سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 4 اسفند 1397
    18 جمادى الثانية 1440
      Saturday 23 Feb 2019
        عقيده بازي ست كه به عقل نظم و نظام مي دهد.سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        شنبه ۴ اسفند

        حرفِ دلِ مسکین

        شعری از

        محمدزبیر براهویی

        از دفتر محمدزبیر براهویی نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۰۶۳۰
          بازدید : ۶۴   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمدزبیر براهویی

        دوباره زدم آهی از عمق جان 
        سرم را بردم به سمت خلق جهان
         
        از اندوه این خلق ماتم زدم 
        و در بند این نی، سازم زدم 
         
        من از کل عالم پریشان ترم
        که در امواج درد خود گُم شدم 
         
        به صبحگاه در این شهرِ پُر از درد
        نمی بینم جز انسانهای پژمرده و در به در
         
        همان مردمانی که روزی نامشان
        به صدر کل جهان بود اخبارشان
         
        ولی امروز در کار خود مانده اند
        و از چرخه ی زندگی وامانده اند
         
        چه گویم من از درد این قلب خود 
        که دیگر نیست هیچ کس در جای خود 
         
        از آن کودکانِ پخته ی محروم و فقیر
        که جای درس کار می کنند با رخسارِ پیر
         
        ولیکن ندانند نیست این حقشان 
        که با سن کم حاصل کنند نانشان
         
        و باز من با چشمانِ عادت کرده ام
        خود را از خُلق و خوی وطن دور کرده ام
         
        من از داغِ رنجی که نیست حقمان
        نا امیدم از تمامِ زمین و زمان
         
        چگونه نگریم از این درد و رنج 
        کزین حجمِ رنج ، هیچ نیافتیم گنج
         
        از آن دختِ ایران و آزاد زن
        ز داغِ دل مادر شیر زن
         
        سرِ سفره ی خالی با گل پسر
        ز اشک شرم از نگاه پدر
         
        ای مردانِ نابِ ایران زمین
        و ای شیر زنانِ آزاده ی این زمین
         
        چه کس اینگونه ما را خوار کرد
        که ابلیس را از پریشانی ما شاد کرد
         
        از این کشورِ تاریخ سازانِ پاک
        نمانده نامی جز نامِ این تکه خاک
         
        به اسمِ خدا یادی از ما کنید
        کمی شرم از نامِ خدای ما کنید
         
        صبر این خلایق ز پیمانه لبریز شد
        و این کاسه از خون لبریز شد
         
        رسومِ بیگانگان را گُم کنید
        و فکری به حال این مردم کنید
         
        که دیگر نمانده برای آنان رمق
        شده از مثنوی سهمشان یک ورق
         
        از نداری گفتن زبانشان خشک شد
        و حنجره از نفیرِ فقرشان تنگ شد
         
        من از بی خیالان چنین عاجزم
        که این زهر ها را به جان می خرم 
         
        و با این یقین که روزی آزاد شویم
        و در راه ایران قربان شویم
         
        بدون هیچ تعصب و تبعیض و جنگ
        بدون نگاه به قوم و مذهب و رنگ
         
        برای یک هدف که آن ایران است 
        صلح بجوییم تا در بدن جان است
        ● شاعر: محمدزبیر براهویی.
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد
        موفق باشید خندانک خندانک خندانک
         موسی عباسی مقدم
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر براهویی عزیز بسیار زیبا بود بزرگوار خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان بر استاد عزیزم خندانک
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        وحید کاظمی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        درود بر برادر گلم
        زیبا و خواندنی بود
        مرحبا بر شما
        خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود
        نظر لطف شماست گرانقدر خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرحناز راسخ
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        سپاس بانو خندانک
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بسیار زیبا خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        متشکرم خندانک
        درود فراوان بر شما خندانک
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        حدود ۱ ماه پیش
        روزگار تلخی برای مردم درست شده...
        و هربار که می خوام حرفی بزنم پربغض میشم بعضی وقتا ترجیح می دم از خونه بیرون نرم چون از اولین قدمی که می ذارم بیرون خونه یه فقیر یه زباله گرد یه لباس مندرس یه کودک کار و خییلی دردای دیگه رو می بینم ...

        سومِ بیگانگان را گُم کنید
        و فکری به حال این مردم کنید

        که دیگر نمانده برای آنان رمق
        شده از مثنوی سهمشان یک ورق

        از نداری گفتن زبانشان خشک شد
        و حنجره از نفیرِ فقرشان تنگ شد

        من از بی خیالان چنین عاجزم
        که این زهر ها را به جان می خرم

        و با این یقین که روزی آزاد شویم
        و در راه ایران قربان شویم

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودتان
        بسیار زیباااااااااا
        خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        سپاس استادطهماسبی گرانمهر
        نظر لطف شماست خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        حدود ۱ ماه پیش
        احسنت
        سلام ودرود برشما شاعر جوان پر احساس
        واقعاً زیبا و پر از درد مردمی
        مرحبا
        برقرار باشید درپناه حق خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنون از شما استاد یوسفی بزرگوار خندانک
        در پناه ایزدمنان باشید خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علی ناصری(عین)
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام واحترام
        درودها شایسته سروده اید شعری اجتماعی در دردهای جامعه خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان برشما خندانک
        تشکر خندانک
        سپاس گذارم خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        دکتر محمد مهدی بخارائی
        حدود ۱ ماه پیش
        شعر زیبایی است در شرح حقایق خندانک
        درود بیکران بر شما خندانک
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان بر استاد بخارائی عزیز خندانک خندانک
        سپاس خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید شیاسی  مجید
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام بسیارزیبا درود برشما
        محمدزبیر براهویی
        محمدزبیر براهویی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود
        خندانک
        متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.