سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 آذر 1397
  • روز حمل و نقل
10 ربيع الثاني 1440
  • وفات حضرت معصومه سلام الله عليها، 201 هـ ق
Monday 17 Dec 2018
    من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

    دوشنبه ۲۶ آذر

    خیانت

    شعری از

    حسین امینی

    از دفتر شعرناب نوع شعر شعرناب

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۹۳۱۷
      بازدید : ۵۱   |    نظرات : ۵

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر حسین امینی
    آخرین اشعار ناب حسین امینی

    بختم رنگ پیراهنم
    روحم رنگ پیراهنم
    عشقم رنگ پیراهنم
    سیاه سیاه
    درمرامم فراموشی نبود
    لحظه ای خاموشی نبود
    سکوتم معنای نامردی نداشت
    تنپوشم رنگ شادی نداشت
    آن همه سال مگر فراموش شدنیست؟
    آن همه مهر ومحبت مگر فروختنیست؟
    گفتم تنهایم، تنهایم نکن، گفتم این دنیا چه ارزش دارد؟ تو رهایم نکن
    این تصور خام بود، تنها ترشدم، رخت ماتم برتنم آتش شدم
    آن همه سال سوختم و تنها شدم
    بهترین سال های عمرم را به پایت سوختم، آتش شدم
    این رسم، رسم دلدادگی بود؟عاشقی بود؟مردانگی بود؟
    صبح تا به شب حسرت کشیدن شد کار من
    بی وفایی و نامردمی دیدن شد کار من
    رسم تو خیانت بود، دل فروشی بود، آری
    در مرامت عشق فروشی بود، آری
    پرسیدن از تو خطا ایست بسیار، اما، به راستی قیمت عشقم این بود آری؟
    آن همه سال، لحظه ای فراموشی نبود کار من
    عشق فروشی، دل فروشی نبود کار من
    من فقط دانستم اگر عاشق شوم از ته قلب
    یک سال که نه، صد سال هم گذشت از عاشقی فراموشی نباشد کار من
    عاقبت تنها تر از تنها شدم
    پشت سر ماتم زده سیه پوش عالم شدم
    عمر و جوانیم به پایت سوخت
    بهترین لحظه های زندگیم به پایت سوخت
    اما بدان، خیانت تاوانی دارد که حد و اندازه ندارد
    دل سوختن کاری ندارد اما، تاوانش پایان ندارد اما
    اگر این رسم عالم باشد که وای بر حال مان
    اگر این ترازوی عدالت باشد وای بر حال مان
    اگر خدای عاشقان این چنین باشد وای بر حال مان
    ای دنیا، اگر هر کس خیانت کرد و رفت وای بر حال تو
    ای دل بیاموز که عشق و دلدادگی معنا ندارد
    بی کسی آوارگی پایان ندارد
    در نهایت آرزو دارم در آتش دلم بسوزی
    همچو من در آتش بسوزی
    عشق به تو آخر آتش زد به دل و جانم
    مهر به تو آخر خاموش کرد دل و جانم
    آرزو دارم دلت چون لحظه های زندگیم آرام نگیرد
    و در آخر بدان، ایمان دارم، خیانت از تو تاوان می گیرد
     
     
    ۰
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    کبری یوسفی
    ۲ هفته پیش
    سلام ودرود برشما
    چقدر زیبا وپر محتوا
    خداقوت خندانک خندانک خندانک
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    ۲ هفته پیش
    درود برشما خندانک خندانک
    مجید شیاسی  مجید
    ۲ هفته پیش
    سلام درود برشما بسیار زیبا
    حمیدنوری(احمد)
    ۲ هفته پیش
    درود بسیار پر محتواست
    دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    همایون طهماسبی (شوکران)
    ۲ هفته پیش
    درودتان
    خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.