سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 آذر 1397
  • روز حمل و نقل
10 ربيع الثاني 1440
  • وفات حضرت معصومه سلام الله عليها، 201 هـ ق
Monday 17 Dec 2018
    من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

    دوشنبه ۲۶ آذر

    خاک پاک اهورایی

    شعری از

    ثریا پرستار

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷ ۰۲:۳۰ شماره ثبت ۶۷۹۰۷
      بازدید : ۱۷۹   |    نظرات : ۱۱

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر ثریا پرستار

    شرافت را به باد دادی
    برای لقمه ی نانی
    بگو با من ای اهریمن
    تو نیز چون من حیرانی
    چه فریادها خفته در جانم
    چو آتشفشان خواهد آمد 
    بر سر آن محتکر بی وجدانی
    که نان مردم را دهد
    به دوست جان جانی
    ببار ای باران بغض یک دم
    برای ناله طفلی
    که شب گرسنه خوابیده
    در بستر بیماری
    وزیر دردش را می داند
    مالیدن باشد راهکار
    مرده در بستر بیماری
    شعار ارزانی نوای شهر را پر کرد 
    چه می بینم گویی گرانی باشد
    اما در آمریکا است گویا
    نه در ایران که فراوانی است
    مردم شهرمم چه آمد بر سر
    وجدان و روح هایی اهورایی
    چرا رزق دوستان را
    بعضی می کنند احتکار
    این نهایت بی وجدانی است
    صدای استخوان ترک خورده
    از کوه گرانی بر شانه هایم را
    می بینم در نگاه های بهت زده 
    به آینده ای که
    پر از حیرانی است
    نفس محبوس و فریاد زندانی است
    نگاهم سر در گم از این اقتصاد بیمار 
    خیره بر جایی است
    ای مسئول که داری برج و پنت هاوس های زیبایی
    اشک های مردم را دریاب
    آ ه های آنان خود سیل فردایی است
    اگر در کاخی و در برج
    تو بشنو کلام من ای گوج
    ستون کاخ هایت پول ماست
    هنوز یادم هست روز انتخابات
    مرا خواستی پای صندوق رای
    تا دهم رای به خدمت گذارانی
    که سازند شهر و کنند خدمت 
    که ما باشیم در آسایش
    در رفاه و آرامش
    به برکت سرزمین پر کشت
    ولی افسوس خدمت گذارانم
    شدند مالک بر جان و مالم
    نشستند در کاخ ها و برج و باروها
    ما شدیم خدمت گذران
    بی جیره و مواجب ها
    چقدر تیره است آینده
    نیست امیدی بر رفاه مردم بیچاره
    همان مردم شهید از دست داده
    نه نانی و نه جایی و نه منزلگاه آرامی
    بمیرید بمیرید
    هست شعار کاخ نشین های 
    بی وجدان و از خدا بی خبر مانده
    صدایم در گلو مانده
    اشک در چشمانم
    برای مردم سرزمینم
    که با نعمت، در رنج مانده
    برای آن مردی 
    که شرمنده است 
    نزد زن و فرزند
    برای هر انسانی که این گرانی
    نجابتش را داده بر باد فحشایی
    بر آن جوان در دام اعتیاد افتاده
    بر آن کارتن خواب خیابان های شهرم
    بر آن مادر که در دستانش 
    بمیرد کودک نازش از گرانی دارویی
    که دلار ارمغان آورده
    بر آن کس که خرج 
    کودکان قد ونیم قد
    باشد بر دوشش
    اما بر سر سفره 
    گرانی اشک و حسرت چیده
    بر آن مادر که داد فرزند دلبندش
    برای خاک و میهن
    اما امروز برای لقمه ی نانی 
     گیرد دست گدایی پیش هر نامرد
    بر آن جوان های که لبخند 
    سال هاست از لبان آنان رخت بربسته
    برای نبودن شغل و کار و آینده مبهم
    برای آن که در نداری جان داد و رفت
    برای آن کس که آه  وناله شد 
    چاشنی سفرش
    برای آن جانبازی که کرد جان بازی
    اما حتی نیست دارویی برای درد سربازیش
    برای آن خوش خیالی که
    جمع کرد دلار و سکه تا
    روزی بفروشد چند برابر آن را
    برای هر انسانی که داد بر باد
    انسانیت خود را
    برای دخترانی که در سرزمین
    دوست و همسایه
    شدند دلالان زیبایی
    چه آمد بر سرت ای خاک پاک اهورایی
    که غرق در منجلاب و سختی و گندابی
     
     
    سکوت شب پخش خواهد کرد
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ ۲۳:۳۶
    درود بانو
    بسيار زيبا و شورانگيز بود
    مبين مشكلات جامعه خندانک خندانک
    ثریا پرستار
    ثریا پرستار
    سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ ۲۳:۴۹
    سلام
    ممنون بزرگوار خندانک
    ارسال پاسخ
    همایون طهماسبی (شوکران)
    سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۲۷
    چه آمد بر سرت ای خاک پاک اهورایی
    که غرق در منجلاب و سختی و گندابی
    درود بر بانو پرستار گرامی
    بسیار زیبا و به روز سروده اید
    خندانک خندانک خندانک
    ثریا پرستار
    ثریا پرستار
    سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ ۲۰:۵۴
    سلام
    ممنون خندانک
    ارسال پاسخ
    یدالله عوض پور آصف
    پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۶:۲۳
    درود بانو پرستار
    زیبا سروده اید مرحبا
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    ثریا پرستار
    پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۹:۵۴
    سلام و عرض ادب
    ممنون بزرگوار خندانک
    یحیی بزرگی پور
    پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷ ۲۳:۵۹
    آفرین هاااااااا بر ثریا خاتون محترم
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ثریا پرستار
    ثریا پرستار
    جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ ۰۳:۱۷
    ممنون بزرگوار خندانک
    ارسال پاسخ
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ ۱۸:۴۲
    درودها خندانک خندانک خندانک
    ثریا پرستار
    ثریا پرستار
    جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ ۲۲:۱۱
    ممنون بزرگوار خندانک
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ ۱۵:۱۶
    با درود شعری بود از دل برخاسته ولی باعرض
    پوزش فراوان برخی لغات مثل پنت هاوس در شعر جایی ندارند و از ارزش آن کاسته میشود خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.