سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 1 اسفند 1398
    27 جمادى الثانية 1441
      Thursday 20 Feb 2020
        قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

        پنجشنبه ۱ اسفند

        جنایات

        شعری از

        حمیدرضا محمودی (ناجی)

        از دفتر تاریکیِ مطلقِ استمراری نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۱۸ شماره ثبت ۷۶۶۲۴
          بازدید : ۶۵۱۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حمیدرضا محمودی (ناجی)
        آخرین اشعار ناب حمیدرضا محمودی (ناجی)

        صدای ارسالی شاعر:
        "جنایات" از دفتر "تاریکیِ مطلقِ استمراری"

        گرفتی و انداختی در حصارت
        منی را که یک گوشه افتاده بودم
        به غیر از دو خط شعر وامانده در ذهن
        جهان را به اهل خودش داده بودم

        نپرسیدی از من چرا گوشه گیرم
        چرا عاصی ام از خلایق به سختی
        به خوابی ملائک مرا پند دادند
        که همرنگ مردم شوی تیره بختی

        زبانم نمی چرخد این بار اصلا
        فقط با خودم زیر لب حرف دارم
        خبرها همه حاکی از نا امیدی
        از آدم نماها به شدت شکارم

        زمانی که سگ با اسیدی تلف شد
        به دستی که بالاترین آفریده ست
        بشر پیش چشمم ترک خورد و پاشید
        وَ اکنون سه روزی شده آرمیده ست

        از اخبار چیزی به جز یأس و تلخی
        به گوشم نخورده ست این چند روز
        سکوتی حدود سه هفته گذشت و
        درختان جنگل بسوزد هنوز

        کمی عشق بد نیست در زندگانی
        به قلبت رجوع کن هر از چند گاهی
        اگر چه کمی فکر هم می تواند
        خجولت کند باز انسانِ واهی

        از امشب تو کابوس خود می شوی چون
        به غیر از خودت هیچکس دشمنت نیست
        شرافت وَ انسانیت مُرد و پوسید
        مروّت، عطوفت وَ ایثار چیست...؟

        نمی خواهم القا کنم نسلِ امروز
        همه از سر و ته یه کرباس هستند
        ولی در جهانی که جنگش طبیعی ست
        چه ارزش وَ هنجار هایی شکستند

        هزاران مکافاتِ بعد از جنایات
        هزاران زن بی گناهی که مُردند
        از آن بدتر آن بچه های یتیمی
        که هر شب به جای غذا فحش خوردند

        حقوق بشر پس کجا بود آن وقت
        که طفلی به بند اسارت گرفتار
        وَ دستش لباسی که بوی پدر داشت
        امان از ستمکار ، امان از ستمکار...

        شاعر: حمیدرضا محمودی
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۲۴
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۰۲:۴۵
        سلام :

        لحظه ها عریانند.
        به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز . ( سهراب )
        _______________________________ . خندانک
        حاج مهدی عاطف
        جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۵۰
        خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۰۴
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0