سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 بهمن 1397
    11 جمادى الثانية 1440
      Saturday 16 Feb 2019
        عقيده بازي ست كه به عقل نظم و نظام مي دهد.سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        شنبه ۲۷ بهمن

        قلبِ أعطينا

        شعری از

        نگين مدیری

        از دفتر شعرناب نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۷۱۲۷۹
          بازدید : ۲۳   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر نگين مدیری

        پدر ، پروانه اش را در ميان نار مى بيند 
        دگر اين خانه را بر فرق خود آوار مى بيند 
         
        خداوندا نكن ديگر ، نصيب هيچ فرزندى 
        كه طفلى مادرش را هر دمى بيمار مى بيند
         
        چرا مادر ضعيفى ؟ مى روى از هوش هر ساعت
        تو را چشمم پريشان و نحيف و زار مى بيند
         
        نمى دانم من علت را ، حسن بهتر خبر دارد
        چرا چشمان مادر چند روزى تار مى بيند ؟ 
         
        چرا رختت شده خونى ؟ جواب فضه هم اين شد
        كه او بر روى سينه ت ، نقش يك مسمار مى بيند
         
        شنيدم از لب زينب ، كه وقت شانه ى مويش
        حركت هاى دستان تو را دشوار مى بيند
         
        تو كه ياس نبى بودى ، چرا حالا شدى لاله ؟
        پيمبر هم گلش را در ميان خار مى بيند 
         
        از آن وقتى كه پشت در ، پَر اين خانه شد زخمى
        شنيدم فضه هم هرشب تو را بيدار مى بيند
         
        مسوزان آتش نمرود ، اينجا خانه ى وحى است 
        خدا جبريل را خادم ، در اين دربار مى بيند
         
        چه بد مى زد ، يكى از در يك از ديوار مى خوردى
        پدر از غصه مى ميرد تو را هر بار مى بيند
         
        الهى بشكند دستش ، رخت نيلى شده مادر 
        تو رو مى گيرى از بابا ، چقدر آزار مى بيند
         
        تو زهرا بودى و هستى ، ز بينِ دستِ آن ملعون 
        دلم خورشيد تابان را ، در اين رخسار مى بيند 
         
        نرو اى قلبِ أعطينا ، پدر طاقت نميارد 
        سلامش بى جواب و خويش را بى يار مى بيند
         
        نرو اى مونس حيدر ، على بيچاره مى گردد 
        كه بابا بعد تو يك چاه را غمخوار مى بيند
         
        نه گودال و نه محرابى ، بميرم از غمت مادر
        كه زينب قتلگاهت را در و ديوار مى بيند
         
        گذشتم من ز شعر خود، چقدر اين روضه سنگين است
        كه مظلوميت او را دلم بسيار مى بيند
         
        همان كه چادرش عمرى ، دهد روزى ايران را
        همان كه مادرى كرده ، اگر بدكار مى بيند 
         
        همان انسيه ى حورا ، همان مرضيه ى كبرى 
        قلم انوارِ نامش را در اين اشعار مى بيند 
         
        اگر ممنوعة الارث و اگر مغصوبة الحق است
        فدك را گر نصيب عده اى مكار مى بيند
         
        به جاى آن فدك حالا ، خدا عرش معلّا را
        به او بخشده اين را ، هر كه بى انكار مى بيند
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۶ روز پیش
        درود بانو
        آیینی بسیار زیبا و شورانگیز بود
        یا زهرا(س) خندانک
        وحید کاظمی
        ۶ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        ۶ روز پیش
        درودتان
        زیباااااااااا
        خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        ۴ روز پیش

        درودتان



        پاینده و سرسبز و بهاری باشید

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.