        نوار نوشته هایم را هم بسوزانید 
        تمامیت شعر درد است برای خویش ،
        شادیست برای آنکه می خواند و لبخند ترش میزند
        دیگر نیستم و نیست هر آنچه باید نباشد..
        #مسعوداسماعیلی
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۳ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        مجتبی شهنی
        ۱۳ روز پیش
        سلام درود
        جناب آقای اسماعیلی
        بسیار عالی بود
        طوبی آهنگران
        ۱۳ روز پیش
        سلام جناب اسماعیلی
        زیبا سروده اید
        ابراهیم آروین
        ۱۳ روز پیش
        بسیار زیبا بود

        درود بر شما
        زنده باشید
        خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۱۳ روز پیش
        باسلام فراوان
        بردل نشست
        مستفیض شدم
        مانا باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهروز ابراهیمیان
        ۱۲ روز پیش
        سلام ودرود شاعرگرانقدرشعرزیبایی سرودیدقلمتان همواره پرتوان باد خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0