سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        قصیده ی غدیریه

        شعری از

        ابراهیم حاج محمدی

        از دفتر عاشقانه ها و عارفانه ها نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۶۳۰۷
          بازدید : ۴۹   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ابراهیم حاج محمدی

         
        قلم در دستِ حق رقصید و نقش گل معطّر زد
        زمین را جبرئیل از آسمانها حلقه بر در زد
         
        قلم بالید بر خود بی برو برگرد تا یکسر
        رقم بر لوح هستی عشق را با مُشک و عنبر زد
         
        چه پیش آمد که ابلیس از تعب یکریز می نالید؟
        حقیقت خیمه بر هستی مگر رنگین کمان تر زد
         
        نگنجید از طرب در جلدِ خود آنی به چالاکی
         قدم از شور مستی موج در دریا شناور زد
         
        وزیدن را طرب انگیزتر دید از نسیم اختر
        پُل ابرویِ کدامین ماه از زمزم به کوثر زد؟
         
        قرار امّید نَتْوان داشت از اختر شبانگاهان
        مگر حوری وشی رندانه شب چشمک به اختر زد؟
         
        به سمت آسمان دل پر کشید از فرط مشتاقی
        خدنگِ عشقِ حق صیّاد بر جان کبوتر زد
         
        ملائک بو نبردند آسمان زد از زمین سر؟ یا
        زمین بود اینکه شیدا ناگهان از آسمان سر زد
         
        چنان اسباب رحمت شد مهیّا خلق دنیا را
        که با شور و شعف هستی دم از اللّه اکبر زد
         
        به عشق آدم رها شد از زمینگیری بلا تردید
        همافر شد دلش از عشق و در هفت آسمان پر زد
         
        درایت عزم خود را جزم بر هذیان ستیزی کرد
        صلابت مُشتِ پولادینِ خود را بر سرِ شر زد
         
        شماتت داشت چون سرگشتگی در روشنایی ها
        تشر پُر هیبت ایمان بالعیان بر کفرِ کافَر زد
         
        بناگاه از مهابت شاخ و برگ ظن و شک پژمرد
        تأمّل با وَلَع چون شانه بر گیسوی باور زد
         
        در این بحبوحه نور انگیزه اش گل کرد زیباتر
        فریباتر فلک بر کهکشان با عشق چنبر زد
         
        تن آسایی نمی زیبد سلحشوران میدان را
        مگر کم بر رگِ بیدار ِجان ها عشق نشتر زد؟
         
        خروشان رُو به دریا رود زود آورد از مستی
        چو می دانست پیوستن به «وَانْشَقَّ الْقَمَر» ارزد
         
        پریشان بود شیطان چون هوا را دید پس زیرا
        شرف آئینه سان تر سینه را بر قلبِ خنجر زد
         
        فضا سرشار شد از عِطرِ جان افزایِ سوسن زار
        گُل از چاکِ گریبانِ کدامین ساقه سر بر زد؟
         
        «عَلیٰ مٰا ذٰا بُعِثْتُمْ» گفت پیغمبر به هم کیشان
        و این یعنی چرا باید به نام عشق ساغر زد؟
         
        نشد چون دست و پایی زین«عَلیٰ مٰا ذٰا بُعِثْتُمْ»گم
        جواب آمد که مُطرب زخمه چون بر سیم آخر زد
         
        سروش از عرش رحمان حکم یزدان را فرود آورد
        صلا بر سالکان راه عشق، انگیزه پرور زد
         
        خدا از عرش تا بر فرش دارد چون نظر هر آن
        دو جام آیینه چون خورشید  رو در رو، برابر زد
         
        یکی خَتْمُ الرّسُل دیگر وصیّ اش حیدر صفدر
        که ایزد سکه ی شاهنشهی با نام حیدر زد
         
        سرشتش از تعلّق چون بغیر از حق مبرّا شد
        متاعِ دنیوی را زهدِ او یکباره اخگر زد
         
        تباهی از نهادش رخت چون بربست با شادی
        قدمگاهِ علی را بوسه در هر آن فروهر زد
         
        مهارِ چرخِ گردون را بدستش داد تا یزدان
        مدارِ چرخِ أخضر کِلکَش از یاقوتِ أحمر زد
         
        تغافل هاج و واج از تیز بینی ها تحیّر داشت
        بصیرت چون که شیدا دست بر دامان داور زد؟
         
        برای آنکه در قوس صعود افتد بشر یزدان
        زمین را پلّه تا عرش برین از سنگ مرمر زد
         
        محمّد زین شگفتی زا نمادِ عالمِ بالا
        کنار برکه طرحی ناب از رؤیای بندر زد
         
        تو گویی در جهنّم کفر، «فِیهٰا خٰالِدُون» می سوخت
        نبی بر روی منبر از وصایت تا که دم بر زد
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        شورانگیز و زیبا بود
        یا علی مددی خندانک
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک سپاس حضرت دوست . زنده باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک بسیار زیبا درودتان باد استادم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک درود و سپاس حضرت دوست . خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودتان
        زیبااااا
        خندانک خندانک خندانک
        ابراهیم حاج محمدی
        ابراهیم حاج محمدی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود و سپاس فراوان . پایدار باشید. خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        یاسررشیدپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب استاد گرامی

        بسیار عالی و دلچسب بود

        سپاس فراوان نثارتان

        قلمتان همواره نویسا

        پاینده باشید به مهر

        🍀🌻🌹🌷🌼🌸🍁🍁🌺🌺🌻
        🌹🌷🌷🌼🌸🍁🍁
        الهام امریاس
        ۲ هفته پیش
        درودبر استاد گرانقدر

        دستمریزادتان خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0