سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 6 آذر 1400
    22 ربيع الثاني 1443
      Saturday 27 Nov 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۶ آذر

        بستر تشویش

        شعری از

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        از دفتر منتشر نشده ها نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۱۰۴۸۳۱
          بازدید : ۴۷۱   |    نظرات : ۶۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهرداد عزیزیان بی تخلص
        آخرین اشعار ناب مهرداد عزیزیان بی تخلص

        عشق در بستر ِ تشویش ،میسّر نشود
        شام ِ کاشانه ی درویش ،منوّر نشود
        چه کنم یار ِ نظر کرده ز منزل دور است
        بیش از این عاشق ِ دل ریش،مکدّر نشود

        گرچه بر لشکر ِ نومیدی و غم تاخته ام
        با پریشانی و دلتنگی ِ خود ساخته ام
        پنجه در پنجه ی هر دلهره انداخته ام
        برده ام رنج ، ولی قافیه را باخته ام

        وای بر حال ِ من و عاقبت ِ مردودم
        در هوای قدمش نای ِ زمان فرسودم
        وصل ، مخلوق ِ خیال ِ من ِ سر در گم نیست
        همچنان ذاکر ِ این قبله ی بی معبودم

        تا کجا از غم ِ او عاشق ِ دلخون باشم؟
        این چه دردیست که هر ثانیه افسون باشم؟
        گر نجویم ته ِ افسانه ی بی لیلا را
        باز باید به گرفتاری ِ مجنون باشم

        بعد از این ،خاک کنم سینه ی سودائی را
        تا فراموش کُند صورت ِ رویائی را
        وقت ِ آنست که بعد از جدلی بی فرجام
        باز ، آغوش بگیرم تن ِ تنهائی را
        ۲۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۷ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        موفق باشید خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم جناب استکی گرامی
        به مهر خواندید بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        ۷ روز پیش
        در وجود ما هزاران گرگ و خوک

        صالح ناصالح و خوب خشوک

        حکم آن خورست کآن. عالی ترست

        چون که زر پیش از مس آند آن زرست

        ساعتی گرگی در آید در بشر

        ساعتی یوسف رخی. هم چون. قمر

        دل ترا در کوی اهل دل کشد

        تن تو را در حبس آب گل کشد

        هین غذای دل بده از هم دلی

        رو بجوی اقبال را از مقبلی

        آب گل خواهد در دریا رود

        گل گرفت پای آب را می کشد

        گر رهاند پای خود را از دست گل

        گل بماند خشک و او شد مستقل

        آب ما محبوس گل مندست هین

        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        سلام این شعر زیبا از حضرت مولا نا

        بس می گوید شیرین از حال ما

        کی شود ما از گل برمانیم جان

        سوی در یا رقس کنان چون موجها

        ما چه محبوس مانده ایم در نفس خیش
        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        کاش یر آن شتابیم تا نگردد در ما درشت

        چو در وجود ما می گردد تا به کشت
        و از فریدون مشیری

        هر که گرش را بیندازد به خاک

        رقته رفته می شود انسان پاک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم از حضورتان بانو آهنگران گرامی
        🌺🙏🌺
        محمد رضا خوشرو
        ۸ روز پیش
        سلام.
        بستر تشویش.
        و اما شعر.

        عشق در بستر تشویش میسّر نشود
        باوزن ...

        فعلاتن... فعلاتن ...فعلاتن ...فعلن

        شعر خوش آهنگی بود و تا آخر با همین وزن ادامه داشت.
        شعر از قافیه های زیبایی هم سود برده بود
        میسّر نشود...۱
        منوّر نشود...۲
        مکدّر نشود...۳
        و قافیه های دیگر.ظاهرا شاعر قافیه هم ،یک دو جین اضافه داشت.

        شعر دارای معنی زیبایی هم بود.
        عشق در بستر تشویش میسر نشود⚘
        شام کاشانه در وین منور نشود⚘

        هیچ عشقی با تشویش و اضطراب شک ساخته و پرداخته نمی‌شود .
        و
        هیچ درویش ،فقیر،و مسکینی ، غذاهایی رنگارنگ بر سر سفره خود ندارد

        چه کنم یار نظر کرده ز منزل دور است⚘
        بیش از این عاشق دل ریش مکدّر نشود⚘
        چه کنم معشوقه ی من که از منزل دور است. و
        این عشقِ (دل ریش).دل چرکین بیشتر از این
        ناراحت و افسرده نمی‌تواند بِشود.

        خندانک
        گر چه بر لشکر نو میدی و غم تاخته ام ⚘
        با پریشانی و دلتنگی خود ساخته آمد⚘

        و اگرچه با این همه سختی ها و نا امیدی ها کنار آمده ام
        و با دلتنگی و دلگیری ها کنار آمده ام
        پنجه در پنجه ی هر دلهره انداخته ام⚘
        برده ام رنج و ولی قافیه را باخته ام⚘
        با نا کامی ها و نا ملایمات زندگی پنجه در پنجه شدم. .... کنایه از رو در رو شدن با مشکلات
        خندانک
        برده ام رنج ها و ولی (...قافیه را باخته ام )
        رنج ها برده ام ...و .... کنایه از مغلوب شدن ، فرصت را از دست دادن
        است.
        و اما در اینجا.
        خود جناب عزیزیان می‌دانند
        قافیه را باخته ام.
        در ده ها شعر و ترانه آمده است و امید وارم شاعر عزیز ما این جمله و مصرع در ذهن خود شاعر آمده باشد .


        وای بر حال من و عاقبت مردودم⚘
        در هوای قدمش نای زمان فرسودم ⚘
        وای بر این حال ِ زار و آخر عاقبت بی ثمرم
        و بی حاصلم
        که برای او گذاشتم و تلف کردم..ضایع کردم
        و گذشت عمرم
        وصل مخلوق خیال من سر در گم نیست⚘
        همچنان ذاکر این قبله ی بی معبودم⚘

        وصل مخلوق اتصال ...پیوند با این خالق من در فکر منِ سر در گم نباشد، و همچنان به دنبال دعا گوی یاد کننده ی این عشق خودم
        .
        در بیت های پایانی شاعر دل سوخته ما سروده اند
        بعد از این خاک کنم سینه ی سودایی را
        تا فراموش کند صورت رویایی را.
        وقت آن است که بعد از جدلی بی فرجام
        باز آغوش بگیرم تن تنهایی را.

        بعد این همه دیوانه گی و مجنون بودن باید به زیر خاک کنم این دل عاشق را
        تا فراموشش شود
        به دنبال صورت زیبا بودن را
        وقتش رسیده بعد از کَلَنجار رفتن زیاد با خودم
        که آخر و عاقبتی نداشت دوباره به همان تنهایی خودم برگردم.
        .
        .
        شعر زیبایی بود شاعر عزیز.
        و بله صورت زیبا تمام اتفاقات نیست
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        موفق و مؤید باشید.



















        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سلام بر جناب خوشروی گرامی
        متشکرم از نقدتان ، البته سراسر لطف بود 🌺🙏
        فقط ۲ نکته ی کوچک را حس کردم توضیح دهم بد نباشد
        شام کاشانه ی درویش منور نشود
        منظورم این بود که شب خانه ی درویش نورانی نمیشود چون در خانه اش یاری نیست
        و در مورد قافیه را باختن
        صد البته که قبلا هم استفاده شده ، چون یک اصطلاح مرسوم است و در بسیاری اشعار و ادبیات داستانی احتمالا استفاده میشود
        در نهایت باز قدردانی میکنم از شما دوست گرامی که افتخار دادید در صفحه ی بنده نقدی بنویسید
        🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        ...
        درود عزیز بزرگوارم.
        .
        موفق باشید.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        فاطمه بهرامی
        ۹ روز پیش
        سلام ودرود بر شما
        بسیار زیبا وپر محتوا ......ایام بکام
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو بهرامی گرامی
        زیبا خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        مریم محبوب
        ۹ روز پیش
        درودها

        گر نجویم ته ِ افسانه ی بی لیلا را
        باز باید به گرفتاری ِ مجنون باشم

        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو محبوب گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        ۸ روز پیش
        درود بر شما
        بسیار عالی بود چون اشعار دیگرتان
        قلمتان شاداب و دلتان شادتر
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو کاسیانی گرامی
        سپاس بابت حضور پر مهرتان🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        ۸ روز پیش
        عالی رفیق
        عالی
        چندباره خواندنش توصیه این حقیر است
        نفست گرم و کلامت ماندگار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        جناب غرب عزیز✋
        خوشحالم از حضور گرمتان بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        ۸ روز پیش
        درود بر شما جناب عزیزیان گرامی
        همانند همیشه شعری ناب از
        قلمی ناب .
        پایدار باشید و پیروز .
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو گودرزی گرامی
        ناب خواندید بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        ۸ روز پیش
        درود ها بر شما جناب عزیزیان
        بسیار زیبا دلنشین
        بسرایید به مهر
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو مهتدی گرامی
        مهرتان پایدار بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۸ روز پیش
        و سلام بر مهرداد نازنین و اشعار نازنین ترش
        چهارپاره ای خواندم و لذت بردم و نشان تسلط در اکثر قالب های شعری است.
        از آن جایی که سعی میکنم در کامنت ها طمطراق نویسی نکنم و خودمونی و دوستانه حرف بزنم چون بهترین دوستانم را در سایت میبینم و خوشحالم از حضورشان
        راستش هنوز مزه شعر قبلی ات بر جان و زبانم باقی است و هرازگاهی زمزمه میکنم و منتظرم شعری به همان زیبایی (از لحاظ سلیقه وگرنه از منظر ادبیات قطعا همه اشعارت زیباست)منتشر کنی.
        التذاذ ادبی و شعری را در صفحه ات بینهایت تجربه میکنم در مورد این شعر که جناب محمدرضا خوشروی خوش سیرت و مهربان تفسیر نمود و زیبایی شعر که عیان است و تکرار آن را جایز نمی‌دانم سواد آنچنان خوبی در کلاسیک ندارم که در محضر اساتید روده درازی کنم که خود مهرداد جزو اساتید هستند
        فقط احساس میکنم کا‌ش در بند اول بجای* نشود * نمی شود بود
        عشق در بستر ِ تشویش ،میسّر نمی شود
        شام ِ کاشانه ی درویش ،منوّر نمی شود
        چه کنم یار ِ نظر کرده ز منزل دور است
        بیش از این عاشق ِ دل ریش،مکدّر نمی شود
        موسیقی بهتری داشت فکر کنم
        و اینکه مصراع سوم در بند دوم (انداخته ام) نیاز به قافیه نداشت
        اینها سلیقه ای بود که مهربانی ات جسارتم را برای بیان آنها در همه اشعار خوب و زیبایت بیشتر می‌کند
        و در انتها از بودنت حس خوبی دارم و به دوستی با شما افتخار میکنم
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سلام بر مازیار عزیز
        بنده هم از حضور در جنع عزیزان حس خوبی دارم از جمله شما🙏🌺
        بندهای ۴ قافیه ای را گاها دوست دارم و در برخی چهارپاره ها استفاده میکنم ، و البته میدانیم که برای چهارپاره ۲ قافیه کفایت میکند.
        در مورد " می شود" چون یک هجا به وزن اضافه میکند ناممکن است و شعر را از وزن خارج میکند ، البته وزن خاصی برای خودش بوجود می آورد که مد نظر من نیست
        متشکرم از حضور پرمهرت عزیز🌺🌺🙏
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        ۸ روز پیش
        سلام و احترام مهرداد عزیز
        عالی بود و البته اینقدر شعر زیباتر داری که انتخاب و مقایسه بینشان سخت است،
        فقط به اعتراف و اقرار به زیبایی ادبیاتت دارم
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم مسعود خان عزیز
        لطف داری و زیبا میخوانی 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        ۸ روز پیش
        درود بر جناب عزیزیان ارجمند
        بسیار زیبا سرودید
        قلمتان سبز
        و
        دلتان شاد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب پرناک عزیز
        سبز باشید بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        ۸ روز پیش
        سلام اثری شاد از شما دوست دارم ببینم اگر سابق فرستادید بفرمایید رجوع کنم اگر نه کی شاهد باشیم

        مرحوم خیام این حکیم نحریر چه خوش غرر و درر را برایمان تحریر فرمودند مزین کنم کلام را با چند رباعی ازیشان و عزت زیاد
        ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت
        ناگه برود ز تن روان پاکت
        بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
        زآن پیش که سبزه بر دمد از خاکت

        ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
        دریاب که هفته دگر خاک شده‌ست
        می نوش و گلی بچین که تا درنگری
        گل خاک شده‌ست و سبزه خاشاک شده‌ست

        می خوردن و شاد بودن آیین منست
        فارغ بودن ز کفر و دین دین منست
        گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
        گفتا دل خرم تو کابین منست

        این قافله عمر عجب میگذرد
        دریاب دمی که با طرب میگذرد
        ساقی غم فردای حریفان چه خوری
        پیش آر پیاله را که شب میگذرد

        روزی‌ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
        ابر از رخ گلزار همی‌شوید گرد
        بلبل به زبان حال خود با گل زرد
        فریاد همی‌کند که می باید خورد

        ای دل غم این جهان فرسوده مخور
        بیهوده نئی غمان بیهوده مخور
        چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
        خوش باش غم بوده و نابوده مخور

        نتوان دل شاد را به غم فرسودن
        وقت خوش خود بسنگ محنت سودن
        کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
        می باید و معشوق و به کام آسودن

        خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی
        فارغ شده‌اند از تمنای تو دی
        قصه چه کنم که به تقاضای تو دی
        دادند قرار کار فردای تو دی

        البته ایشان هم غمباده دارند بنابه مصالحی و میدانید که خیام خیلی روشن نیست کدام رباعی از ایشانست و کدام نیست به هر حال صحبت در نسبت است که بهترست به شادی بچربد
        غمباده ای از استاد
        عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
        محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
        شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
        ما را ز کس دگر نمیباید خواست
        و لکن باز استاد شاکرند ولو به کنایه
        باری دغدغه های اجتماعی اگر وارد باشد البته اگر، با نوشته های ما تغییری نخواهد کرد یا بعیداست تغییری بکند فقط عیش خویش و دیگران را منغص میکنیم مگر آنکه رسالتی برای شاعر بپنداریم و بحث هنر برای هنر را هم یک سو نهیم درین حال خوبست شاعر، عشری هم به دغدغه ها اختصاص دهد و لکن ترویج شادی، امید بخشی و هزاران مقوله ی مثبت دیگر هم از رسالتهای شاعرست
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        نمیدانم آخرین بار کی واقعا شاد بوده ام جناب آزاد گرامی
        اگر اثر شادی هم از بنده در صفحه ام خواندید بدانید تصور است و تجربه نیست
        بله البته بنده هم بدم نمی آید باقی عمر با طرب بگذرد
        ببینیم چه میشود
        متشکرم از حضورتان🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        درسته مهرداد
        گفتی چند بار خوندم وزن و موسیقی خود شعر عالی تر هست و من اشتباه کردم
        واقعا ببخشید خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        اختیار داری محمد جان ✋✋🌺
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۸ روز پیش
        البته کمی فکر کردم و یادم آمد آخرین باری که واقعا شاد بودم سال اردیبهشت سال ۱۳۸۸ بوده
        گفتم بگویم که دروغ گو نشوم🌺🙏🌺
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        ۸ روز پیش
        سلام غزلی از جناب ابتهاج تقدیم امید که مشعوفتان نماید زین پس رسالت من شادی شماست

        نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
        تا اشارات نظر نامه رسان من توست

        گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
        پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

        روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
        حالیا چشم جهانی نگران من و توست

        گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
        همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

        این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
        گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

        نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
        هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

        سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
        وه از این آتش روشن که به جان من و توست
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب آزاد 🌺🙏🌺
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        ۸ روز پیش
        سلام مهرداد جان خندانک خندانک خندانک
        زببا بود خندانک خندانک دست مریزاد👏👏👏
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم محسن جان عزیز
        سپاس بابت حضورت ✋✋🌺
        ارسال پاسخ
        مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
        ۸ روز پیش
        سلام جناب
        دو بند آخر شعر شما شبیه شعر(چند در کوی تو با خاک برابر باشم) و ... وحشی بافقی بود البته برای دلسوز
        موفق باشید خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب بدری گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        ۷ روز پیش
        درود های فراوان وارادتی بی پایان جناب عزیزیان استاد و ادیب گرانقدر
        بسیار شیوا ودلنشین
        کامیاب ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم جناب معینی گرامی
        به مهر خواندید بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        سید علی کهنگی (واسع)
        ۷ روز پیش
        عرض سلام و ادب،احسنت به شما شاعر توانا دمتان گرم
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم جناب کهنگی گرامی
        به مهر خواندید قربان🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        ۷ روز پیش
        سلام جناب عزیزیان گرامی
        چهارپاره ایی زیبا بود
        رنج را برده ام و قافیه را باخته ام
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سلام بر جناب عطاالهی گرامی
        سپاس بابت حضور پرمهرتان🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        رضا رضوی تخلص (دود)
        ۷ روز پیش
        سلام‌و درود جناب عزیزیان عزیز
        چهارپاره بسیار زیبایی از قلمتان‌خواندم و لذت بردم
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب رضوی گرامی
        زیبا خواندید عزیز🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        ایرج محرم پور(صوفی خموش )
        ۷ روز پیش
        درودها ....دوست عزیز خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب محرم پور گرامی
        سپاس بابت حضورتان بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        احسان کریمیان علی آبادی
        ۷ روز پیش
        درود بسیار زیبا و گیرا
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب علی آبادی گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        ۶ روز پیش
        درود برشما جناب عزیزیان
        چون همیشه زیبا وناب
        دستمریزاد
        ماندگار قلمتان خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو رحیمی گرامی
        زیبا خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۶ روز پیش
        خندانک
        درودجناب عزیزیان خندانک
        مثل همیشه بسیارعالی بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم بانو عجم گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        ۶ روز پیش
        سلام و درود و عرض خداقوت خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب رضاپور گرامی
        بزرگوارید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        ۶ روز پیش
        سلام و عرض ادب و جناب عزیزیان
        بسیار زیبا و دلنشین سروده ای خواندم از قلم سرشارتان خندانک
        خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب پرهیزکار گرامی
        زیبا خواندید بزرگوار 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        سعید ساعدی
        ۶ روز پیش
        احسنت خندانک بسیار عالی خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        متشکرم جناب ساعدی گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        ۵ روز پیش
        درود بر جناب عزیزیان گرامی

        وقت ِ آنست که بعد از جدلی بی فرجام
        باز ، آغوش بگیرم تن ِ تنهائی را

        خندانک خندانک خندانک

        عاااالی بود
        مرحلا

        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سپاسگزارم بانو فتحی گرامی
        به مهر خواندید 🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        ۱۱ ساعت پیش
        بسیار زیبا بود
        مخصوصا چارپاره پایانی عالی بود
        دوسش داشتم

        درودها برشما جناب عزیزیان گرامی

        قلمتون ماندگار خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0