سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

سه شنبه ۳۰ مهر

یوسف

شعری از

فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)

از دفتر شعرناب نوع شعر نثر و انواع آن

ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۴۶۲
  بازدید : ۶۰   |    نظرات : ۱۳

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
آخرین اشعار ناب فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)

ای مه کنعانی من ،من همان زلیخای مصرم که عشقت پرده ی عصمتم را درید و کمند زلف پریشانت از سریر شکوه به قعر نیل حسرتم افکند.
یوسفم من همانم که تورا از گلوگاه شورزده چاه رهاندم و تو همانی که دل شوریده و دیوانه ی مرا در چشمه ی جوشان گناه غلتاندی و خود به مسند عزیز مصر تکیه زدی.
مستی و سکر زندگانی در کام من ،اندوه خفته ایست که از دیدار دورادور تو حاصل میشود .
سهی قد سیه چشم ماه سیمای من!چشمان وحشی تو ،قدح امید من است .
لبم در کام سوزان هوس میسوزد ؛در وادی گناه و جنون خنده های مستانه هوس مرا به وحشت می اندازد...
جانان من !تمام اعتقاداتم را به یغما برده ای ،آمون درونم،بت غرورم را شکسته ای ! حال من بی معبود به کدام میخانه پناه ببرم که باده فروش تو باشی؟!
من در آغوش سرد هجر میلرزم  و تو آن گوشه ایستاده ای و با کرشمه و ناز طره از رخ می زدایی.
مست از عطر دلاویز تن تو ،فغان بر می آورم و پیکی دگر از عطر تنت را خواهانم!دراین عرصه هفت خط روزگارم!ساقی من باش و سیرابم کن...ثنا گوی تو ام!
با این دامان گناه آلوده به کدامین معبود توسل جویم ؟!راستی خدایت پذیرای من هست؟!
مسیحای من!کشتی نوح را برپا کن ؛طوفان فراغ در راه است .بیا دریای اخضر فلک را بشکافیم  و تا دارالسلام بگریزیم.
آنجا که دم مسیحایی روح بخش تو بر تن نیمه برهنه ام معصیت نباشد .
آنجا که اختران بر گیسوی من تاج عشق گذارند نه کلاه هرزگی!
آنجا که سیمرغ بال و پر گشاید و من و تو را تا شط جاودانگی به ماه عسل ببرد.
آنجا که بلبلان خوش الحان سرود عشق را از نرگس وحشی چشمانت الهام بگیرند و ترانه ی چشم هایت سرود خیال انگیزی شود برای پایکوبی به خجستگی آبستن عشقی نو پا...
عصای دلبستگی را به شط جاودانگی بزن تا از میانه آن بگذریم،و این طفل عشق نوپا را به یمن آیین زرتشت غسل دهیم ؛ و من موعد آن که برسد در گوش این طفل نوپا زمزمه خواهم کرد :چشم هایت را خوب باز کن ! مبادا چشم هایت را ببندی ! مبادا سیمرغ حسادت ورزد و این راز را مایه ی هلاکت تو و سلاح دست عنودان و پلیدان سازد!
چشم هایت را خوب باز کن تا جاودانه شوی ...! 
به قلم: #کاکتوس
۴
اشتراک گذاری این شعر

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
۲ هفته پیش
درود بانو خندانک
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
سپاس🌹
ارسال پاسخ
اکبرامرایی
۲ هفته پیش
درود بانو دامنه لغات وانتخاب بجای کلمات شما زیباست موفق باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
متشکرم دوست عزیز. نظر لطف شماست
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
۲ هفته پیش
سلام
هزاران درود
با این نثرزیبایت
شاعر گرامی
خندانک خندانک خندانک خندانک
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
متشکرم خندانک
ارسال پاسخ
مسعود میناآباد
۲ هفته پیش
سلام :

در میان پرده خون عشق را گلزارها
عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها
……….
هشتم مهرماه، روجهانی بزرگداشت منزلت مولانا، گرامی باد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خندانک خندانک خندانک
مرحبا ..........
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
درود بر شما 🌹
ارسال پاسخ
سیماسلمانی (یامور)
۲ هفته پیش
سلام
بسیار زیبا بود
خندانک
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
زیبا نگاهید عزیز دل خندانک
ارسال پاسخ
فرزین مرزوقی
۲ هفته پیش
سلام و عرض ادب
بسیار زیبا خندانک خندانک خندانک
فاطمه قشلاقی رحیمی(کاکتوس)
درود بر شما. سپاسگزارم 🌹
ارسال پاسخ
سعید فلاحی
۲ هفته پیش
با سلام و احترام
زیبا سرودید
احسنت خندانک خندانک خندانک

همیشه نویسا باشی خندانک خندانک خندانک
قلمتان رقصان
برقرار وجاودان باشی شاعر جان
خندانک
خندانک
خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

آموزش و نقد شعر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1