سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 15 فروردين 1404
    6 شوال 1446
      Friday 4 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        جمعه ۱۵ فروردين

        انتخاب عنوان، بر عهده شماست!

        شعری از

        از دفتر غربت موهوم نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۰۹ شماره ثبت ۳۲۹۱
          بازدید : ۱۰۵۵   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر

        بدونِ عقدِ دائم و مباح، بی نکاح!
        آن پدرسوخته شده همبسترم!!!
        دم به دم، از یک شکم!!
        زاید از من کُره دیوانه ی غم!(1)
        البته یک کُره نه
        بلکه هزاران کُره با نام و نژاد گونه گون!؟

        می شوَم در آنِ واحد باردار!
        لحظه ای بعد می شوَم فارغ!
        و نوزادان، به آنی می شوند بالغ!
        و با اندک نهیبی از یکی بی درد!
        تاختِ می گیرند به زیرِ جاده ام!
        و می سایند به روی خط تیره:
        خونِ من، و خونِ آن که کِز از خستگی
        کردیم درآن وادی!؟
        با وجودی ( کُره) ها را در زمانی
        که برادر کُشت برادر بهرِ دنیا زاده ام!!
        لیک دمادم هی جوان تر!
        هی خشن تر!
        هی شقی تر!
        و قوی تر می شوَند!؟

        وای دوباره بارِ دارم!
        پس کجاست آن قابله؟
        که عاقله!
        تا ببندد زهدانِ من؟!
        و سپاردَم  به آل!

        آرزو ماندم به دل
        در کنارِ یک چراغ کم فروغ
        زیرِ مهتاب
        آن زمانی کآسمان را،
        گَردِ تاخت و تاز گرفته،
        تکه نانی سبز منظر
        همرهِ آبی به گرمی خُو گرفته!
         بخورم و بعد بخوابم؛

        آخ!
        ماهِ را در خواب می بینم به میخ اش بسته اند!
        وای!

        باز آبستَنم!

        باز آبستنَم...؟

        پژواره
        ***
        1-کره= گاهی:  مُشَدَد  است!؟
        لطفا در خصوص این دردنامه برداشت سوء نشود و  بیشتر به  عمق فاجعه توجه بفرمایید؟
        ممنونم
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر
        ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        Guest

        ،

        محمد ترکمان(پژواره)

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1