سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        یک غروب سرد پاییزی

        شعری از

        آرمان پرناک

        از دفتر امید نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۹ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۲۴ شماره ثبت ۱۰۴۳۴۱
          بازدید : ۴۷۹   |    نظرات : ۶۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر آرمان پرناک

        یک غروب سرد پاییزی
        و شروع مرگ تدریجی
        و مزاری که خالیست از دیدار.


        تنم بی حس
        آنقدر که نفهمد
        عبور باران را
        از لابه لای پلک های متروکم
        تا چشم های خشکیده و سپید.
        تنم بیحس
        آنقدر که نفهمد
        به یک آن و نسیم
        سایه ای رفت از سر
        شانه درختی لرزید
        نوبلوطی غش کرد
        برگ سبزی ترسید
        و پاره ابری که غمگین تر از قبل
        می گریست.

        چقدر تنهایم
        وقتی اینجا
        شلوغ است از بی تویی.
        تو نمی فهمی چه می گویم...
        آه از اینجا و سکوت یکباره.


        یک غروب سرد پاییزی
        و مرور خاطرات خیسم
        و آن همه فریاد که بی جواب ماند،
        آن همه حرف زدن با خود
        درست مثل الانم.

        یک غروب سرد پاییزی
        و چراغی که خاموش شد.
        تو رفتی...
        و دو پایی که
        هر چه تلاش کرد نرسید.
        جای خالی ات در سینه ام
        شد چهارراهِ مورچگان
        سینه ای که روزی روشن بود
        چقدر غریبانه خاموش شد.

        یک غروب سرد پاییزی
        و تویی که سراغم نیامدی
        چه روی خاک
        چه زیر خاک
        چقدر تنهایم.

        چقدر تنهایم
        که روی سنگ قبرم اینگونه نوشتند:
        « تو در مسیر بودی
        و این مسیر یک پایان داشت:
        عشق دست نیافتنی ست »
         
        >آرمان پرناک
         
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        غمگین خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۸:۵۸
        سلام استاد گرانقدرم
        بسیار ممنون که سر زدید
        سرتان سلامت
        ایام بکام
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۳۳
        سلام و احترام

        چقدرررر تاثیرگذار و واقعاً استادبیان و تامل برانگیز سرودید مرحبا خندانک

        امیدوارم به لطف حضرت حق تعالی
        غم هاتان اندک و شادی هاتان بسیارگردد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۰۱
        درود بیکران بر استادبانو
        بی نهایت سپاسگزارم از شما
        دلیل تاخیر این شعر را امروز بعد از اتفاقی فهمیدم. به واقع لمسش کردم و باز فهمیدم کسی جز خدا فکر آدم نیست
        سلامت و شاد باشید
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۰۱
        خندانک خندانک خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک
        امين آزادبخت
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۲:۳۳
        با سلام

        قبل از کاشت نهالم،چیزی در مورد کاشت نهال چه از اینجانب،چه از جانبی دیگر،مختصر عرض کنم.وقتی نهالی در باغی کاشته می شود،نیاز است صاحب باغ به آن رسیدگی کند،نهال اگر خشک شود،باغدار را دیگر به کاشت نهال در باغش نیاز نیست.این هم از سر مهر بود.

        دوست دارم کاشت نهال را از تنم بی حس شروع کنم
        تن بی حس،باران،پلک متروک،چشم خشک،این واژه ها را به ترتیب اینجا چیدم.اگر خوب نگاه کنید یک آن تصویر براحتی هرچه تمامتر،زنده،جلویِ چشمهایمان ظاهر می شود.من یکبار در مورد انتخاب تصویر بصورت زنده در یکی از برگهای سبز دوستان چیزی به یادگار کاشتم.آنجا تفاوت دو تصویر را اجمالی نمایان ساختم.در ادامه شعر، شاعر از واژه نوبلوط استفاده کرده است.بلوط درختیست که عمر طولانی دارد.البته تنه بلوط به کندی قطور می شود مثلا قطر یک درخت بلوط با قطر یک درخت چنار بسیار متفاوت است .نوبلوط ،گستره وسیعی از سن بلوط را شامل می شود که باید شاعر توضیح می داد کدام نوبلوط ؟قبل از آن برای ترسیم فضا و تیرگی آن ،شاعر از مصرع "شانه درختی لرزید"استفاده کرده است.که در ادامه نوبلوط غش می کند و برگِ سبزی می ترسد،فضا دوست داشتنیست اما برای نوبلوط از اغراق استفاده کرده است که باید برگ سبز را در همین اغراق،نیز شانه درخت را ،می گنجاند.تا تناسب فنی را نیز رعایت کرده باشد.(شاعر به درستی عدم نام بردن درخت،را رعایت کرده است)یا باید اغراق نوبلوط را حذف می کرد.که البته این از لحاظ فنی بود.و شاعر در ایجاد تصاویر زنده بسیار موفق عمل کرده است.نیز تناسب واژه و تصویر.
        از دیگر کارهای خوبی که در این شعر،شاعر به درستی انجام داده است،دور نشدن از موضوع با تکرار جمله ی "یک غروب سرد پاییزی"ست.نیز هم یکپارچگی معناییست که با رعایت وزن درونی،به آن اعتبار بیشتری بخشیده است.
        شاعر در انتقال مفهوم و پیام،موفق عمل کرده است.
        اینها یک نگاه ریز به یک بند بود و یک نگاه کلی به شعر.هر کدام از بندها،جای بحث و تعریف دارد .
        یک نکته در آخر،شاعر پیام خودرا،به خوبی به مخاطب،با استفاده از تکنیک آماده کردن و غافلگیر کردن ،منتقل کرده است.(بند آخر شعر)

        با سپاسمندی خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۱۲
        سلام و درود بی پایان بر جناب آزادبخت گرانقدر
        خیلی خوش آمدید خندانک
        نگاه پر مهرتان در حرف به حرف این نقد عیان است
        بسیار سپاسگزارم از شما
        شادکام باشید و سلامت
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۱۲
        سلام بانو آهنگران عزیز
        خیلی لطف کردید
        بسیار سپاسگزارم
        شادکام و سلامت باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        دوشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۵۹
        .
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        دوشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۴۲
        درود بر شما
        زیبا بود
        🌹🌹
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        دوشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۵۵
        درود بیکران بر بانو خدابنده عزیز
        بزرگواری فرمودید
        بسیار ممنون و متشکر
        شاد و سلامت باشید
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۰۱
        دمتان گرم دلتان شاد
        شاعر بزرگوار
        درود هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۴:۴۸
        سلام استاد عزیزم
        قدم بر دیده نهادید
        خیلی ممنون
        التماس دعا دارم
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۴
        خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۵:۴۵
        درود بر جناب پرناک گرامی
        زیبا بود عزیز، در بحث فنی که بنده اشرافی ندارم منتها خط سیر اثر را دوست داشتم و لحظه ای که به یکباره وزنی به سروده تزریق کردید ( شانه ای رفت از سر ....) کاملا نوعی هیجان و حرکت به ذهن بنده القا شد 👏👏
        شلوغ است از بی تویی
        چهار راه مورچگان
        اینها و چند قسمت دیگر قسمتهایی بودند که شاخک های ذهن بنده را تحریک و خرسند کردند
        در کلیت این سپید را دوست داشتم
        حسی غریبانه داشت که به اعتقاد بنده بسیار خوب انتقال داده شده بود
        موفق باشید 👏🌺🙏
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۰۶
        سلام جناب عزیزیان گرانقدر
        بزرگواری فرمودید
        از حضور و نظرتان بسیار خوشحال شدم
        سلامت و شاد باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۵:۵۱
        سلام و احترام آرمان ادیب
        شعر زیبایی بود،آغازش عالی بود حس شعرت را مخاطب به خوبی درک میکرد و ادامه می داد،تصویر و فضا به خوبی ترسیم شده بود، تکرار واژه ها بنظر این حقیر ضعف بود ،یک دوگانگی ریتمیک احساس کردم در شعرت
        با سپاس
        خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۱۱
        سلام جناب آزادبخت عزیز
        خیلی خوش آمدید
        واقعا ممنونم از شما
        تکرار واژه ها و بخش ریتمیک را بگذارید بر حساب هدفی که در سر دارم.
        سلامت و برقرار باشید
        ایام بکام
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۴
        خندانک
        محمد جواد عطاالهی
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۲۰
        سلام جناب پرناک گرامی
        در بُعد احساس زیبا بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۱۴
        سلام جناب عطاالهی عزیز
        بسیار ممنون که خواندید
        موفق و سلامت باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۴
        خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        سلام جناب پرناک
        وزن شعر نیمایی است
        زیبا بود کمی دچار اطناب بود اما زیبا بود بخش انتهایی شعرت عالی بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۳۰
        سلام جناب مازیار عزیز
        خیلی خوش آمدید
        زیبا نگریستید
        بخش ریتمیک که اسمش را وزنک و تا حدودی موازنه در شعر می گذارم به عمد لحاظ کردم و احتمالا گهگداری اینکار را تکرار خواهم کرد.
        گویا در پاره ای از سروده حقیر، ردپای سهراب هم پیدا بود ولی ...
        سلامت و تندرست باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۴
        خندانک
        محمد رضا خوشرو
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۰۱
        افرین آرمان
        شعر زیبایی سرودی.
        مزار خالی از دیدار به
        مزار و قبرهایی اشاره دارد که
        از زائر و اقوام میت خالیست.

        شعرتان زیبا بود .
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۳۱
        سلام جناب خوشروی عزیز
        بسیار متشکرم
        سرتان سلامت
        و
        روزگارتان خوش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۵
        خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ ۲۳:۵۱
        سلام آرمان جانم
        چقدر دلم برات تنگ شده بود
        نمیدونم چرا این پروفایل و انتخاب کردی
        ولی دوسش ندارم
        ازشعرت نگذرم که اینجاش دیوانه م کرده


        چقدر تنهایم
        وقتی اینجا
        شلوغ است از بی تویی.
        تو نمی فهمی چه می گویم...
        آه از اینجا و سکوت یکباره.......

        زنده باشی داداش گلم خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۶:۵۱
        درود بیکران بر برادر بزرگوارم
        بسیار ممنون که سر زدید
        و به مانند همیشه لطف داشتید
        چشم پروفایل را به زودی عوض میکنم
        سلامت و شاد باشید
        ایام بکام
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۵
        خندانک
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۳:۵۲
        درود آرمان عزیز خندانک خندانک خندانک
        شعرت رو دوست داشتم خندانک خندانک
        کلا با سپیدهای شما ارتباط برقرار می کنم موفق باشید خندانک 🙏
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۶:۵۴
        سلام جناب ابراهیمی گرانقدر
        به دیده اغماض نگریستید
        بسیار ممنونم از شما
        زنده باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۴۲
        تنهایی تان پر از طعم عرفان خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۳۰
        درود بر استاد عزیز
        بسیار ممنونم
        دلتان مملو از شادی و عشق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
        خندانک
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۷
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۴۲
        سلام و درود و عرض ادب
        لطفاً با سرایش در گونه ی زیبای شعر سروش و قرار دادن سروش های زیبایتان در صفحه ی اصلی این پایگاه ادبی،
        به گروه سروش سرایان بپیوندید و
        در گسترش این گونه ی زیبا، مددکار باشید!

        سروش هایی تقدیم تان:

        زیرگونه های شعر سروش

        قالب یا گونه ی شعری سروش به دلیل باز و انعطاف پذیر بودن زیاد خود و پذیرش شیوه های در پیوند با شعر سنتی و شعر نو، به شکل ها و زیرگونه های زیادی قابل کاربرد است، مانند سروش قافیه مند پایان کوتاه: باغبانا! هَرَس نمودن، به/ از تبرها، به دور بودن، به/ غزلی جنگلی شنودن، به/ شاخه ها را به مهر سودن، به/ قهر و کین، هراس آرد./ (علی سیاوشی)

        سروش مسمطی کوتاه: هجر را انتظار می داند/ گرد ره را سوار می داند/ جبر گل را هَزار می داند/ غنچه ی بوسه در لبم پژمرد./ (شهاب‌الدین شجاع)

        سروش مسمطی پیوسته (دارای چند بند با لَخت پایانی بدون قافیه): یکی از بندهای این زیرگونه از شعر سروش به عنوان نمونه: غم هجران، تمام خواهد شد/ نوبت التیام خواهد شد/ روزگاری به کام خواهد شد/ سحری را اگر قیام کنی./ (علی معصومی)

        سروش دارای وزن آزاد: هر چه می گفتم از عشق، زبانت انکار می کرد/ بی جهت، چشمانت زبان انکار را تکرار می کرد/ وقتی از این زبانه ی آتش دلت استغفار می کرد/ دل رسوا/ همیشه/ بر دارِ تماشا است./ (حامی شریبی)

        سروش پایان کوتاه بی قافیه: باشد! از شهر بی گل و بلبل/ باشد! از کوچه‌های بی لبخند!/ باشد! از خانه های بی ایمان/ ما گذشتیم./ (محمدعلی رضاپور)

        سرایندگان شعر سروش

        تعدادی از سرایندگان ایران، افغانستان و تاجیکستان به سرایش سروش، روی آورده اند که(به ترتیب حروف الفبا و از نام کوچک) عبارت اند از:

        ایمان اسماعیلی (راجی) ،
        حامی شریبی،
        حبیب رضائی رازلیقی،
        حیات الله پایانی،
        سمیه خوشرو (شبنم)،
        شهاب الدین شجاع (از تاجیکستان)، طارق خراسانی،
        طاهره حسین زاده(کوهواره)،
        عادله ملائکه یارا،
        عبدالوارث قاسمیار(از افغانستان)،
        عزیز سنگین(از تاجیکستان)،
        علی سیاوشی،
        علی معصومی،
        عيسی غفوری شِبرِه
        (در سروش های تبری یا مازندرانی)، محمد صدوقی،
        محمد علی رضاپور (مهدی)،
        میثم مرادی
        و غیره.
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۳۲
        سلام
        چشم اگر قسمت شود، در این سبک نیز خود را محک می زنم
        سلامت و تندرست باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۵۷
        سلام آرمان جان
        ممنونم که قابل دونستی و پروفایلتو عوض کردی
        مرسی عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۲:۲۲
        سلام مجدد
        این چه حرفیست. شما امر بفرمایید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        طوبی آهنگران
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۱۳:۱۷
        خندانک
        فاطمه گودرزی
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۲۱
        سلام و درود جناب پرناک بزرگوار
        زیبا و دلنشینی بود
        واین مسیر یک پایان داشت
        عشق دست نیافتنی ست
        بسیار عالی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۱۷:۳۰
        سلام بانو گودرزی ارجمند
        خیلی لطف کردید
        سپاسگزارم از شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۰۵
        درود و احترام فراوان به جناب پرناک ارجمند
        سپیدِ بلند و بس غمگینی را به رشته ی تحریر درآوردید با تصویر سازی عالی و زبانی روان برای پیوند هرچه بیشتر مخاطب با شعرتان خندانک
        در کل بگویم بسیار زیبا قلم زدید خندانک
        شاعرانگی هاتان مستدام خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۲۶
        سلام بانو گمار ارجمند
        خیلی لطف کردید
        بسیار ممنونم از شما
        سلامت و برقرار باشید
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰ ۲۲:۴۳
        سلام در مورد مرحوم هایدگر اگر خطانکنم شنیدم بر روی جلد مجموعه آثارش کلمه آثار را خط زدند و راه ها را نوشتند پایان اثر شما مرا به یاد آن بزرگمرد انداخت زندگی راهیست بین العدمین عدمی که در ازل شروع شد و اگر بکوشیم به عدم ابدی نائل میشویم بعون الله گرچه فرمود

        گر چه وصالش نه به کوشش دهند
        هر قدر ای دل که توانی بکوش

        مرحوم مولانا روحی له الفدا فرمودند

        گفت من مستسقیم آبم کشد
        گرچه می‌دانم که هم آبم کشد

        هیچ مستقسقی بنگریزد ز آب
        گر دو صد بارش کند مات و خراب

        گر بیاماسد مرا دست و شکم
        عشق آب از من نخواهد گشت کم

        گویم آنگه که بپرسند از بطون
        کاشکی بحرم روان بودی درون

        خیک اشکم گو بدر از موج آب
        گر بمیرم هست مرگم مستطاب

        من بهر جایی که بینم آب جو
        رشکم آید بودمی من جای او

        دست چون دف و شکم همچون دهل
        طبل عشق آب می‌کوبم چو گل

        گر بریزد خونم آن روح الامین
        جرعه جرعه خون خورم همچون زمین

        چون زمین وچون جنین خون‌خواره‌ام
        تا که عاشق گشته‌ام این کاره‌ام

        شب همی‌جوشم در آتش همچو دیگ
        روز تا شب خون خورم مانند ریگ

        من پشیمانم که مکر انگیختم
        از مراد خشم او بگریختم

        گو بران بر جان مستم خشم خویش
        عید قربان اوست و عاشق گاومیش

        گاو اگر خسپد وگر چیزی خورد
        بهر عید و ذبح او می‌پرورد

        گاو موسی دان مرا جان داده‌ای
        جزو جزوم حشر هر آزاده‌ای

        گاو موسی بود قربان گشته‌ای
        کمترین جزوش حیات کشته‌ای

        برجهید آن کشته ز آسیبش ز جا
        در خطاب اضربوه بعضها

        یا کرامی اذبحوا هذا البقر
        ان اردتم حشر ارواح النظر

        از جمادی مردم و نامی شدم
        وز نما مردم به حیوان برزدم

        مردم از حیوانی و آدم شدم
        پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

        حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
        تا بر آرم از ملایک پر و سر

        وز ملک هم بایدم جستن ز جو
        کل شیء هالک الا وجهه

        بار دیگر از ملک قربان شوم
        آنچ اندر وهم ناید آن شوم

        پس عدم گردم عدم چون ارغنون
        گویدم که انا الیه راجعون

        مرگ دان آنک اتفاق امتست
        کاب حیوانی نهان در ظلمتست

        همچو نیلوفر برو زین طرف جو
        همچو مستسقی حریص و مرگ‌جو

        مرگ او آبست و او جویای آب
        می‌خورد والله اعلم بالصواب

        ای فسرده عاشق ننگین نمد
        کو ز بیم جان ز جانان می‌رمد

        سوی تیغ عشقش ای ننگ زنان
        صد هزاران جان نگر دستک‌زنان

        جوی دیدی کوزه اندر جوی ریز
        آب را از جوی کی باشد گریز

        آب کوزه چون در آب جو شود
        محو گردد در وی و جو او شود

        وصف او فانی شد و ذاتش بقا
        زین سپس نه کم شود نه بدلقا

        خویش را بر نخل او آویختم
        عذر آن را که ازو بگریختم

        کل غزل خواجه را هم بیاورم

        هاتفی از گوشه میخانه دوش
        گفت ببخشند گنه می بنوش

        لطف الهی بکند کار خویش
        مژده رحمت برساند سروش

        این خرد خام به میخانه بر
        تا می لعل آوردش خون به جوش

        گر چه وصالش نه به کوشش دهند
        هر قدر ای دل که توانی بکوش

        لطف خدا بیشتر از جرم ماست
        نکته سربسته چه دانی خموش

        گوش من و حلقه گیسوی یار
        روی من و خاک در می فروش

        رندی حافظ نه گناهیست صعب
        با کرم پادشه عیب پوش

        داور دین شاه شجاع آن که کرد
        روح قدس حلقه امرش به گوش

        ای ملک العرش مرادش بده
        و از خطر چشم بدش دار گوش

        در برخی غزلهای مدحی جناب خواجه که دقت کردم در همانها هم مطالب عمیقی خواجه بعضا گنجانده اند مثل این غزل

        احمد الله علی معدلة السلطان
        احمد شیخ اویس حسن ایلخانی

        خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد
        آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی

        دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد
        مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی

        ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
        دولت احمدی و معجزه سبحانی

        جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
        چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

        برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست
        بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی

        گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم
        بعد منزل نبود در سفر روحانی

        از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت
        حبذا دجله بغداد و می ریحانی

        سر عاشق که نه خاک در معشوق بود
        کی خلاصش بود از محنت سرگردانی

        ای نسیم سحری خاک در یار بیار
        که کند حافظ از او دیده دل نورانی

        تبارک الله امید ادبیات ببخشید در مورد اثرتان چیزی ننوشتم چون صلاحیت ندارم حسب الکلام یجر الکلام مطالبی سیاهه شد
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۳۲
        گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم
        بعد منزل نبود در سفر روحانی

        درود بر جناب آزاد گرانقدر
        خیلی ممنون بابت دو سروده بی نظیر
        می دانم معمولا شما شعر غمباده دوست ندارید فلذا اگر با خوانش این اثر انرژی منفی دریافت کردید، عذرخواهم. دل است و قلم.

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۳۷
        سلام جناب غرب ذیل اثر آقای پرهیزکار(برگ سبزی بودم) فرمودند
        و بر عکس نظر جناب آزاد ، شاعر را چون نویسنده ای میدانم که تصویری و یا داستانی را حکایت میکند که لزوما بر پایه احساسات و نگاه خودش نیست و تنها تصویری از خیال است و الّا ، تمام سناریست های فیلمها هم بر این روال میبایست زندگی تراژیک و درامی داشته باشند
        فروغ فرشیدفر
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۰۱:۵۵
        درود بر جناب آرمان گرامی🌹
        زیبا ودلنشین بود بخصوص حس شعر عالی بود.
        رو گارتون پرازمهر
        🙏🌹🙏🌹🙏🌹
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۰۷:۱۸
        سلام بانو فرشیدفر ارجمند
        خیلی خوش آمدید
        سپاسگزارم از شما
        سلامت باشید خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عرشیا خوشرو
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۱۹:۵۵
        خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۲۴
        سلام عرشیا جان
        از حضورتان بسیار خوشحال شدم
        انشالله همیشه سلامت و موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۵۶
        درود آرمان عزیز و مهربان

        تصویر تنهایی آنقدر واقعی و گویاست که انگار خود به آن دچاریم و چقدر در سلسله واژه ها زیبا و ملموس به نقش درآمده
        دستمریزاد
        پاییزت بی غم و دلت به شادی گرم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        جمعه ۱۴ آبان ۱۴۰۰ ۲۱:۴۲
        سلام و درود بیکران بر استاد گرانقدرم
        خیلی ممنون که سر زدید
        سپاسگزارم
        دلتان مملو از شادی و عشق
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        يکشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰ ۰۰:۱۱
        سلام و درود فراوان خدمت تان جناب پرناک عزیز
        سپید زیبایی بود درود بر شما
        لذت بخش بود خندانک خندانک
        آرمان پرناک
        آرمان پرناک
        يکشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰ ۰۶:۴۴
        سلام جناب صادقی ارجمند
        خیلی لطف کردید
        سپاسگزارم
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0