سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 مهر 1398
    24 صفر 1441
      Tuesday 22 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        سه شنبه ۳۰ مهر

        بغض آبی‌ِ کلمات

        شعری از

        مبینا معدنی

        از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۳۴۵
          بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مبینا معدنی

        و من شعر ميگويم تا حسرتم شايد خالي شود
        بغض ابيِ كلماتم ،گاه به گاه باز خاك مالي شود
        و تو چه داني شب را تا سحر، سخت زيستن چيست...
        و من چه دانم صبح را بي چمدان، سهل رفتن چيست...
        جمله ها وا دادند و من ميان فكرت،باران را دگر ورق نميزنم..
        به شيشه هاي خيس مينگرم ،دگر اشكي به گونه هايم نميزنم...
        هر عشقي پاياني داشت و پايان من اندوهگين است...
        و تو شعري را پوشاندي كه قلبِ قافيه اش ،براي من غم انگيز است...
        تو چه ميخواستي از دستانِ دختركي كه شايد شاعر شود شبيهِ من باشد...
        و دستانِ  من چه ميخواست ،از خوابِ نوازشِ نگاه زيبايت....
        خيال ميكردم، برق انگشتري ميانِ دستانم جاودانه ميماند
        خيالي ميبينم؟ قلم به قلم ميانِ دستانم، شاعران أواره ميمانند؟
        و تو چه كردي !ميان خاطراتي كه قهرمان پدري، نداشت...
        تا شروع كودكي اش ،عمري بود و داستانش قهرمانِ جواني نداشت....
        تو چه داني ادم نتواند بفهمد، عشق خوب است يا بد؟
        و من چه ميدانم دستانم به بزرگي دستانِ تو نباشد خوب است يا بد؟
        چقدر ميتوانستم، اتاقم را هزار تا تو بدوم....باران را بخوابم، پاييز را تنها برگردم...
        چقدر ميتوانستي دروغ ها را راست تحويلم دهي...
        زمستان را گريه كنم ...و دنيا را تنها بگردم...

        شاعره :مبينا معدني
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بانو
        دلنوشته زیبایی است
        جسارتا وزن وآهنگ نیمایی ندارد خندانک
        مالک گرانمایه
        ۲ هفته پیش
        نگاشته احساس و زیبایی بود خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ۲ هفته پیش

        سلام :
        بگذار ســــــر به سینه من تا بگویمت
        اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
        بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
        عمریست در هوای تو از آشیان جداست

        دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
        خواهــــم که جاودانه بنالم به دامنت
        شاید که جاودانه بمانی کــــــنار من
        ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
        ـــــــــــــ خندانک خندانک خندانک ــــــــــ فریدون مشیری
        درود ..........
        سعید فلاحی
        ۲ هفته پیش
        با سلام و احترام
        زیبا سرودید
        احسنت خندانک خندانک خندانک

        همیشه نویسا باشی خندانک خندانک خندانک
        قلمتان رقصان
        برقرار وجاودان باشی شاعر جان
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0