سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 7 مهر 1399
  • روز آتش نشاني و ايمني
  • شهادت سرداران اسلام: فلاحي، فكوري، نامجو، كلاهدوز و جهان‌آرا، 1360 هـ ش
11 صفر 1442
    Monday 28 Sep 2020
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      دوشنبه ۷ مهر

      دل و سنگ

      شعری از

      لیلا طیبی (رها)

      از دفتر عشق از چشمانم، چکه چکه، می‌ریزد! نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۱۳ روز پیش شماره ثبت ۹۰۱۳۷
        بازدید : ۷۳   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب لیلا طیبی (رها)

      - دل و سنگ:

      به من می گویند:
      --دلِ تو از 
            --سنگ ست!
      ...
      من اما،،،
       از سنگ می پرسم؛
      --پس دلِ من؛
                 چرا شکست؟!
       
       
      #لیلا_طیبی (رها)
      #هاشور
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      ۱۲ روز پیش
      سلام نازنین بانو خندانک

      زیبا و حرف حق
      دل مهربانتان بی غم خندانک خندانک

      واللهُ عزیز الرحیم
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۱۲ روز پیش
      کوتاه و زیبا بود خندانک
      عیسی نصراللهی ( سپیدار )
      ۴ روز پیش
      به من می گویند:
      --دلِ تو از 
            --سنگ ست!
      ...
      من اما،،،
       از سنگ می پرسم؛
      --پس دلِ من؛
                 چرا شکست؟!
       
       
      شعر در مرزِ سپید و نیمایی گیر کرده است
      گویی انسانی ست که رویِ پلی قرار گرفته و نه روی پریدن دارد و نه ماندن ( من چنین مرزِ سپید و نیمایی اش را درک نمودم)

      به من می گویند؟ چه کسی این سخن را در دل راوی نهاده است؟ یک مضارعِ مجهول
      رقیبانی که در هیبتِ رخ یار مانده و دست به دامنِ عفریتِ سنگ شده اند( شیشه ای در سینه و سنگی در سر)
      پرسشی و تعلیلی

      سنگَست ..... شکست

      یکی از موفقیتهای ِ سروده های این بانو، کوتاهیِشان است
      انگار فهمیده است که در دنیایِ رسانه و پِلی و واتس و گَنگْ، دِگَر حوصله ای برایِ خوانشِ واگویه هایِ عریض و طویل نیست.
      چاشنیِ ریتم و آهنگینیِ واژگان اگر بِسمتِ وَلَع و خواستگاهِ گوشِ آزمند برود،قطعا پِرگُهر تر میگردند.


      به من گویند
      دلت سنگ است؟
      من از آوازه یِ
      این سنگ،میپرسم:
      چرا
      اینک
      دلِ مغرورِ آزادِ خودم
      بشکست؟
      چرا
      بشکست؟
      _________________
      نکته یِ دیگر،سنت شکنی است
      معمولا بین شیشه و شکستن رابطه ایست
      ولی در اینجا بدون حضور شیشه و با همیاریِ دلِ سنگین و بی قید. خودِ سنگ، میشکند!!!!

      چرا اینک
      دلِ مغرورِ آزادِ خودم
      بشکست؟

      بینِ دل و سنگ و شکستن ( صنعتِ تناسبیست)
      پرسشی و یک سؤالِ گُنگِ بی پاسخ؟!!!!


      مفهوم و کوتاهی اش را پسندیدم
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۱۱ روز پیش
      درود برشما خندانک خندانک خندانک
      جلیل میاحی
      ۲ روز پیش
      درود شاعر بانو گرامی
      گویی یک قصیده در یک جمله خلاصه شده است
      بسیار زیبا و دلنشین و گویا سرودید
      مرحبا به این ذوق و هنر
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0