سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        خالی ترین قاب خاطره

        شعری از

        بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

        از دفتر هیوا در باد نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ۱۵:۱۸ شماره ثبت ۸۱۲۰
          بازدید : ۹۷۵   |    نظرات : ۱۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

         تقدیم به زنده یاد مرغ مهاجر جنوب منوچهر آتشی

        کوششی بیهوده است

         اینهمه خواب پروانه های رفته را

        بر هم نزن .

        بگذار کنار خالی ترین قاب خاطره

        ردّی ازپروانه های پریشان

        بر پیشانی نیلوفرانه ی باران

        بچرخند و بهار را بو بکشند .

        امان از اینهمه دلشوره و تردید.

        تنها تو می توانستی؛ رگ خواب اینهمه کوچه ی بن بست را

        زده باشی .

        ورنه سال هاست که هیچ تنابنده ای

        بر کوبه ی فراموش شده ی این در بی لولا

        ننواخته بود .

        هی من بی قرار خسته می روم و باز باران

        خواب ناتمام مرداب های جنوب را

        بر هم می زند.

        و تو

        می آیی از نهفتار این ؛ نی زار

        خیسِ خیس

        تمام خواب های جنوبت

        شمال رؤیاهاست.

        بی خیال اینهمه رؤیا .

        کسی خیال خام تو را

        زندگی نخواهد کرد .

        مانده ای بر این گُدار بی عبور

        تا کسی بر آید و

        دست بر زند به کوبه ای که سال هاست .

        خاک می خورد میان خرت و پرت موزه ها

        گُر گرفته واژه های آبی بنفش من

        تا تورا میان جاده های گُرگرفته ی جنوب

        یکّه تار اسب بور مرگ دید .

         

                                                 بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

                                                  شهرکرد : 26 / 4 / 1391

         

         

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1