سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 مهر 1398
    21 صفر 1441
      Saturday 19 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        شنبه ۲۷ مهر

        تصورهای‏ ‏تو‏ ‏...

        شعری از

        علیرضاوالیزاده

        از دفتر کیوان ( زحل ) نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۴۷۷
          بازدید : ۱۱۴   |    نظرات : ۲۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علیرضاوالیزاده


        از‏ ‏‏تو‏ ‏مانده‏ در خیالاتم تصور‏های تو nbsp;‎

        چیده شد رویای گل از بوته ای که خار‏ ‏شد‏‏‏ nbsp;‎

        رنگ یار و یاور و همزاد هم رنگ رقیب nbsp;‎

        فصل قتل وغارت خون ریزی و کشتار شد nbsp;‎

        پادشاهی با تو بودم یک جهان در حسرتش nbsp;‎

        شهر من با تاج و تختش طعمه ی تاتار شد nbsp;‎

        نطفه ای بار آمد از چنگیزیان تاتار تر nbsp;‎

        سالها در شهر من ظالمترین سربار شد nbsp;‎

        صد عقیده رخنه کرد در باور یکتای من nbsp;‎

        تا ز تیمور لنگ لنگان رد شدم قاجار شد nbsp;‎

        تا گرفت نسل وثوق و الدوله از دست امیر (کبیر) nbsp;‎

        شهر من بعد از پدر بازیچه ی دربار شد nbsp;‎

        عاشق‏ ‏از‏ ‏معشوقه‏ ‏در دوران ما خیری‏ ‏ندید nbsp;‎‏

        ‏‏دست‏ ‏مرتد‏ ‏‏ ‏تن‏ ‏فروشی‏ ‏وارد‏ ‏بازار‏ ‏شد nbsp;‎

        سهم‏ ‏بیگانه‏ ‏شد‏ ‏آخر‏ ‏خاک‏ ‏تن‏ ‏پوشت علی nbsp;‎

        شاه قلدر وارد این وصلت اجبار شد nbsp;‎

        ‎@‎نوشته_های_محجوم_علیرضاوالیزاده nbsp;‎
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        ۲ هفته پیش
        درود بر شاعر گرانقدر
        احسنت بسیار عالی سرودید
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        ممنونم‏ ‏بانو‏ ‏باغبان‏ ‏،‏‏ ‏از‏ ‏حضور‏ ‏ارزشمندتون‏ ‏‏ ‏
        ارسال پاسخ
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        ~~بیست~~



        ممنوع الواقی

        پدرسگ ...

        در تمام پارکهای شهر

        گاز گرفته ای سوگلی آدم را



        ~~بیست~~



        ممنون بزرگوار‏ ‏‏ ‏
        ارسال پاسخ
        وحيد سخايي
        ۲ هفته پیش
        👌🏻👏🏻🌺🌺🌺
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        ممنون‏ ‏جناب‏ ‏سخایی
        ارسال پاسخ
        عبدالامیر الهی(مسکین)
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا سروده اید
        درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        سلام‏ ‏مسکین‏ ‏جان‏ ‏،سپاسگزارم‏ ‏
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۲ هفته پیش
        سرود زیبا ودلنشینی بود
        محفل سبزت همیشه برقرار
        قلمتان رقصا
        درود
        شاعر گرامی
        خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        سلام‏ ‏جناب‏ ‏انصاری‏ ‏،‏ ‏حضور‏ ‏گرمتون‏ ‏باعث‏ ‏خوشحالی‏ ‏بنده‏ ‏ست‏ ‏جناب
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد
        ۲ هفته پیش
        سلام :

        آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
        آن توبهء صدســـــــــاله به پیمانه شکستیم
        از آتش دوزخ نهراسیـــــــم که آن شب
        ما توبه شـــــــــــــکستیم ولی دل نشکستیم
        .
        هشتم مهرماه، روجهانی بزرگداشت منزلت مولانا، گرامی باد
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خندانک خندانک خندانک
        درود .........
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        درود‏ ‏بر‏ ‏پیرمرد‏ ‏مهربان‏ ‏
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        ۲ هفته پیش
        صدعقیده رخنه کرد در باور یکتای من
        تا ز تیمور لنگ لنگان رد شدم قاجار شد

        بسیار عالی بود قابل تامل
        تیمور لنگ رو میدونی که
        برادران خوانده های لر وبختیاری پاشو قطع کردن که اسم تیمورلنگ گرفت
        خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        سلام‏ ‏،‏ ‏خوش‏ ‏اومدید‏ ‏
        و‏ ‏در‏ ‏جنگ‏ ‏تن‏ ‏به‏ ‏تن‏ ‏با‏ ‏اتابک‏ ‏لر‏ ‏هم‏ ‏دست‏ ‏راستش‏ ‏زخمی‏ ‏میشه‏ ‏و‏ ‏دیگه‏ ‏نمیتونه‏ ‏با‏ ‏دست‏ ‏راستش‏ ‏شمشیر‏ ‏بزنه‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏اونجا‏ ‏که‏ ‏اون‏ ‏زمان‏ ‏هر‏ ‏فرمانده‏ ‏ی‏ ‏قدرتمندی‏ ‏باید‏ ‏توانایی‏ ‏شمشیر‏ ‏زنی‏ ‏با‏ ‏هر‏ ‏دو‏ ‏دست‏ ‏رو‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ ‏از‏ ‏اون‏‏ ‏مخمصه‏ ‏نجات‏ ‏پیدا‏ ‏میکنه‏ ‏ ‏
        ارسال پاسخ
        ولی اله بایبوردی
        ۲ هفته پیش
        درودها استاد
        خندانک خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۲ هفته پیش
        سلام‏ ‏جناب‏ ‏بایبوروی‏ ‏،‏ ‏ممنونم
        ارسال پاسخ
        احسان ولی
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا و ارزشمند خندانک خندانک خندانک
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۱۳ روز پیش
        ارزشمند‏ ‏حضور‏ ‏شماست‏ ‏جناب‏ ‏
        ارسال پاسخ
        اکبرامرایی
        ۱۳ روز پیش
        درود واقعا زیبا بود
        علیرضاوالیزاده
        علیرضاوالیزاده
        ۱۱ روز پیش
        ممنون‏ ‏آقای‏ ‏امرایی
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0