سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 24 فروردين 1403
    4 شوال 1445
      Friday 12 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        جمعه ۲۴ فروردين

        یار بی تکرار

        شعری از

        عباس (یزدان) عظیمی

        از دفتر شعرناب نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ ۲۳:۰۰ شماره ثبت ۱۲۸۰۹۶
          بازدید : ۱۸۵   |    نظرات : ۳۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر عباس (یزدان) عظیمی
        آخرین اشعار ناب عباس (یزدان) عظیمی

        صدایت می کنم بسیار کجایی یار بی تکرار
        ندارم تاب تنهایی ندارم طاقت بسیار
         
        برونم کرده ای از خویش رها در دامن تشویش
        شدم سرگرم گمراهی چه دور افتاده ام از خویش
         
        نگاهم سرد ونابینا تمیزم نیست راه و چاه
        چه وهمی دارد این ظلمت چه ناهموار است این راه
         
        به هر در می زنم افسوس گره افتاده است در کار
        تهی دستم و میبازم میان خواهش و اجبار
         
        ز هر بذری که می کارم در اخر خار می چینم
        زمستان است عمر من بهاران خواب می بینم
         
        به سینه میزنم سنگت میان جمع بدگویان
        تو هر دم میدهی دردم ز بی مهری بی پایان
         
        هر انچه داشتم روزی ز کف دادم به نام تو
        به دریا دل زدم اما شدم غرق سراب تو
         
        نوایم در گلو خشکید نایم نی شده  باریک
        فروغ از دیده پر بسته جهانم تیره و تاریک
         
        ز دنیایی که می گفتی فقط حال حزین دارم
        شدم گاه پشیمانی چه شرمی بر جبین دارم
         
        کنون اوقات هشیاری ست مستی بر نمی تابد
        نقابت بر زمین افتاد بدیدم آنچه می باید
         
        وزین پس عقل میاید ز سینه جای خود بر سر
        به چشم دل شوم بینا روایم نیست چشم سر
         
        چنانم دست می شویم ز عطر گرم گیسویت
        به پایم راه می بخشم رها از ترس ابرویت
         
        صدایم در گلو افتد چنان پژواک در کهسار
        شکستن راه بر من نیست گره وا  میکنم از کار
         
        شکر خوردم غلط گفتم چه میگویم چه می بینم
        کجایی یار بی تکرار کجایی خواب شیرینم...
         
         
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۵۳
        خندانک
        سلام برشما خندانک
        به جمع ماخوش آمدید خندانک
        بسیارزیباودلنشین بود
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۱
        سلام و احترام . بودن در جمع شما افتخار است که نصیب بنده شده.
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۵:۰۷
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و پر احساس بود خندانک
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۷:۵۶
        درود
        خوش آمدید موفق باشید .

        خندانک
        سید هادی محمدی
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۱۳:۲۰
        درود بر شما

        به دانشگاه ناب خوش آمدید

        بمانید به مهر و بسرایید خندانک
        ساسان نجفی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۵:۳۰
        درود بر جناب عظیمی عزیز..
        زیبا سرودید..
        خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۴
        عرض ادب دارم خدمت شما. سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        راحله حصارکی (راحیل)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۶:۱۲
        موفق باشید🌹🌹
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۵
        عرص ادب و احترام.
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۷:۰۸

        درود برشما

        خندانک خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۵
        عرض ادب و احترام.
        ارسال پاسخ
        یاسر کریمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۰۲
        درود بر شما شعر زیبا و با مفهومی از قلم شما خواندم خندانک خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۷
        سلام. نهایت لطف شماست.
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۱۰
        سلام
        زیبا سرودی بود
        قلمتون سبز
        شاعر عزیز
        درود درود درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۸
        عرض ادب دارم خدمت شما. سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        زلیخا رامیار
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۱۱
        درودها بر شما ادیب بزرگوار، جناب آقای عباس عظیمی خندانک
        تک تک ابیات زیبا هستند ،زیبا ، روان، والبته دلنشین وشیرین خندانک
        پایدار باشید به مهر مهربان خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۱۹
        عرض ادب دارم.نظر شما باعث دلگرمی بنده خواهد شد.
        ارسال پاسخ
        زلیخا رامیار
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۴۳
        خندانک خندانک خندانک
        جواد مهدی پور
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۵۰
        درود بر شما جناب عظیمی گرامی

        ناب سرودید

        زنده باشید به مهر

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۲۳
        ارادتمند شما .پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        علی نظری سرمازه
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۱:۴۰
        درود بیکران
        زیباست
        خندانک خندانک خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۲۳
        پاینده باشید.
        ارسال پاسخ
        جواد کاظمی نیک
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۲:۱۵
        درودبرشما زیبابود 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🌺🌺🌺🌺🌺
        🪻🪻🪻🪻
        🌼🌼🌼
        🥀🥀
        💮🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🌺🌺🌺🌺🌺
        🪻🪻🪻🪻
        🌼🌼🌼
        🥀🥀
        💮
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۲۴
        سپاس بی کران .
        ارسال پاسخ
        فرامرز عبداله پور
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۴۳
        درود
        زیبا ودلنشین وپراحساس
        سروده اید
        🙏❤🌺⚘🙏
        رقص قلمتان ابدی
        شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۴:۴۳
        درود بیکران خندانک
        زیبا و تامل برانگیز خندانک
        به مهر یزدان بمانید پاینده و بالنده خندانک خندانک خندانک خندانک
        نرگس زند (آرامش)
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۱۹:۳۵
        درود وعرض ادب واحترام خندانک
        بسیار زیبا ودلنشین خندانک
        به جمع ما خوش امدید خندانک
        موفق وپیروز باشید خندانک
        معصومه خدابنده
        پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ۲۱:۳۸
        سلام واحترام جناب عظیمی
        بسیار سروده زیبایی ست و دلنشین
        موفق باشید
        مدینه ولی زاده جوشقان
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۰۸:۲۴
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۰۹:۴۶
        درود برشما

        جالب بود خندانک

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        احسان فلاح رمضانی
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۱۲:۳۷
        درودها ادیب گرامی خندانک

        بسیار زیبا قلم زدید خندانک

        موفق باشید و نویسا خندانک
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۲۳:۱۰
        صدایت می کنم بسیار کجایی یار بی تکرار
        ندارم تاب تنهایی ندارم طاقت بسیار

        برونم کرده ای از خویش رها در دامن تشویش
        شدم سرگرم گمراهی و دور افتاده ام از خویش

        نگاهم سرد و نابینا تمیزم نیست راه و چاه
        چه وهمی دارد این ظلمت چه ناهموار ست این راه

        به هر در می زنم افسوس گره افتاده است در کار
        تهی دستم و می بازم میان خواهش و اجبار

        ز هر بذری که می کارم در اخر خار می چینم
        زمستان است عمر من بهاران خواب می بینم

        به سینه میزنم سنگت میان جمع بدگویان
        تو هر دم میدهی دردم ز بی مهری بی پایان

        هر انچه داشتم روزی ز کف دادم به نام تو
        به دریا دل زدم اما شدم غرق سراب تو

        نوایم در گلو خشکید نایم نی شده  باریک
        فروغ از دیده پر بسته جهانم تیره و تاریک

        ز دنیایی که می گفتی فقط حال حزین دارم
        شدم گاه پشیمانی چه شرمی بر جبین دارم

        کنون اوقات هشیاری ست مستی بر نمی تابد
        نقابت بر زمین افتاد بدیدم آنچه می باید

        وزین پس عقل میاید ز سینه جای خود بر سر
        به چشم دل شوم بینا روایم نیست چشم سر

        چنانم دست می شویم ز عطر گرم گیسویت
        به پایم راه می بخشم رها از ترس ابرویت

        صدایم در گلو افتد چنان پژواک در کهسار
        شکستن راه بر من نیست گره وا  میکنم از کار

        شکر خوردم غلط گفتم چه میگویم چه می بینم
        کجایی یار بی تکرار کجایی خواب شیرینم...

        عباس(یزدان) عظیمی

        درود و آفرین بر شما آقای عظیمی گرامی🌹
        به شعر ناب خوش اومدین🌹
        رسم نیست که در اولین حضور شاعران در سایت، شعرشون نقد بشه، ولی از اونجایی که شعرتون قابلیت خوبی داره و حیفم اومد چند ایراد جزئی داشته باشه، جسارتاً چند سطری در موردش مینویسم و تجربیاتمو باهاتون به اشتراک میذارم:
        شعری در قالب مثنوی و با رنگ و بوی غزل، که هر بیت از اون، علاوه بر اینکه به عنوان یک تک‌بیت زیباست، میتونه مطلع یک غزل قرار بگیره.
        وزن شعر، چها بار (مفاعیلن) هست، بقول قدیمی‌ها بحر هزج مثمن سالم، که همونطور که میدونید از بحرهای متفق‌الارکان هست، یعنی تمام ارکان، از یک وزن و شبیه هم هستند.
        در اوزان متفق‌الارکان، طبق قواعد عروض، نمیتونیم در پایان نیم مصرع، از هجای کوتاه اضافه(علاوه بر وزن اصلی) استفاده کنیم. چنین اختیاری تنها در اوزان دوری(متناوب‌الارکان) مجازه(و البته اون هم اتفاق نظر قطعی در موردش نیست، برخی مجاز میدونن، برخی مجاز نمیدونن، برخی با شرایط خاصی مجاز میدونن).
        در مصرع اول شعر شما:
        صدایت می کنم بسیار کجایی یار بی تکرار
        U_ _ _ U(U) _ _ _ U _ _ _ U _ _ _
        اگه دقت بفرمایید، یک هجای کوتاه اضافه در پایان رکن دوم وجود داره(داخل پرانتز) که مربوط به هجای کشیده‌ی آخر واژه‌ی (بسیار) هست:
        بِس( _ )
        یار( _ U )
        (یار) گرچه یک سیلاب است اما از نظر وزنی یک هجای کشیده است، و طبق قواعد عروض، معادل یک هجای بلند+ یک هجای کوتاه، و به همین دلیل، وزن مصرع، یک هجای کوتاه اضافه داره و مخدوش شده.
        اگر مثلاً به جای (بسیار) می‌گفتین: (هر دم)، وزن درست بود:
        صدایت می کنم (هر دم) کجایی یار بی تکرار
        U_ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _
        البته این مثال، صرفاً برای رسوندن منظوره.

        در مصرع سوم:
        برونم کرده ای از خویش رها در دامن تشویش
        باز همون مشکل هحای کوتاه اضافه در پایان رکن دوم رو داریم. میشد مثلاً گفت: برونم کرده ای از (خود) رها در دامن تشویش
        U_ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _
        البته احتمال داره استفاده از (خویش) برای ایجاد قافیه‌ی درونی بوده، ولی قافیه‌ی درونی مستحبه! و رعایت وزن، واجب!... بقول فقها: جایی که واجب هست، مستحب، ساقط میشه😅

        در مصرع ششم:
        چه وهمی دارد این ظلمت چه ناهموار ست این راه
        با این شکلی که تایپ کردید، یعنی ننوشتن الف ِ (است)هجای اضافه‌ی مخدوش‌کننده‌ی وزن، در پایان رکن سوّم ایجاد میشه، میشد نوشت:
        چه وهمی دارد این ظلمت چه ناهموار است این راه
        با نوشتن الف ِ (است)، مکثی ایجاد میشه که وزن رو لااقل در محدوده‌ی قواعد نگه میداره، هرچند سکته ایجاد میکنه. شکل روان‌تر این مصرع میتونه یه چیزی شبیه این باشه:
        چه وهمی دارد این ظلمت چه ناهموار(و کج) این راه

        در مصرع هفتم:
        به هر در می زنم افسوس گره افتاده است در کار
        بجای (افسوس) و (است) باید واژه‌هایی جایگزین بشه که شامل دو هجای بلند باشند(یا یک هجای بلند و یک هجای کوتاه که بتونیم با استفاده از اختیار زبانی بلند حسابش کنیم):
        به هر در می زنم (امشب) گره افتاده (توی) در کار

        در بیت سیزدهم:
        شکستن راه بر من نیست گره وا  میکنم از کار
        هجای کوتاه اضافه در پایانِ (نیست). میشد مثلاً گفت:

        شکستن راه بر من (کِی؟) گره وا  میکنم از کار
        یعنی به جای (نیست) باید واژه‌ای باشه که از نظر وزنی یک هجای بلند باشه نه هجای کشیده مثل(نیست).

        مصرع آخر:
        کجایی یار بی تکرار کجایی خواب شیرینم
        هجای کوتاه اضافه در پایان ِ (تکرار). میشد مثلاً گفت:
        کجایی یار بی تکرار ِ (من ای) خواب شیرینم!

        تموم اینهایی که گفتم برای اصلاح وزن بود، و بازم میگم که کلمات پیشنهادی، صرفاً برای رسوندن منظورم بود.

        مثنوی زیبا و منسجمی بود🌹
        به امید پیشرفت روزافزون همه‌ی ما🌹

        تندرست و شاد باشید🌹
        عباس (یزدان) عظیمی
        عباس (یزدان) عظیمی
        شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۵:۳۱
        سلام و احترام. ممنون هستم که وقت گذاشتید و نکاتی که فرمودید را حتما به خاطر میسپارم.امیدوارم از بودن در کنار شما اینچنین آموزه های خوبی نصیب بنده بشود.آرزوی تندرستی برای شما دارم.
        ارسال پاسخ
        آوا     صیاد
        جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ۲۳:۱۷
        خندانک
        عباس (یزدان) عظیمی
        شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ ۱۵:۳۳
        دست بوس همه عزیزانی که بنده رو مورد لطف قرار داده اند هستم. سپاسگزارم .
        مرتضی حامدی
        دیروز
        سلام جناب استاد، قلمتان زرین ، بسیار زیبا با مفهومی قوی👌👌👌
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0