سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

سه شنبه 8 خرداد 1403
    21 ذو القعدة 1445
      Tuesday 28 May 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        سه شنبه ۸ خرداد

        فقط بذار صدات کنم (ویژه رمضان )

        شعری از

        اسامه یعقوبی

        از دفتر اشعار سوخته نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۳ ۰۰:۰۴ شماره ثبت ۲۷۷۵۹
          بازدید : ۴۸۶   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر اسامه یعقوبی

        مــاه خداســت یا مــاه من ، یا فرصــتی برای مــن 
        ای دل رها کن هر چه هست ، کاری بکن برای من 
        می خـــوام تو حوض نقاشی ،پا بـذارم تازه بشــم 
        رنگ ســفید آمــاده کن ، غســل بکنم ساده بشم 
        روح خبیث و ســرکشم ، داره می سـوزه از گـناه 
        چشــمای من پراز غمـــه،پاهام به قفل یک نگــاه 
        نه می تونم ول بکــنم ، نه رو ســـفیدم به خـــدا 
        مـــاه ضــیافتش شــده ، نمی تونم بشــم جــدا 
        می ترسم از فردایی که ،نمی دونم هستم یا نه 
        با این دل آلــوده ام ، مــهمون اون هســـتم یا نه 
        تقـــویم عمـــر رفته را ، یه بار دیگــــه ورق زدم 
        تمـــوم خـــوب و بدمــــو ، یکی یکی قلـــم زدم 
        می شدکمی بهترباشم ، میشدکه بیچاره نشم 
        می شد کنم نفســو مهار ، تا اینجور آواره نشم 
        نه خیلی من سیاه بودم،نه خیلی من سفیدبودم 
        رنگ مـثل خاکستری ،هــرچی بودم همین بودم 
        خسته ام ازدست خودم ،خسته ام ازدسته همه 
        کاشکی می شد باور کــنم ، جونم اسیر یک دمه 
        شفیق مـن تویی خــدا ،خیلی رفــیقی به خــدا 
        تو با مــرام و معرفت ، مــن ســرکش و پر ادعا 
        صدبار گذشتی ازخطام ،نشستی پای گریه هام 
        آبروم بود تو دست تو،چشم بستی ازجوروجفام 
        واسه توکه کاری نداشت،حرف همه مردم بشم 
        خیلی بدم خوب می دونم ، بذار برم تا گـم بشم 
        وقت اذان همــه تنم ، می لرزه از شــرم گـناه 
        خجــالتم می شه بیام ،به ســوی تو شدم تباه 
        نمی شه از تو بگـــذرم ، فقط بذار صــدات کنم 
        تاوان این گناهامو ، می خوام بدم چیکـــار کنم 
        دلخوش بودی به این تنو ،منم که بی وفا شدم 
        بودم همیشه مال تو ،ولی چی شد جدا شدم 
        منو ببخش منو ببخش ،رفــتم خطا خدای من 
        بذار بازم بیام پیشت ، پر نور بشه شــبای من 
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0