سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 آذر 1401
  • شهادت آيت الله سيد حسن مدرس، 1316 هـ ش و روز مجلس
9 جمادى الأولى 1444
    Thursday 1 Dec 2022
    • روز جهاني مبارزه با ايدز

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    پنجشنبه ۱۰ آذر

    روزگاری بود

    شعری از

    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق

    از دفتر روایات راوی عشق نوع شعر غزل

    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۲۱:۰۹ شماره ثبت ۱۱۳۸۵۲
      بازدید : ۱۹۲   |    نظرات : ۱۶

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    آخرین اشعار ناب علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق

    صدای ارسالی شاعر:
    وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
     
    روزگاری بود عاشق بوده چون افسانه ای
    بود شمعی ،  حلقه ای ،  فتّانه ای ،  پروانه ای
     
    در بهاران از گل و بلبل غزل خوان بوده اند
    بوی نوروزانه بر دل بود چون میخانه ای
     
    هر کجا نقش چمن را دیده چون مخمل بدید
    می شد آنجا دید ،  دُخت و خنده و مستانه ای
     
    نم نمِ باران و بوی نم چو عطری از بهشت
    می زدود از جان غبار غم نَبُد غمخانه ای 
     
    تک درختی در کویری بود ،  می شد محفلی
    در پناهش دل به دل می داد ، مِی ،  پیمانه ای
     
    مهرگان با خِش خِشِ برگ خزان آهنگ ها
    می نوازید از محبّت ،  دستها افشانه ای
     
    یاد یاران چون شمیمی قلب را پر کرده بود
    فکر  و خاطر بود بر مهر و محبت لانه ای
     
    شُرشُرِ آبِ روان در دشت همچون دست مهر
    گرمی و لطفش به دلها بود چون ریحانه ای
     
    روز گارِ ما چه شد؟  شد دشت لاله شوره زار
    عطر از گلها برفت و مهر شد بیگانه ای
     
    راویا از خود ببین ،  دلبر جدا شد ،  گو چرا؟ 
    دل ببستی بر مغیلان ،  عشق شد بیگانه ای
     
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۱۰
    درود بزرگوار
    بسیار زیبا و خاطره انگیز بود
    مبین مشکلات جامعه خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    درود بر شما استاد استکی خندانک
    سپاسگزارم
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۱۹:۴۸
    سلام و عرض ادب جناب راوی بزرگوار
    اکر اشتباه نکنم، این غزل را به تازگی سروده اید.
    زبان این غزل بسیار روان و قابل فهم برای مخاطب امروزی است.
    زیبا سرودید خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    درود بر شما استاد منتظر خندانک
    سپاسگزارم از نظر لطفتان
    بله چند روز پیش سرودم
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    رویا ادیب (نازبانو)
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۱۴:۲۵
    زیبا و دلنشین خندانک خندانک خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    درود بر شما بانو ادیب خندانک
    سپاسگزارم
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    شاهزاده خانوم
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۲۱:۱۰
    این غزل نیز زیبا بود 👌
    درود بر شما خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    درود بر شما شاهزاده خانوم خندانک
    سپاسگزارم
    خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    نسرین حسینی
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۳۲
    درود برشما جناب حاجی پوری گرامی زیبا بود
    قلمتون نویسا 🌺🌺❤️❤️
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۵۰
    درود بر شما استاد حسینی خندانک
    سپاسگزارم خندانک
    ارسال پاسخ
    معصومه منصوری
    دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۳۷
    چه زیبا و از دل اومده این شعر
    خدا قوت جناب حاجی پوری خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۳۹
    درود بر شما بانو منصوری خندانک
    از نظر لطفتان سپاسگزارم خندانک
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۰۷
    راویا از خود ببین ، دلبر جدا شد ، گو چرا؟
    دل ببستی بر مغیلان ، عشق شد بیگانه ای

    راویا من گویمت بر ما چنین غم را چرا
    از حریم هم چنین تفریق وکندن چاله ای

    در خیال از خویش بودن چون الهت را فقط
    در اجابی گنج قارون بر دگرها فاله ای

    مست در احوال بودن گر نباشد محتسب
    کی بران غمدیده در اطراف خود را چاره ای

    بر دگرها گر نما شد شاید انگشتی به کَر
    برخودی اما گر انگشتی نیازت شانه ای

    بر دل تیمار خود کی بوده حقی یا عدو
    بردر خویشانِ خود سالی به یاغی دایه ای

    گوش بر هل من که ناصر بوده رابامومِ تر
    دورگرفرسنگ ها انجا به دادَش پایه ای

    بریقین لازم که باشد ما زاو دائم خطر
    آنکه عمری شد گذر ازیک خطر را ناله ای

    ای بر این اسباب نیکی با ریا لعنت که ما
    می دهیم هرجا اگر تزویر باشد مایه ای

    با تقدیم 🌹🌹🌹
    روح اله سلیمی
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۳۹
    درود بر شما جناب سلیمی خندانک
    تبریک میگم به طبع روان و فصیح شما
    سپاسگزارم
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۱۸
    جناب حاجی پوری عزیز
    اگر اشتباه نکنم باسمنج در تبریزه
    و این یعنی یک شاعرتورک زبان بااین توان عالی
    ایا تاکنون شعر تورکی منتشر نکردید اینجا یا بنده سعادت نداشتم
    لطف الیین هردن ده بیر تورکی شعر پایلاشین 🌹🙏
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۴۳
    یاشیاسان جناب سلیمی خندانک
    من تبریز اؤرکه سینده نم تورکی شعرده واریمدی قسمت اولسا پایلاشدیررام
    ساغ یاشیاسان خندانک
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0