سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        تاوان عشق نافرجام ...!

        شعری از

        سید علی حسینی

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۳ ۱۷:۵۹ شماره ثبت ۲۷۶۶۵
          بازدید : ۶۶۳   |    نظرات : ۲۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سید علی حسینی
        آخرین اشعار ناب سید علی حسینی

        هنگامی که به گل ها خیره میشم
         
        تصویرت تو ذهنم تجسم میشه
         
        انگار تو خودم گم میشم
         
         
         
        یاد تو حتی تو خلوت شب ها دست از سرم بر نمیداره
         
        آخه این چه عشقی بود
         
        که حالا، حتی بعد رفتنت برام یه خواب خوش نمیذاره
         
         
         
        ولی درد من این نیست که چرا؟یاد تو داره دیونم میکنه
         
        درد من اینکه وقتی من بیادتم،یاد کی داره دیونت میکنه
         
         
         
        خدایا میگیم درست،که دل بعضی ها از سنگه
         
        ولی آخه چرا دل بعضی های دیگه
         
        انقدر نفهمه،که برای دل های سنگی تنگه
         
         
         
        خدایا وقتی که اون نیست، چرا باید خاطره هاش پیش من باشه
         
        مگه تاوان عشق چیست؟ که باید بخاطرش زندگیم از هم بپاشه
         
         
         
        من یکی که دیگه بریدم
         
        پشیمونم که
         
        از تنهایی به عشق رسیدم
         
        کاش مثل سابق تنها بودم
         
        تا این مصیبت را نمیدیدم
         
         
         
        خدایاااااااا،عشق چه قانون بی خودی داره
         
        آخه در حالی که چشمان من براش میباره
         
        اون داره،با عشقش میخنده به حال منه بیچاره
         
        حالا تنها تکیه گاهم یک دیواره
         
        که اونم از دست اشکام
         
        چند وقت دیگه رو سرم آواره
         
        اونوقت اون چیزی که ازم میمونه یه مزاره
         
        که بجز خاک، حتی روش یه شاخه گل نداره
         

        منم تنها
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1