سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 آذر 1401
  • شهادت آيت الله سيد حسن مدرس، 1316 هـ ش و روز مجلس
9 جمادى الأولى 1444
    Thursday 1 Dec 2022
    • روز جهاني مبارزه با ايدز

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    پنجشنبه ۱۰ آذر

    قرعه غم

    شعری از

    سجاد نخعی پور (ناخدا)

    از دفتر شعرناب نوع شعر قطعه

    ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۲۵ شماره ثبت ۱۱۳۷۹۳
      بازدید : ۳۲۶   |    نظرات : ۱۲

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر سجاد نخعی پور (ناخدا)

    ای دو چشـم خــون دیده،مـن ز تــو شرمنده ام
    گویی هر شب قرعه غم دست تو بوسیده است
    انـقَـدَر مــردی کــه هــر شب بــی صــدا 
    ناله کردی و کسـی،شیوه نالیدنت نشنیده است 
    غــم ســراغــت را ز دل بــستــانــد و رفـت 
    اری او هـم نقطه یِ ضعف تــو را فـهـمیده است
    ای دو‌ چشم خون دیده،خون دل ها خورده اید
    مـثـل قلبـی که مـیـان رود خون رقصیده است 
    در هــجــوم حـملـه هـا بــی دفاع ایــستـاده ای
    مثل غزه ای که بی سلاح،سال ها جنگیده است
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۴۱
    درود بزرگوار
    جالب و زیبا بود خندانک
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ ۲۰:۱۶
    سلام و درود به شاعر گرامی جناب نخعی پور
    با توجه به اینکه پنجره نقد را باز گذاشته درخواست نقد نمودید چند نکته بیان می کنم
    ۱ - شعر زیبایی به لحاظ محتوا سرودید
    ۲ - این شعر را در قالب قطعه و در وزن \" فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن \" سرودید
    ۳ - وزن انتخابی شما پانزده هجایی بوذه ولی مصاریع زیر یازده هجایی می باشد
    انـقَـدَر مــردی کــه هــر شب بــی صــدا
    غــم ســراغــت را ز دل بــستــانــد و رفـت
    ۴ - برابر وزن انتخابی شما تقطیع هجایی مصرع:
    \"گویی هر شب قرعه غم دست تو بوسیده است\" به صورت زیر می باشد
    گو/ئ/یر/شب/قُر/عِ/یِ/غم/دس/تِ/تُ/بو/سی/دِ/است
    که در کلمه \"هر\" حرف \"ه\" خوانده نمی شود
    ۵ - در مصرع \"مـثـل قلبـی که مـیـان رود خون رقصیده است\" وزن لغزش دارد اگر بجای حرف اضافۀ \"که\" \" در \" را جایگزین کنید وزن مصرع درست می شود بصورت زیر:
    مـثـل قلبـی در مـیـان رود خون رقصیده است
    ۶- در مصرع \"در هــجــوم حـملـه هـا بــی دفاع ایــستـاده ای\" یک هجای بلند جا انداخته شده است پیشنهاد می گردد مصرع زیر جایگزین گردد
    در هجوم و حملۀ غم گشته ای آماج تیر
    امیدوارم که جسارت بنده را بخشیده باشید
    به مهر سرایید
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

    سجاد نخعی پور (ناخدا)
    سجاد نخعی پور (ناخدا)
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۰۵
    خیلی خوشحال شدم از نقدتون ممنونم که اشتباهتم رو گفتین خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۶:۳۱
    درود بر شما خندانک
    سپاسگزارم
    قصدم فقط راهنمایی بود
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۵۶
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    ارسال پاسخ
    سید محمدرضا لاهیجی
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۳:۵۶
    سلام و درود بر شما و نابیان عزیز

    برای تعیین رَوی باید واک‌هایِ زاید بر اصلِ کلمه را کنار گذاشت، این تک واژ هایِ زاید بر اصل عبارتند از: نشانه‌هایِ جمع (ان، ات، ین، ها) ضمایرِ متصل، شناسه فعل، ن مصدری، وَ پسوند، بدیهی‌ست که تک واژ های بعد از رَوی همواره ثابتند و بدونِ تغییر، اگر این تک واژ ها را از آخرِ کلمات حذف کنیم به واک رَوی می‌رسیم، مثلاً در کلماتِ خفتند_گفتند بعد از حذف شناسه (ند) به واک (ت) که حرف رَوی‌ست می‌رسیم!

    در افعالِ ماضی آخرین واک بُنِ ماضی (سوّم شخصِ مفرد) و در افعال مضارع آخرین واک بُنِ مضارع ( اوّل شخصِ مفردِ فعلِ امر) رَوی‌ست!

    کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
    از نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

    آن‌چنان که عرض شد در افعالِ ماضی آخرین واک بُنِ ماضی یعنی سوّم شخصِ مفرد رَوی‌ست، لذا در این بیت (ه‌اند) که واک زاید بر اصل کلمه است حذف شده، و در این بیت هجایِ قافیه می‌شود (رید _ لید) که دالِ ببرید و نالید حرف رَوی‌‌ست، و از آن‌جایی‌که مدلِ قافیه

    صامت+مصوتِ بلند+صامت

    است، صامتِ اوّلی قابلِ تغییر و مصوتِ بلند+صامتِ دوّم غیرِ قابلِ تغییرند!

    در شعرِ اخیرِ شما نیز
    (ه) واکِ زایدست

    ماضی (سوّم شخصِ مفرد)
    (او) بوسید
    (او) نشنید
    (او) فهمید
    (او) جنگید
    (او) رقصید

    که دال نیز حرف رَوی‌ست
    وَ قوافی بی اشکال و سالم و صحیح هستند!


    مثالی دیگر از شعرِ دکتر عبدالحمید ضیایی گرانقدر


    یکی از لطف‌هایِ عشق مشقِ دل بریدن بود

    اگر چه ظاهراً مشغولِ پیراهن دریدن بود

    چو بویِ گُل قرارِ این جهان جز بی‌قراری نیست

    اگر آوراگی جایی برایِ آرمیدن بود

    ببین آیینه بِشکن می‌زند از شوقِ دیدارت

    زِ خود تن می‌زند روحی که دلتنگ رهیدن بود

    و...

    آن به آن شاعر باشاتر باشی!


    سیدمحمدرضالاهیجی
    ساکوتی.هند
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۶:۲۴
    درود بر شما جناب لاهیجی
    جهت اطلاع خودم می پرسم
    اینجور که فرمودید با اضافه کردن "ید" ماضی ساز به آخر کلمات (صفت) آنها را همقافیه کرد مثل رقص بوس جنگ تاب ساب چرب جدب نام
    بعضی از این دست کلمات همقافیه های خود را دارند مثل
    جنگ تفنگ رنگ سنگ
    فهم سهم
    بوس خروس طوس روس
    پس می فرماییدکه ریشۀ کلمه مهم نیست چی باشد اگر با اضافه کردن حرف ید فعل سوم شخص سوم درست شود کلمات با هم همقافیه میشوند
    ارسال پاسخ
    سید محمدرضا لاهیجی
    سید محمدرضا لاهیجی
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۷:۴۳
    سلام و درود
    صبح و روز جناب‌عالی بهشت

    اولاً خدا نکرده سوءتفاهم نشود بنده نقد بر نقد شما ارسال کردم که تنها معدلِ دلیل، هم‌آموزی و تبادلِ نظرست وَ لا غیر، ثانیاً خدا نبخشد و مباد مرا که چنین خوار و پست باشم و شوم، زیرا به جد بر حذرم از قبحِ این عملِ ناجوانمردانه، چراکه بارها و بارها نقد نوشتم یا یک کامنت ساده ارسال کردم، وَ بعضی از افرادِ نخود هر آش بدونِ وجه عقلانی و کلامی و استدلالی آمده‌اند و با استفاده ابزاری از نقد انتقاد بر نقد و کامنتم نوشته‌اند و حقیر زبان در کام نگه‌داشته‌ام که سایت مبادا دچارِ حواشی و نزاع بی بهره و بی‌جا شود!


    ثالثاً آن‌چه حقیر نوشتم عین العین از کتابِ المعجم و سپس کتابِ عروض و قافیه جنابِ دکتر سیروس شمیسا و سپس کتابِ پاگردِ قافیه اثرِ دکتر محی‌الدّین رشدادست که به‌نظرم محلِ رجوع و مرجعند و بنده دخل و تصرّفی در آن به‌هیچ عنوان نکرده‌ و نداشته‌ام!

    رابعاً گرانقدرِ بزرگوار دو شعر از دو سده دور از هم ذکر شد که التفات بفرمایید چه شاعرِ مُتقدّم و چه شاعرِ معاصر در این روند و بستر هم‌نگاه و هم‌باور و هم‌گرا هستند، وَ قافیه در هر دو منتج به صلاح و سلامت و صحّت است!

    و خامساً همان‌طور که جنابتان اشراف دارید قافیه در اَشکال و گوناگونی داریم که در هر تنوع مجاور با قوانینِ خاص خودست!

    حقیر بعید و دور از ذهن می‌دانم هم کتب، هم شاعرِ شهیرِ کهن، وَ هم شاعرِ معاصری چون دکترِ ضیایی راه قافیه را که از واضحاتِ شعرست به اشتباه رفته باشند، متأسفانه خیلی از حرف‌ها آنقدر در مجازی دکمهٔ دکلمه‌اش پلی شده که ما فکر می‌کنیم عینِ صحّت‌ست، از همین دست حرف‌ها اغلاطِ املایی‌ست مثلِ حتا نوشتن حتّی، مثلِ خواهشاً و گاهاً که خواهش و گاه پارسی‌ست و هرگز با اً ادغام نمی‌شود، مثلِ استادان که به اشتباه اساتید نوشته و گفته می‌شود، مثلِ کلاسیک خواندن شعرِ منظوم و هکذا و هکذا ...

    زرنگار فکر و گل‌اندیش باشید!

    مریم کاسیانی
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۵۶
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    ارسال پاسخ
    فاطمه گودرزی
    چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ ۲۰:۲۴
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    مریم کاسیانی
    پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۳۴
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    احسان کریمیان علی آبادی
    جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۱۵
    درود

    سروده غمگین و دغدغه مندی است

    شاد و پیروز و سلامت باشید
    خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0