سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 شهريور 1400
  • روز شعر و ادب فارسي - روز بزرگداشت استاد سيد محمدحسين شهريار
11 صفر 1443
    Saturday 18 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۲۷ شهريور

      شعر خوشه ای یا متغیّر

      شعری از

      طارق خراسانی

      از دفتر شعر خوشه ای نوع شعر قطعه

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳ ۱۵:۱۶ شماره ثبت ۳۲۱۵۷
        بازدید : ۱۶۹۵   |    نظرات : ۱۱۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر طارق خراسانی

       
      شعر خوشه ای یا متغیّر
      حدود 15 سال پیش شعر خوشه ای یا متغیّر در یک حادثه ی ادبی در کتاب "چشم سوم" آفریده شد و متعاقبت آن تلاش شد تا این روش را در سایت های شعر مجازی مطرح تا صاحب نظران در این خصوص نظر خود را اعلام دارند ولی متأسفانه تا این مهم در فضای حقیقی مطرح نگردد نقد و بررسی آن غیر ممکن می نماید.
      فایده ی شعر خوشه ای یا متغیّر
      حدود صد سال پیش شعر نو توسط نیمایوشیج مطرح شد و متعاقب آن شعر موج نو، سپید و پُست مدرن ، نئو کلاسیک، سه گانی و پریسکه رُخ گشودند ، اما با کمال تعجب همه ی صاحبنظران دیدند که شاعرانِ شعر نو و سپید و... نه تنها منظومه ای عاشقانه و یا عارفانه و ملی نیافریدند بلکه روز به روز به سمت کوتاه شدن شعر حرکت کرده اند و در عصرِ حاضر شعر های سپید بقدری کوتاه شده اند که تعداد حروف آنان گاهی به کمتر از 33 می رسد.
      این روند رو به رشد ما را وا می دارد که شعر خوشه ای را رواج داده تا بتوان از تمام قالب های شعر در آن به نحوی عالی استفاده کرد.
      فایده ای که می توان برای شعر خوشه ای متصور بود خلق آثار بلند ملی ، مذهبی ، اجتماعی و عاشقانه است.
      امروز یک نمونه شعر خوشه ای را سروده ام تا عزیزان به شکل و شمایل آن بهتر آشنا شوند، ضمنن نوع شعر خوشه ای متغیّر است و این عنوان در صورت تایید استادان وبسایت ناب باید به عناوین شعر افزوده شود.
      اکنون این هم  شعر خوشه ای متغیّر که تقدیمِ  چشمان مهربان یاران همراه میگردد، تا چه در نظر آید...            
      سلام ای نو جوانانِ سحر خیز
      سلام ای عاشقان، از عشق لبریز
      سلام ای نسل سوم  وی چهارم
      خراسان مرد من، فرزند تبریز
      سلام ای روحِ آزادی این مُلک
      چو شمشیری به دشمن مانده ای تیز
      سلام ای کُرد بچه ، شوقِ اهواز
      سلام ای زاهدانی  عشقِ من نیز
      سلام ای دختران دشتِ آهو
      زِ ری تا گرمسارانِ دلاویز
      سلام ای چابهاری طفلِ دلبند
      به کار علم و دانش چابُک و تیز
      سلام ای اصفهان، فرهنگ ایران
      مدال افتخارت، سینه آویز
      سلام ای لُر، فروغِ دیده ی من
      که "هستی" پیش چشمت باد، ناچیز
      سلام ای دلبرِ گیلانی من
      که عمری با ستم بودی گلاویز
      سلام ای دخترِ مازندرانم
      رُخَ ت پوشانده ای از دیده ی هیز
      سلام ای ترکمن مردِ خطر خیز
      به مستی باده ای در ساغرم ریز
      »
      سلام ای شوقِ ایران، گوهرانم
      سلام ای مرز بانِ  پُر توانم
      گذشت آن روزگارانِ سیاهی
      به پایان رفت، دورانِ  تباهی
      که اسکندر به عشقِ دخترِ شاه
      ز یونان خیزد و آید به درگاه
      به حیرت مانده ام آه ای خراسان
       به خاک تو ستم می داد جولان!!
      درودا بر تو اي فرزندِ تدبير
      بنازم بر تو و شه نامه ات پير
      ابوالقاسم همان فردوسي پاك
      ز غم ها سینه اش نی یک که صد چاک
      کتابش داروی غیرت، شرف باد
      که رحمت بر وجود پاکِ وي باد
      »
      ،نشسته گوشه ای
      ، تنهای تنها
      گريزانم
       ...گریزانم ز تن ها
      »
      "در آرنگ آتش و تازیان 
      از سوهش سخت سالیان ،،،
      با خسته ترین تجسد آناهید
      در اشک ایزدان
       قنوت غوغاگر هجومی تلخ،،،
      از جبر جنون بار مغولان 
      تا هنوزها جاریست...
      چون عنفوان واژگونه ی جنایت هر تاریخ،،،
      چنان سرد و سرشک نشان
      ...
      از سینه ی سرخ این خاک 
      تا تمدنی ویران
      از تاخت هایی خون آلود
      موج در موج
      با طوفان های مسکوت درین شریان 
      و شهیق دردناک جهلی عیان...
      .
      .
      .
      سوگند
      به قلمهای جوشنده ی بلند ،،
      سوگند 
      به کتابت قدسیان اکتشاف ،،،،بند به بند
      و فیروزه ی کیان-پژمرده ی لبخند
      خاکستر به خاکستر 
      آه به آه
      بر سرو ُ
      سپیده دمان ُ
      مغرب غم انگیزت 
      گریستیم...
      ای شکوه جاودان ....
      سرزمین مادری
      ایران ...[1]"
      «
      چنان آشوب در دل می زند چنگ
      که نفرت دارم از جُرثومه ی جنگ
      »
      «سایه ای شوم روی گربه دوید
      سرو گرگانج سوخت در پاییز
      سرکشید اختناق،ایران را
      توی فنجان چکمه ی چنگیز

      چنگ زد تیغ بر رگِ اترار
      آن طرف ری نشست و زانو زد
      روسری از سر حرم افتاد
      جيغ...بر خنده هاي بانو زد

      جای فرمانده حیف خالی بود
      در فراری که رنگ خون میزد
      گربه در گردباد می رقصید
      آسمان فال بدشگون میزد
       
      سی و هشت آفتاب، خونی شد
      تب مرز وطن به روی حاد
      شب خونبار وحشی سوم
      عاقبت قلعه از نفس افتاد [2]»
       
      شيخِ عطار، آخرين بيتش
      بربريت به كاهداني بُرد
      خونِ او را كرامتي جاويد
      بربريت به سُخره اي مي مُرد
      »
      مغول رفت و ز رَه آمد که افغان
      دوباره مرگ و خونریزی و افغان
      به حیرت مانده از محمود و اشرف
      از آن موج غم و دریای خون کف
      «
      ،زن و زر
      ،در اندیشه ی فاتحان
      اسکندر را سی و پنج تن طلا
      ... و دختر پادشاه
      ،عرب
      ،نهصد شتر زر و سیم
      و شصت هزار زنِ جوانِ اسیر را
      آیا کفایتی بود...!!؟
      !!دویست سال استیلا
      !!...و چهار قرن سایه های شوم بیگانگان زرد اندیش
      »
      به او گویم که دیده حـال و روزم
      عجب نبوَد که چون شمعی بسوزم
      دلم خونست، از آن خوابِ غفلت
      شهنشاهان ایران را بلاهت
      سی و شش سال، ما و نسلِ آخر
      پی دین بوده و فرمانِ داور
      نگه کن سرزمینَ ت را تو طارق
      چگونه شد به سختی ها که فائق!!
      به لطفِ ایزد و غوغای فرهنگ
      تو خرسندی و دشمن رُخ پُر آژنگ
      غمِ نان هست، در آن سوی تحریم
      بر این غم از منَ ت صد باره تکریم
      گرسنه هستی و رویَ ت چو خورشید
      وجودت  بارِگاهِ عشق و امید
      بصیرتخانه شد دل های عشاق
      شکوهت سر برآورده ز آفاق
      سگ و گرگی به هم پیوند دارند
      به نابودی ما سوگند دارند
      ولی این اقتدارِ ملی ماست
      که از بطنِ شرافت قامت آراست
      وطن را ارتشی اینک پدیدار
      شد از قومی که می خواندش ستم، خوار
      ببین  رادارِ ما، از ملتی مَرد
      به کیلومتر دو و پانصد  رَصَد کرد
      به پَهبادی فضا را چون عقابی
      گرفته زیرِ پَر، آنگه که خوابی
      اگر دشمن بپا خیزد پی جنگ
      نه یک صد ها هزاران لشگر و هنگ
      زِ هر گوشه به تکبیری بخیزند
      به غیرت ، خونِ دشمن را بریزند
      بخوان با من تو بیتی جاودانه
      ز فردوسی ، سرودی عاشقانه
      »
      «چو ایران نباشد تن من مباد
      بدین بوم و بَر زنده یک تن مباد»
      .......
      پ . ن
      [1] از : خانم نسترن طالبزاده
      [2] از : خانم اعظم حسن زاده
      ۱۶
      اشتراک گذاری این شعر
      ۵۰ شاعر این شعر را خوانده اند

      عادل دانشی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      طارق خراسانی

      ،

      فاطمه سادات بحرینی

      ،

      مونس ارجمندی

      ،

      علی اصغر اقتداری (حرمان)

      ،

      حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

      ،

      احمد رشیدی مقدم (گمنام)

      ،

      ناهید زرین نگار

      ،

      کاک باران کورد ملکشاهی

      ،

      منوچهر مجاهدنیا

      ،

      سعید چرخچی

      ،

      آگاه ( بختیاری )

      ،

      حمیدرضا کشیتی

      ،

      عليرضا حكيم بيرانوند

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      محمد مير سليماني بافقي(باران)

      ،

      محمد ایثاری نیا (جوینی)

      ،

      راد ( احسان )

      ،

      نجمه طوسی (تینا)

      ،

      مینا علی زاده

      ،

      صبّاغ کلات

      ،

      غلامرضا مهدوی(مهدوی)

      ،

      رضا نظری

      ،

      امید

      ،

      فرهاد مهرابی

      ،

      محمد رسول دژپور

      ،

      محمد حسین پژوهنده

      ،

      میثم دانایی

      ،

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      نرجس کوکب

      ،

      صفیه پاپی

      ،

      عباس وطن دوست

      ،

      عباس خوش عمل کاشانی

      ،

      منصور دادمند

      ،

      نگار حسن زاده

      ،

      رضا صفری عمران

      ،

      منصور شاهنگیان

      ،

      سیده نسترن طالبزاده

      ،

      نسترن ماندگار

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      وحید کاظمی

      ،

      محمد رضا نظری(لادون پرند)

      ،

      يدالله عوضپور آصف

      ،

      بهار آرام(سحر)

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      نیلوفر شامی

      ،

      حمیدنوری(احمد)

      ،

      سعید فلاحی

      ،

      رسول رشیدی راد(مجتبی)

      نقدها و نظرات
      مهدی محمدی
      شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۳:۴۹
      سلام و درود

      قالب خوبی است به شرطی تلاش بیشتر برای بیان شیوه های پریدن از یک قالب به قالب دیگر.

      و کار هم کار خوبی است خدا خیرت بدهد آقای طارق خراسانی

      و دیگر این که بحث های دوستان به حاشیه کشیده رفت در اصل می بایست قالب را نقد می کردند متاسفانه شعر را نقد کردند. دلایل دوستانی که با این قالب مخالفت کرده بودند برای من قانع کننده نبود.

      البته در سرودن شعر بلند مخاطب امروز کمتر علاقه نشان میدهد یک دلیلش به شاعران امروز بر میگردد چه از یک طرف زحمت تلاش و تمرین بیشتر را به خود نمی دهند و گویا شعر و هنر دروازه ی بی در و پیکری است البته به این معنا نیست که با ورود شاعران و هنرمندان تازه کار و جوان مخالف باشیم منظور این است که برای کاری که قرار است آن را به نمایش بگذاریم کمی زحمت بکشیم. از طرف دیگر شاعران هم این جهت دهی را با خلق آثار کوتاه به مخاطبان خودشان داده اند که هر چه شعر کوتاه تر بهتر حال این که همیشه این گونه نیست.

      و دیگر این که دنیای امروز با دنیای دیروز متفاوت است. دنیای امروز مدرنیته است و ماشینیزم. بالطبع وقت انسان هم کم شده و مشغله ها زیاد و فرصت مطالعه محدود. علت این که شعر به سمت کوتاه شدن رفته بیشتر همین مسئله است و هنر امروز بیشتر به سمتی رفته که با کمترین واژگان بیشترین معانی را انتقال دهد تا در وقت مخاطب صرفه جویی شود.

      با این حال خواندن سروده های بلند خالی از لطف نیست و اگر هنرمندانه باشد و سعی و تلاش وافی و کافی باشد حتماً نتیجه بخش خواهد بود.

      دوست‎دارتان مهدی
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0