سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 9 فروردين 1402
    9 رمضان 1444
      Wednesday 29 Mar 2023

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        چهارشنبه ۹ فروردين

        از مور، تا نور

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۸:۱۸ شماره ثبت ۱۱۷۰۳۷
          بازدید : ۴۱   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        از مور، تا نور
         
        یه چشمْ تنگِ حریص را ، دیدم که کار،
        همچون مورچه میکرد
        از شدتِ حرصِ به احتکار،
        یکریز ورجه وورجه میکرد
        شنیدم که میگفتند از شدتِ حرص ، درخواب ،
        یکریز دندان قروچه میکرد
         
        با آنهمه اموال ، ز بهرِ هرطعام ، بسنده ،
        به یک کلوچه میکرد
        حتی به صد تعجب ، بسنده ،
        به یک آلوچه میکرد
         
        همه مبهوت به او
        اوکه به ظاهر وول میخورْد درفلاکت
        واقعاً آنهمه پولها را ، چه میکرد ؟
        شاید ، مخفی اش به بالش ،
        یا که تُشَکچه میکرد
         
        روزِ نو ،
        ز روزِ فوت گشته ، قهقراتر
        اگریکبارعقب ماندگی اش می افتاد پیش
        همه میگفتند با خود :
        او دراین جلو چه میکرد ؟
         
        اگر میدیدنش در چلوکبابی
        درخواستش نهایتاً آبِ کباب بود
        اگر میدیدنش در صف
        علامت سؤال میشدند مردم
        او در صفِ چلو، چه میکرد ؟
         
        نهایتاً خریدِ یک هلو کافی اش بود
        اگر میدیدنش درکنارِ طحاف ،
        علامت تعجب میشدند مردم
        او ازبهرِخریدِ یک کیلو هلو چه میکرد ؟
         
        یکرو که نبود ،
        ولی با اینهمه اعمالِ بدِ دورو چه میکرد ؟
         
        مردم همه خسته از کلامش
        واقعاً گوشهایشان باید ،
        با این مردِ غرغرو چه میکرد ؟
         
        در این گیرودار زنش باردار شد
        وقتِ وضع حمل ،
        او بود که روبه موت شده بود
        حالا باید با این هفت قلو چه میکرد ؟
         
        همه دنیا درمقابلِ چشمانِ تنگ اش ،
        پُر از وحشت شد
        حالا باید با یه دنیایی ترسناک ،
        همچون لولو چه میکرد ؟
         
        یک شب در خواب ،
        همه آینده ی زشتِ خویش را دید ،
        مانندِ اسکروچ
        صبح ،
        حیران شد هرکه او را دید
        او به احتسابِ عمر و،
        به حالِ مرور چه میکرد ؟
         
        پُر از غروری زیبا شد ،
        بعد ازآن خواب
        همه دیدند که چگونه زیر و رو شد
        چه اتفاقی افتاده بود
        به حالِ دست و دلبازی و خیراتی عظیم ،
        بینِ مستمندان و یتیمان بود
        عجبا او،
        در اینهمه نور چه میکرد
         
        بهمن بیدقی 1400/11/24
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سید هادی محمدی
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۰۳
        خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۵۴
        با سلام و عرض ادب بزرگوار
        سپاس
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۱۸:۱۳
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و آموزنده بود خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۱۹:۱۸
        با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
        سپاسگزارم
        شاد باشید
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۲۲:۰۱
        درود برشما جناب بیدقی


        بسیار جالب بود خندانک

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۲۲:۴۸
        با سلام و عرض ارادت آقای فتحی بزرگوار
        سپاسگزارم
        شاد باشید
        ارسال پاسخ
        زهره دهقانی ( شادی)
        دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ ۲۳:۵۹
        سلام و درود جناب بیدقی گرانقدر
        بسیار زیبا و پندآموز...👌
        عالی بود...💐

        بمانید به مهر و شادی✨
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ ۰۷:۱۶
        با سلام و عرض احترام هنرمند گرانقدر
        بزرگوارید
        سپاسگزارم از لطف بیکرانتان
        شاد باشید و سلامت
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0