سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 شهريور 1400
  • روز شعر و ادب فارسي - روز بزرگداشت استاد سيد محمدحسين شهريار
11 صفر 1443
    Saturday 18 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۲۷ شهريور

      زمین

      شعری از

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      از دفتر سپید مشق های آلاله سرخ دهم نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵ ۱۰:۳۲ شماره ثبت ۵۱۳۶۷
        بازدید : ۷۴۹   |    نظرات : ۱۵۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      در امتداد باور رویش
      به دار می کشم؛
      سایه ی بلند خاطراتی 
      لبریز ریا ...
      در قاب فلسفه ای 
      به وسعت بی دردی آدم ها
      رنگ می زنم؛
      باغ خزان زده ی رویاهایم 
      بسیاهی جنون فراموشی،
      اینک شاهد زمین سوخته ای باش
      که از نو 
      نفس می کشد!!!
      آلاله سرخ-آبان 95 
       
      ۲۳
      اشتراک گذاری این شعر
      ۵۹ شاعر این شعر را خوانده اند

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      لیلا باباخانی(سما الغزل)

      ،

      محمد علی نعمتی (حقیر)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      خه بات

      ،

      مرضیه سادات

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      مهناز نصیرپور

      ،

      حسین شفیعی بيدگلی

      ،

      رسول چهارمحالی(ساقی)

      ،

      مصطفی رضاوند

      ،

      لمیا سبتی پور

      ،

      نیره ناصری

      ،

      مهدی صادقی مود

      ،

      یاسر رشیدپور

      ،

      مهسارجایی

      ،

      محمد خسروی فرد

      ،

      احمد بیرانوند

      ،

      سیدعلمدارابوطالبی نژاد

      ،

      اسماعیل سعیدی منش

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      فاطمه باقری (سایه)

      ،

      آرزو محمدزاده ( دختری از جنس بهار)

      ،

      وحید کاظمی

      ،

      جواد مهدی پور

      ،

      علی ناصری(عین)

      ،

      رضا عزیزی (رهگذر)

      ،

      طاهره حسین زاده(کوهواره)

      ،

      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

      ،

      مرتضی اسفندیاری

      ،

      اسفندیار گلزار

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      زهرا منصوری

      ،

      علی غلامی

      ،

      منوچهر مجاهدنیا

      ،

      محمدهادي (حسيبا)

      ،

      واو بافرانی

      ،

      مهرگان

      ،

      تکتم آقابالازاده

      ،

      علی صادقی

      ،

      حسین زارع(مختار)

      ،

      محمد فروزان (م ف)

      ،

      حسن گائینی (رزاس)

      ،

      کریم لقمانی سروستانی

      ،

      حبیب رضایی رازلیقی

      ،

      حمیدرضا بزرگی (دریا )

      ،

      بهارک

      ،

      محمد ساکی

      ،

      علی اصغر اقتداری (حرمان)

      ،

      محمد حسن ایوبی

      ،

      میدیا حسینی

      ،

      مجید اسکندری

      ،

      غلامرضا مهدوی(مهدوي)

      ،

      محسن سرمچ

      ،

      نرگس فتحی زاده

      ،

      احسان صالحی ریحانی

      ،

      ميلاد درويشان (میلاد آرت)

      ،

      ایرج محرم پور

      نقدها و نظرات
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۸:۰۶
      بزرگ‌ترین حقیقت زندگی مرگ است و معلوم نیست ساعت قرارش را در چرخش بر کدام مدار، گذاشته. از همین رو است که گونه‌ی مواجهه با آن چنین اهمّیّت یافته است. دوران مدرن را عصر تنهایی دم ِ مرگ، نام نهاده‌اند. روزگاری که فرد ِ انسانی، در غیاب ِ حضور دیگران خرقه تهی خواهد کرد. تا پیش ازین، انسان‌ها نسبت به مواجهه‌ی با مرگ این‌چنین غربت را حس نمی‌کردند چرا که یا در جمع خانواده جام ِ مرگ را سر می‌کشیدند و یا اینکه یقین داشتند، دیگرانی هستند که در لحظه‌ی احتضار، حاضر باشند کنارشان. امّا دوران مدرن، عصر غیبت ِ دیگران در این ساحت نیز هست. پس باید برای کاستن از درد ِ مواجهه با مرگ و رساندن پشت ِ او به خاک، تدبیری اندیشید. یکی از راه‌کارها سیاست ِ زمین ِ سوخته است. این سخن بدان معناست که فرد باید آن‌چنان زندگی خوب، خوش و ارزشمندی داشته باشد که بر دل مرگ برای گرفتن ِ فرصت زندگی از فرد و عدم توانایی او در بهره‌مندی از آن، حسرتی بزرگ باقی گذارد. کاری نمانده باشد که فرد می‌خواسته آن را انجام دهد و امّا مرگ، فرصت ِ بودن و انجام دادن را از او ستانده باشد. باید به گونه‌ای زندگی کرد که مرگ در مواجهه‌ی با فرد و لحظه‌ی احتضار ِ او، زمینی سوخته برای خویش را دریابد که هیچ ندارد تا او بستاند. هیچ حسرتی را نمی‌تواند بر دل ِ شخص باقی گذارد. هرچه فرد، زندگی را آبادان‌تر به سر رسانده باشد، مرگ، زمین ِ سوخته‌تری تحویل خواهد گرفت. ...نگاه فلسفی به مرگ از نت
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۰:۱۷
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      درود خواهرعزیزم خندانک
      بسیارزیبا بود
      احسنت خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      در امتداد باور رویش
      به دار می کشم؛
      سایه ی بلند خاطراتی
      لبریز ریا ...
      در قاب فلسفه ای
      به وسعت بی دردی آدم ها
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۱۳:۲۱
      درود بانو
      بسیار زیبا و جالب بود
      خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۱۴:۱۲
      در امتداد باور رویش
      به دار می کشم؛
      سایه ی بلند خاطراتی
      لبریز ریا ...
      در قاب فلسفه ای
      به وسعت بی دردی آدم ها
      رنگ می زنم؛
      باغ خزان زده ی رویاهایم
      بسیاهی جنون فراموشی،
      اینک شاهد زمین سوخته ای باش
      که از نو
      نفس می کشد!!!
      آلاله سرخ-آبان 95

      سلام و هزاران درود بر خلوص احساس نابتان آلاله بانوی جان

      بسیار زیباست .....

      وجدانا که حق پردازی و ریشه ی دار_ ریا سوخته باد و
      بی هر رویش و رویا .......الهی آمین

      نازنین خواهرم اگر صلاح بود سطر اول و دوم دلسروده تان باهم عوض شود ........

      به دار میکشم
      در امتداد باور_ رویش ........................

      لحن حماسی و ضمیر غنایی تان را از یگانه خدا موج افشانی دریادلی ات باد و استواری_ عزت نفس_ کوه خندانک خندانک
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۳۶
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۳۸
      سلام گرانقدر استاد ناب شعر ناب
      بسیار عالی و دل انگیز ند نغمه هاتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۳۸
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خه بات
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۰:۴۳
      درود
      لذت بردم خندانک
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۵:۰۰
      درود بزرگوار
      بسیارزیبا بود
      دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۵:۰۴
      درود بانو
      من تقریبا همه ی شعرتان را کپی می کنم
      در قاب فلسفه ای
      به وسعت بی دردی آدم ها
      رنگ می زنم؛
      باغ خزان زده ی رویاهایم
      به سیاهی جنون فراموشی،
      اینک شاهد زمین سوخته ای باش
      که از نو
      نفس می کشد!!!

      عالی خندانک خندانک خندانک
      حسین شفیعی بيدگلی
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۵:۴۹
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۷:۰۲
      درود بر قلم شاعرانه شما
      مصطفی رضاوند
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۷:۱۷
      آفرین خندانک خندانک خندانک خندانک
      لمیا سبتی پور (صحرا)
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۷:۲۲
      درود گل بانوی عزیزم

      خندانک خندانک خندانک
      نیره ناصری نسب
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۱۸:۱۰
      درود بر استاد بانوی بزرگوارم
      بسیار زیبا ودل انگیز
      زمین سوخته ای که از نو نفس می کشد خندانک خندانک خندانک
      درود بر قلمتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی صادقی مود
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۲۰:۳۴
      سلام
      زیباست
      خندانک خندانک
      یاسررشیدپور
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۲۰:۳۶
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      محمد خسروی فرد
      يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ۲۲:۰۷
      خندانک خندانک خندانک
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۴:۲۳
      سلام
      و ممنون الاله ی سرخ سایت
      زیبا بود و سپاس خندانک خندانک
       آرزو محمدزاده
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۶:۲۹
      زیبا بود درود برشما
      بسرایید به مهر خندانک خندانک خندانک
      وحید کاظمی
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۷:۰۵
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود بر معلم دلسوز شعر ناب
      بسیار عالی و خواندی
      لذت بردم از این احساس
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد مهدی پور
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۸:۴۳
      در امتداد باور رویش
      به دار می کشم؛
      سایه ی بلند خاطراتی
      لبریز ریا ...
      در قاب فلسفه ای
      به وسعت بی دردی آدم ها
      رنگ می زنم؛
      باغ خزان زده ی رویاهایم
      بسیاهی جنون فراموشی،
      اینک شاهد زمین سوخته ای باش
      که از نو
      نفس می کشد!!!
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      سلام و احترام محضرتان استاد گرانقدرم بانو رحیم زاده ی ارجمند خندانک خندانک خندانک

      عالی و دلنشین سرودید

      بهره بردم

      سر بلند باشید به مهر
      خندانک خندانک خندانک
      علی ناصری(عین)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۲۷
      باسلام واحترام
      عالی است نگرشی زیبا وتوضحیات عالی تان بهره بردم سپاسگزارم خندانک خندانک خندانک خندانک
      رضا عزیزی (رهگذر)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۳۴
      با سلام
      زیبا بود خندانک
      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۲۲

      سرکارخانم رحیم زاده، بانوی گرامی، سلام علیکم.
      ............................................................................
      (به دارکشیدنِ سایه ی خاطراتِ لبریزاز، ریا.....بسیار هم زیباست...
      تاباد چنین بادا)
      ..................................
      البته این نوع نگاهِ فلسفی داشتن به مرگ، به هیچ وجه نه، دست یافتنی ست ونه، عقلانی.....چه، اگر انسان، رسالتی راکه به دوش دارد .....وازجانبِ پروردگارش به اوتفویض شده....احساس نماید....همیشه ودرهمه حال.....با رسیدنِ لحظه ی مرگ، زمین سوخته ای داردکه نمی باید باشد،مگر کسی (مطابقِ بانصِّ صریحِ ایات قرآن)ازلحظه ی مرگش اگاه است که، اماده باشد برای رفتن.......؟...و، بادیدی دیگر....مگرتمام شدنی ست....وظیفه ی انسان بودن.....؟که البته درین مقال صحبت نمودن...مجال می خواهدو....گوشِ شنواآن هم درین دوره ی وانفسایی که مرگ، برای همسایه خوبست....وتنهاچیزی راکه هیچگاه(شاید) به ان فکرنمی کنیم....مرگ است.یابه قولِ این نگاهِ فلسفی....(این حقیقتِ تلخ)....واصلاً چراباید ان راتلخ انگاشت؟....مگرنه اینکه امده ایم....فقط وفقط برای رفتن؟.....مگرنه اینکه مقصدِ اصلی همانست؟...ومگرنه اینکه.......حقیقتِ اصل، انجاست که رُخ می نماید؟........اگرچه ،نشانه هارابه ماداده اند....ادرس رابرایمان نوشته اند...راه راهم مشخصّ نموده اند؟....اگرچشم برانها بسته باشیم......رسیدنِ ناگاه ...تلخش خواهدکرد.....وبازهم(ادامه نمی شوددداد) ...........اصلاً کودکی که نیامده به عللی می رود....چگونه می تواند زمینِ سوخته باقی نگذارد؟........جوان ونوجوانی که خیلی زودباید رختِ سفربربندد، شاید هنوز به اقتضای انچه که خدابراوقرارداده، به (زمین) هم نمی اندیشد...تاچه برسد به اینکه چگونه ازخود باقیَش بگذارد........وچه کسی گفته ،انکه به هنگامِ مرگ....خانواده درکنارش هستند...ودررختخوابِ پَرِ قوخوابیده ودیگران ....دل نگرانش هستند.........تلخیِ مرگ را(از نگاهِ این نگاه فلسفی البته)،......... درک نمی کند؟......چه، انگاه که مرگ فرامی رسد...ومحتضر باید قبضِ روح شود....چه به وسیله ی خداوند.....یا، حضرتِ عزرائیل ویا همان فرشتگانی که عمری ازشخصٌ موردِ نظر......نگاهبانی نموده اند واکنون بنابه وظیفه ی محوّله....مأمورِ گرفتن روح هستند.....فقط وفقط خودش هست و.........واگر هزاران نفر هم اطرافش جمع باشند....نه کسی رامی بیند...ونه می تواند ازانها.......کمکی درخواست کند...بنابراین ....همه دران لحظه تنهاییم...وهیچ فرقی هم نمی کند....چه آن زمانی که روابط ....(شاید) بهتربود....وچه امروز که (بد) شده ویااینده ای که حتماً (بدتر) ازاین هم خواهدشد.........اینها باورِ غلطی ست که ماهامتأّسفانه ازاین ماجراداریم....وایضاً جریانات ومراسمِ
      بعدازمردنِ کسی.........وشاید که نودونُه درصدِ آنهارافقط برای رضایتِ دلِ خودمان انجام می دهیم..........وچون ازدیدنِ عزیزی که ازدست رفته، ناراحتیم.....(کم ویازیاد)....سفسطه بافی می کنیم.......مرگ، حقیقتی ست که نه تنها، تلخ نیست.....بلکه می تواند شیرین هم باشد اگر....این حقیقت رادرست شناخته باشیم....وبدانیم و.....باورکنیم ان را.......ببخشید بانو....قصدم نه مخالفت بااین نوشتاربود...ونه.....اینکه، بیش ازدوسه جمله بیشتر بنویسم...ولی...پیش امد....وباورکنید که صحبت دراین زمینه باتوجّه به (آدرسِ دقیق)...زیاداست ولی بیش ازین درینجانمی شود.....بیشتربدان پرداخت.....فرصت می خواهد تاباتوجّه به ایاتِ قران وحتّی ...مباحثی که درکتابهای دینیِ دیگرادیان هست، نگاهی مهربانه تر،به این حقیقت داشت..........
      دستمریزاد بزرگوار........خسته نباشید وپوزش می خواهم.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سیاوش اسفندیاری
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۵۱
      خندانک
      اسفندیار گلزار
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۵۹
      سلام برسیده ی بزرگوار
      زیبا سروده اید خندانک خندانک خندانک
      اسماعیل سعیدی منش
      دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ ۲۲:۳۴
      سلام بانو
      برداشت من از شعرتان نه تنها مرگ نیست که امید است و امیدواری
      تصاویز زیباست و قابل تامل لذت بردم.
      "لبریز ریا ...
      در قاب فلسفه ای
      به وسعت بی دردی آدم ها
      رنگ می زنم؛"
      حس می کنم در این قسمتها به شعار نزدیک شده اید.
      پاینده باشید.
      منوچهر مجاهدنیا
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۰۳:۱۱
      درودها بر شما بانو رحیم زاده گرانقدر
      مثل همیشه سپید زیبایی گفته اید
      احسنت
      خندانک خندانک
      محمدهادي (حسيبا)
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۰۸:۰۲
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      وحیده پوربافرانی
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۰۸:۵۳
      عرض ادب بانوی عزیز
      پر معنا بودو فهیمانه
      بهره بردم
      در پناه مهر یزدان
      قلمتان پربار
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سعید مطوری
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۱۱:۵۲
      اینک شاهد زمین سوخته ای باش
      که از نو
      نفس می کشد!!!
      چقدر زیبا می نویسید خندانک خندانک
      تکتم آقابالازاده
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۱۵
      درودهااااا خندانک
      نازنین استادم خندانک خندانک خندانک
      عالی می نویسید خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک مانا باشید خندانک خندانک خندانک
      علی   صادقی
      سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ۱۴:۳۲
      درود بر شما .بسیار عالی ./
      کریم لقمانی سروستانی
      چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۱۴
      سلام خانم رحیم زاده گرانقدر
      بسیار ناب .زیبا وبا معنا
      سپاستان
      شادزی خندانک
      حبیب رضایی رازلیقی
      چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      سلام استاد بانوی محترم
      عالی بود دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسن ایوبی
      پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸
      درود بر شما
      زیبا و عمیق!
      پاینده باشید بانو
      مجید اسکندری
      جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۱۲
      درودتان باد.عادیست. خندانک خندانک خندانک
      مجید اسکندری
      جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵ ۱۲:۱۵
      ببخشید.اشتباه تایپیست.بسیار عاليست. خندانک خندانک خندانک خندانک
      غلامرضا مهدوی (مهدوی)
      جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵ ۱۶:۵۵
      سلام
      زیبا سروده ای خواندم
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      حبیب رضایی رازلیقی
      شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵ ۲۳:۳۷
      درودهااااااخواهر بزرگوار
      استادانه بود این کار دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      محسن سرمچ
      دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ۲۰:۲۸
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0