سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

يکشنبه ۴ اسفند

جنگ صفین و خوارج نهروان

شعری از

حاج مهدی عاطف

از دفتر آیینی نوع شعر آزاد

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۰۸۵۷
  بازدید : ۷۰   |    نظرات : ۸

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر حاج مهدی عاطف

جریان زندگی مولایمان بعد از رحلت نبی اکرم(ص)
به بو سفیان شام را آن سه خلیفه
دادند حق السکوت از روی کینه
بو سفیان که راس فتنه ها بود
چقدر ناراحتی ایجاد بنمود
پسر هند جگر خوار آن نگون بخت
حکومت کرد بیست سال آن عنصر پست
چقدر ظلم و ستم بر مسلمین کرد
همه خمس و غنائم ملک خود کرد
به کل چیزی  به عثمان هم نمی داد
برای قتل او امداد نمیداد
چو مولا حاکم و فرمان روا بود
اول این عنصر پست عزل بنمود
گفتند صلاح نیست اول کار
کمی صبر تا شود محکم بن کار
فرمود به امر من حتی یک نیمروز
ستمگر را کنم تایید وای از آن روز
چو حکم عزل خود از شام را دید
بنای  جنگ نهاد بر خود بلرزید
با چندین ده هزار مردان بی دین
روان شد سوی کوفه دشت صفین
از آنسو هم علی آماده رزم
بیامد تا شدند رو در روی هم
هیجده ماه طول کشید این جنگ خونبار
نزدیک هزم شدند آن قوم مکار
قرآن ها بر سر نیزه نمودند
قبول حکم قرآن می نمودند
چقدر خون جگر دادند به مولا
نزدیک بود تا کشند او را وا ویلا
رویم تاریخ خوانیم و بگرییم
بجای اشک باید خون بگرییم
چه مظلومی در عالم مثل او بود
ز دست لشکر خود در عذاب بود
بهر تقدیر کردند هر چه کردند
ز نو جنگ خوارج جعل کردند
خوارج گفتند علی گردید کافر
چرا حکم حکم را گشت تابع
نزدیک نه هزار از جیش مولا
شدند حاضر به جنگ با شور و غوغا
با حرف و گفتگو پنج هزار شان
پشیمان گشته برگشتند به ایشان
ولیکن چهار هزار در کفر ماندند
تمامی کشته جز نه تن که ماندند
از آن نه تن شقی اولین و آخرین بود
ابن ملجم که بد بخت ترین روی زمین بود
به صبح نوزده ماه مبارک
بزد آن بی حیای نا مبارک
به فرق حق پرست حق نگهدار
به شمشیری که با زهر آب میداد
ندای پیک حق در کون پیچید
که ارکان جهان نابود گردید
همه جن وملک گشتند عزادار
فضای کوفه پر از داد و فریاد
همه ناپاک زادان شاد گشتند
گروه شامیان دلشاد گشتند
زنان شتر سوار اندر مدینه
که روح ناپاکشان پر بود ز کینه
نشستند دف زدند شادی نمودند
عجب نیست گشت ظاهر آنچه بودند
همه رفتند و نابود چون کف آب
علی و آل او چون ماه و مهتاب
کسی را گر خدایش یار باشد
چه غم گر دشمنش بسیار باشد
 
 
۸
اشتراک گذاری این شعر

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد عزیز
بسیار زیبا بود خندانک خندانک خندانک
ابراهیم آروین
حدود ۱ ماه پیش
درودبرشما
دستمریزاد خندانک
حسن  مصطفایی دهنوی
حدود ۱ ماه پیش
درود ها
بسیار زیبا است
سربلند باشید
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
لیلا امریاس(پریسا)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما استاد گرامی
و قلم روانتان
خندانک
محمد باقر انصاری دزفولی
حدود ۱ ماه پیش
سلام شاعرواستاد گرامی
قوالعاده زیبا بود
درپناه خدا
درود برشما
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
مسعود میناآباد  مسعود م
۲ هفته پیش
سلام :

طلب از خدای کردم ،
که بمیرم ار نیایی
تو نیامدی و ترسم که درین طلب بمیرم

مگرم نظر بدوزی به خدنگ جور ورنه
همه تا حیات دارم نظر از تو برنگیرم
-------------------------------------------قاانی
درود بر شما
---------------------- خندانک
جواد  رفیعی  (جواد)
۲ هفته پیش
سلام استاد ارجمند
ماجور باشید خندانک
بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
۲ هفته پیش
درود ها استاد بزرگوار زیبا و دلنشین خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0