سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 8 اسفند 1398
  • روز امور تربيتي و تربيت اسلامي
5 رجب 1441
    Thursday 27 Feb 2020
      هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست. موریس مترلینگ

      پنجشنبه ۸ اسفند

      تصورهای‏ ‏تو‏ ‏...

      شعری از

      علیرضاوالیزاده

      از دفتر کیوان ( زحل ) نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۲:۳۰ شماره ثبت ۷۷۴۷۷
        بازدید : ۱۹۴   |    نظرات : ۲۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علیرضاوالیزاده


      از‏ ‏‏تو‏ ‏مانده‏ در خیالاتم تصور‏های تو nbsp;‎

      چیده شد رویای گل از بوته ای که خار‏ ‏شد‏‏‏ nbsp;‎

      رنگ یار و یاور و همزاد هم رنگ رقیب nbsp;‎

      فصل قتل وغارت خون ریزی و کشتار شد nbsp;‎

      پادشاهی با تو بودم یک جهان در حسرتش nbsp;‎

      شهر من با تاج و تختش طعمه ی تاتار شد nbsp;‎

      نطفه ای بار آمد از چنگیزیان تاتار تر nbsp;‎

      سالها در شهر من ظالمترین سربار شد nbsp;‎

      صد عقیده رخنه کرد در باور یکتای من nbsp;‎

      تا ز تیمور لنگ لنگان رد شدم قاجار شد nbsp;‎

      تا گرفت نسل وثوق و الدوله از دست امیر (کبیر) nbsp;‎

      شهر من بعد از پدر بازیچه ی دربار شد nbsp;‎

      عاشق‏ ‏از‏ ‏معشوقه‏ ‏در دوران ما خیری‏ ‏ندید nbsp;‎‏

      ‏‏دست‏ ‏مرتد‏ ‏‏ ‏تن‏ ‏فروشی‏ ‏وارد‏ ‏بازار‏ ‏شد nbsp;‎

      سهم‏ ‏بیگانه‏ ‏شد‏ ‏آخر‏ ‏خاک‏ ‏تن‏ ‏پوشت علی nbsp;‎

      شاه قلدر وارد این وصلت اجبار شد nbsp;‎

      ‎@‎نوشته_های_محجوم_علیرضاوالیزاده nbsp;‎
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۱:۳۸
      درود بر شاعر گرانقدر
      احسنت بسیار عالی سرودید
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۲۴
      ممنونم‏ ‏بانو‏ ‏باغبان‏ ‏،‏‏ ‏از‏ ‏حضور‏ ‏ارزشمندتون‏ ‏‏ ‏
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۲
      خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۶
      ~~بیست~~



      ممنوع الواقی

      پدرسگ ...

      در تمام پارکهای شهر

      گاز گرفته ای سوگلی آدم را



      ~~بیست~~



      ممنون بزرگوار‏ ‏‏ ‏
      ارسال پاسخ
      وحيد سخايي
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۳۷
      👌🏻👏🏻🌺🌺🌺
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۸
      ممنون‏ ‏جناب‏ ‏سخایی
      ارسال پاسخ
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۸:۵۳
      بسیار زیبا سروده اید
      درودتان باد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۲۱
      سلام‏ ‏مسکین‏ ‏جان‏ ‏،سپاسگزارم‏ ‏
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۲۱:۲۳
      سرود زیبا ودلنشینی بود
      محفل سبزت همیشه برقرار
      قلمتان رقصا
      درود
      شاعر گرامی
      خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۱۶
      سلام‏ ‏جناب‏ ‏انصاری‏ ‏،‏ ‏حضور‏ ‏گرمتون‏ ‏باعث‏ ‏خوشحالی‏ ‏بنده‏ ‏ست‏ ‏جناب
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۴۲
      سلام :

      آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
      آن توبهء صدســـــــــاله به پیمانه شکستیم
      از آتش دوزخ نهراسیـــــــم که آن شب
      ما توبه شـــــــــــــکستیم ولی دل نشکستیم
      .
      هشتم مهرماه، روجهانی بزرگداشت منزلت مولانا، گرامی باد
      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خندانک خندانک خندانک
      درود .........
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۱۳
      درود‏ ‏بر‏ ‏پیرمرد‏ ‏مهربان‏ ‏
      ارسال پاسخ
      نسرین حسینی
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۰۴:۲۵
      صدعقیده رخنه کرد در باور یکتای من
      تا ز تیمور لنگ لنگان رد شدم قاجار شد

      بسیار عالی بود قابل تامل
      تیمور لنگ رو میدونی که
      برادران خوانده های لر وبختیاری پاشو قطع کردن که اسم تیمورلنگ گرفت
      خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۳۷
      سلام‏ ‏،‏ ‏خوش‏ ‏اومدید‏ ‏
      و‏ ‏در‏ ‏جنگ‏ ‏تن‏ ‏به‏ ‏تن‏ ‏با‏ ‏اتابک‏ ‏لر‏ ‏هم‏ ‏دست‏ ‏راستش‏ ‏زخمی‏ ‏میشه‏ ‏و‏ ‏دیگه‏ ‏نمیتونه‏ ‏با‏ ‏دست‏ ‏راستش‏ ‏شمشیر‏ ‏بزنه‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏اونجا‏ ‏که‏ ‏اون‏ ‏زمان‏ ‏هر‏ ‏فرمانده‏ ‏ی‏ ‏قدرتمندی‏ ‏باید‏ ‏توانایی‏ ‏شمشیر‏ ‏زنی‏ ‏با‏ ‏هر‏ ‏دو‏ ‏دست‏ ‏رو‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ ‏از‏ ‏اون‏‏ ‏مخمصه‏ ‏نجات‏ ‏پیدا‏ ‏میکنه‏ ‏ ‏
      ارسال پاسخ
      ولی اله بایبوردی
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۱۱
      درودها استاد
      خندانک خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۳۸
      سلام‏ ‏جناب‏ ‏بایبوروی‏ ‏،‏ ‏ممنونم
      ارسال پاسخ
      احسان ولی
      پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۲۸
      بسیار زیبا و ارزشمند خندانک خندانک خندانک
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      يکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۴۱
      ارزشمند‏ ‏حضور‏ ‏شماست‏ ‏جناب‏ ‏
      ارسال پاسخ
      اکبرامرایی
      يکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۴۵
      درود واقعا زیبا بود
      علیرضاوالیزاده
      علیرضاوالیزاده
      سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۱۰
      ممنون‏ ‏آقای‏ ‏امرایی
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0