سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 1 آبان 1400
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
18 ربيع الأول 1443
    Saturday 23 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۱ آبان

      سارا

      شعری از

      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

      از دفتر نجوای دلسوز نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۳۲۳۴
        بازدید : ۹۴۶   |    نظرات : ۶۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      آخرین اشعار ناب مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

      ای یار محبوبم تو ای خوبم خرابم من خرابم
      بی تو کویرم من اسیرم من سرابم من سرابم
      تنها و غمگینم ببین بی تو چه مسکینم کجایی
      ماندم به دیدارت به تکرارت که تا از در درآیی
      بی تو شبی سردم ببین پاییزم و زردم تو بازا
      نازت خریدارم تو را دارم نگاهم کن تو نازا
      از من تو رنجیدی مرا دیدی که در رنج و عذابم
      نقشی بزن بر دل بیا همدل که من نقشی بر آبم
      از من گذر کردی مرا خونین جگر کردی تو یارا
      برگرد و برگردان مرا از این شب پایان تو سارا
      بر من تو خندیدی مرا دیدی که میخندم کنارت
      رفتی ولی یارا تو ای سارا نگاهی کن به یارت
      دیروز و امروزم گذر کن در شب و روزم که زارم
      فردا کنارم باش نوید انتظارم باش تو یارم
      برگرد و شادم کن بیا غرق نشاطم کن صدا کن
      باران پاییزم بیا از گریه لبریزم نوا کن
      آن شب که میرفتی دلم در سینه آتش شد شکستم
      بی تو در این شبها ببین افسرده و تنها نشستم
      با دل جفا کردی مرا سارا رها کردی کجایی
      جانم به لب آمد مرا از من جدا کردی کجایی
      رفتی تو از پیشم ببین تنهاتر از خویشم خدایا
      شبگرد و رسوایم بیا جانا که درویشم خدایا
      دورم کن از دوری نگو سارا که مجبوری تو بازا
      غرق غرورم کن بیا غرق سرورم کن تو نازا
      گفتی که می آیی بگو یارا که اینجایی کنارم
      امید فصل پاییزی بیا از خنده لبریزی قرارم
      پاییز بی برگم بیا بی تو خود مرگم بهارم
      امشب صبورِ وقت دیدارم بیا یارم نگارم
      با من مدارا کن بیا دردم مداوا کن تو یارا
      ای نغمه ی شادم که دل بر عشق تو دادم تو سارا
      بنگر تو بر رویم بیا بگذر تو از کویم غریبم
      رفتی سفر یارا تو ای سارا تو ای صبر و شکیبم
      از دوریت ای گل ببین خاموشی بلبل خزانم
      من شعر پاییزم بیا از غصه لبریزم بخوانم
      در من تو آوایی تو پیدایی تو اینجایی تو جانم
      دورم کن از هجران بیا بانگی بزن ای جان همانم
      بیمارم و زارم که جانم را بدهکارم به یارم
      بی تو به تابوت غم و غمخانه و ماتم سوارم
      در فصل بارانم بیا هر دم غزلخوانم کجایی
      می آیی ای جانم که من این قصه میدانم کجایی
      برگرد از این رفتن بیا یارا که من هستم به یادت
      مستی فزا ای جان تو ای درمان که من مستم به یادت
      یارا کنارم باش بیا ابر بهارم باش ترم کن
      ای دین و آیینم تو تسکینم تو تاجی بر سرم کن
      باران نمناکی تو آن خاکی تر از خاکی تو یارا
      بر من ببار ای جان تو ای باران که تو پاکی تو سارا
      افتاده بر خاکم بیا چاکم بیا آشفته ام من
      در من حضورم باش صبورم باش بیا آزرده ام من
      شب بی تو سر کردم بیا جانم به در کردم بیا تو
      من خش خش برگم شب مرگم بین دردم بیا تو
      بی تو کبوتر ها همه افسرده و تنها تو بازا
      ای بال پروازم تو طنازم تویی رازم تو نازا
      ای عشق و امیدم تو را دیدم به رویای شبانه
      بازا که دلگیرم نکن پیرم که دل گیرد بهانه
      باران چشمانم ببین راهی به دامانم بیا تو
      چشمم به در هر دم که تو آیی به درمانم بیا تو
      جان منی یارا تو ای در جان من تنها تویی تو
      پاکی تو ای سارا تویی یادآور دریا تویی تو
      جذاب و زیبایی تو آن زیباتر از ماهی بیا تو
      دیدم به رویایم تو دنیایم که در راهی بیا تو
      بی من سفر کردی مرا تو در به در کردی بیا تو
      بی من تو سر کردی مرا زیر و زبر کردی بیا تو
      بی تو زمستانم بیا بی تو چه بی جانم چه سردم
      خورشید تابانی تو میدانی که بی تو غرق دردم
      قلب مرا نشکن بیا برکن تو بنیان جدایی
      جانا تو بر در زن بیا سر زن تو سارا با وفایی
      ای تو پرستارم تو غمخوارم تو دلدادم تو بازا
      ای تو وفادارم بیا تو در شب تارم تو بازا
      با تو به دور از غم تو ای مرهم تو ای همدم منم من
      با تو در این عالم به دور از غصه و ماتم منم من
      ساراترین مریم تو ای محرم تو ای مرهم تو بازا
      میخوانمت هر دم تویی آن پاکی شبنم تو بازا
      در باورم ای گل تویی هم نغمه ی بلبل بخوانم
      با من بمان ای جان تو ای جانان که تا من هم بمانم
      آن صبح پاییزی تو با بغض غم انگیزی رسیدی
      از پشت آن پرچین تو پاورچین مرا سارا تو دیدی
      با طاق ابرویت تو با آن چشم جادویت رسیدی
      با شبنم رویَت تو با مژگان هندویت رسیدی
      با شهد کندویت تو با امواج گیسویت رسیدی
      با خرمن مویَت تو با آن عطر شب بویَت رسیدی
      دیدم که تو غمگین دلت از غصه ای سنگین رسیدی
      یارا تو ای شیرین تو با آن اشک آتشگین رسیدی
      آرام و پیوسته من خسته کنار تو رسیدم
      آهسته آهسته لبم بسته سلام از تو شنیدم
      گفتی پریشانی تو گفتی سرد و بی جانی تو سارا
      گفتی که نالانی تو هم بغض زمستانی تو سارا
      گفتی که گریانی تو گفتی ابر بارانی تو سارا
      گفتی که ویرانی کنار من تو می مانی تو یارا؟
      گفتی که می مانی کنار من تو می خوانی سرودی؟
      آن خسته از دنیا همان تنها بگو سارا تو بودی
      گفتم نمیدانم که من چون تو پریشانم ندانی
      ترسم که تا فردا تو ای یارا در این سودا نمانی
      ماندم طرفدارت خریدارت هوادارت تو یارا
      هستم گرفتارت سزاوارت وفادارت تو سارا
      من ماندم و خواندم کنار غصه ات ماندم تو یارا
      امشب برای تو سرود و قصه ات خواندم تو سارا
      خواندم که گرمایی تو آن مرداد زیبایی تو یارا
      خواندم که فردایی تو دنیایی تو سارایی تو سارا
      رفتی ولی ای جان تو ای یادآور آبان تو بازا
      ماندم من ویران در این زندان در این پایان تو بازا
      بازا تو ای یارا تو ای سارا که تا من هم بدانم
      ترسم که تا فردا در این دنیا تو ای زیبا نمانم
      آن ظهر تابستان شدم در کوچه ات مهمان ندیدی
      از من سلامم را کلامم را بگو سارا شنیدی
      دیدی که بیمارم تو دیدی زار و غمبارم تو یارا
      دیدی که تبدارم گرفتارم تو را دارم تو سارا
      دیدی وفا دارم صفا دارم جفا کردی تو یارا
      آن بی وفایی را جدایی را روا کردی تو سارا
      برگرد و برگردان مرا از این غم هجران تو بازا
      برگرد از این پایان که بی تو سردم و بی جان تو بازا
      سارا تو محبوبی بیا سارا که تو خوبی کجایی
      ماندم به اقرارت به اصرارت که تا شاید بیایی
      کردی تو انکارم تو اجبارم که دور از تو بمانم
      ماندم به دیدارت به تکرارت که از عشقت بخوانم
      بازا به دیدارم تو دلدادم که بیدارم تو بازا
      بنگر به رخسارم به آثارم که بیمارم تو بازا
      بازا که بیزارم بیا بی تو عزا دارم تو بازا
      از غصه بسیارم چه غم دارم تویی یارم تو بازا
      بازا و در این جان مرا از غم جدا گردان تو بازا
      رسم محبت را صداقت را روا گردان تو بازا
      امشب که می خوانم برایت نغمه از جانم تو بازا
      فردا تو می آیی بیا سارا تو بارانم تو بازا
      ای همسفر با من بیا از این سفر با من نوا کن
      از پشت آن پرچین تو پاورچین مرا سارا صدا کن
      در پیش چشمانت رسد اشکم به دامانت تو بازا
      مریم ترین سارا رسد شَکَم به ایمانت تو بازا
      می آیی ای یارا تو ای همسایه ی گلها می آیی
      شاید که اینجایی تو ای هم نغمه ی دلها می آیی
      سارای شعرم باش بیا بنیان مهرم باش تو یارا
      یادی کن از یادم دلم دادم تو بنیادم تو سارا
      آغاز شعرم تو بیا آواز شعرم تو تو یارا
      پایان شعرم تو بیا دیوان شعرم تو تو سارا
      ...
      سارا (پاک)
      ...
      تقدیم به همان سارا که خداوند
      به واسطه ی ایشان به بنده ی حقیر شاعری آموخت
      ...
      مهدی بدری(دلسوز)
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      فرارسیدن اربعین سید و سالار شهیدان، آقا ابا عبدالله
      الحسین علیه السلام و هفتاد دو لاله گلگون کفن دشت
      کربلا بر عاشقان وشیفتگان خاندان عصمت و طهارت
      علیهم السلام تسلیت باد
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      ۲ هفته پیش
      مجدد خواندم


      درودها خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام مجدد استاد متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      خدیجه وفایی راد ( غریبه)
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک
      زیبا بود خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ارادت محضر جناب بدری فکر میکردم فقط آیینی سرایید امید که به وصال آن معشوقه نائل آیید
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جناب آزاد اصفهان محله ای متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سوالات زیادی دارم.
      ولی خب نمی پرسم.
      خندانک
      و به همین چند جمله اکتفا میکنم.
      که درود بر شما مهدی خان و جان بدری.
      عاشقانه ای بر پایه ی دلدادگی بود .

      فریبا باشید ..... خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جناب خوشروی عزیز متشکرم از حضور همیشگی شما هر سوالی دارین در خدمتم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود .
      سوال اول اینکه
      چرا مثنوی ناتمام .
      و کی قرار است تمام شود.

      سوال دوم اینکه در پایان چه اتفاقی برای سارا می افتد
      سوال سوم اینکه
      کجا تشریف داشتید
      خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      جناب خوشرو
      ناتمام چون حرفهام تموم نشده هنوز
      نیتم اینه که ۶۶ بیت به امید خدا به قول جماعت بسرایم...
      نمیدونم قراره چه اتفاقی واسه سارا بیفته...
      و سوم اینه که مثل زبل خان همه جا هستم... خندانک
      ارسال پاسخ
      رضا رضوی تخلص (دود)
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود جناب بدری گرامی
      بسیار زیبا
      خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جناب رضوی متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام علیکم شیخ صنعانی تو در دوران ما باری یک آهنگ از ... به خاطر خطیرم خطور کرد ارتباط آن را با اثر جناب مستطابعالی تشریح فرمایید اون جمعه به جمعه سر و گوشش میجنبه جزاکم الله خیرا بنظرم برو بالاتر از66 تو میتوانی با سارا پنبه ی شیرین و ویس و لیلی و ... را بزنی مزاحی اگر فرمودم ببخشید اربعین هم تسلیت و بعبارتی تبریک می گویم.
      مولوی در اوایل دفتر ششم مثنوی می‌گوید:
      روز عاشورا همه اهل حلب/ باب انطاکیه اندر تا به شب
      گرد آید مرد و زن جمعی عظیم/ ماتم آن خاندان دارد مقیم
      ناله و نوحه کنند اندر بکا/ شیعه عاشورا برای کربلا
      بشمرند آن ظلمها و امتحان / کز یزید و شمر دید آن خاندان
      نعره‌‌هاشان می‌‌رود در ویل و وشت / پر همی‌‌گردد همه صحرا و دشت
      یک غریبی شاعری از ره رسید / روز عاشورا و آن افغان شنید
      شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد / قصد جست و جوی آن هیهای کرد
      پرس پرسان می‌‌شد اندر افتقاد / چیست این غم بر که این ماتم فتاد
      این رئیس زفت باشد که بمرد / این چنین مجمع نباشد کار خرد
      نام او و القاب او شرحم دهید / که غریبم من شما اهل دهید
      چیست نام و پیشه و اوصاف او / تا بگویم مرثیه ز الطاف او
      مرثیه سازم که مرد شاعرم / تا ازینجا برگ و لالنگی برم
      آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای / تو نه‌‌‌ای شیعه عدو خانه‌‌‌ای
      روز عاشورا نمی‌دانی که هست / ماتم جانی که از قرنی بهست
      پیش مؤمن کی بود این غصه خوار / قدر عشق گوش عشق گوشوار
      پیش مؤمن ماتم آن پاک‌ روح / شهره‌‌تر باشد ز صد طوفان نوح
      گفت آری لیک کو دور یزید / کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
      چشم کوران آن خسارت را بدید / گوش کران آن حکایت را شنید
      خفته بودستید تا اکنون شما / که کنون جامه دریدیت از عزا
      پس عزا بر خود کنید ای خفتگان / زانک بد مرگیست این خواب گران
      روح سلطانی ز زندانی بجست / جامه چه درانیم و چون خاییم دست
      چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند / وقت شادی شد چو بشکستند بند
      سوی شادروان دولت تاختند / کنده و زنجیر را انداختند
      روز ملکست و گش و شاهنشهی / گر تو یک ذره ازیشان آگهی
      ور نه‌‌ای آگه برو بر خود گری / زانک در انکار نقل و محشری
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جَوون جسارتا متوجه نشدم چیو باید تشریح بفرمایم به قول شما بابت شعر ارسالی هم متشکرم و ایضا حضور شما زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      زیباقلم زدید خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما
      زیبا بود
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب بدری


      زیبا و متفاوت و احساسی سرودید خندانک

      قلمتان مانا خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام استاد متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب
      دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام بزرگوار
      متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب بدری
      بسیار زیبا و زوق. با سلیقهذ
      سروده اید
      احسنت بر شما
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام بانو آهنگران مهربان متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما ادیب بزرگوار خندانک خندانک

      شاعرانگی هاتون مستدام خندانک

      قلمتون بر مدار عشق مهربان خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام و ادب بانوی بزرگوار متشکرم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب بدری .
      صدای ارسالی شما. کمک کرد این شعر را بهتر درک کنم .
      یک جورایی شبیه به آهنگ های بنان بود .
      جالب بود عزیز.
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جناب خوشروی عزیز ممنون که به ما سر میزنین این شعر رو همینجوری حالت آواز خوندم و نوشتم نمیدونم آهنگش چه جوری تو ذهنم اومده از لطف همیشگی شما ممنونم جناب خوشرو خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      ۲ هفته پیش
      سلام مهدی جان
      خوبی داداش
      دروووود
      زنده باشی الهی
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام کاک ایمان
      مخلصم
      ممنون که هستی و شرمنده که نیستم
      سلامت باشی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      درود جناب بدر ی توانستید شعر عرشیا را یک روز خندانک روی سایت بفرستید
      ممنون شما می‌شویم.
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام جناب خوشرو
      مخلصم
      چشم انجام وظیفه کردم
      شعر سارا هم خدا رو شکر تموم شد
      سلام برسونین به داداش عرشیا خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      سلام و خیلی لطف کردیم ممنونم
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      خواهش میکنم جناب خوشرو لطف شما همیشه شامل حال و احوال ما بوده و هست خندانک
      ارسال پاسخ
      عرشیا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      درودها.
      خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام داداش عرشیا متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      چون همه ی ساراها خواهر من حساب میشن .. واسه همین شعرتو دوس دارم خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام مانا برادر ممنونم زحمت کشیدین خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود
      اگر قسمت هست، مبارک تان باشد خندانک خندانک خندانک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام بزرگوار چاره این است و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر(وحشی بافقی) خندانک
      ارسال پاسخ
      مسیح علیپور
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما
      تبریک
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      سلام مسیح خان متشکرم خالو خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام در بیت اول دوازده بار از من یا ضمیر /م/ استفاده نمودید و فقط دو بار از تو این کثرت شش برابره چه معنایی دارد مگر نباید عاشق در پیشگاه معشوق مندک شده باشد این انانیت چه معنایی را در خود نهفته است تشریح بفرمایید تا بتدریج بقیه این اثر پر اطناب و پرحشو را شایدتشریح کنیم پاسخ به صورت فارسی نوشتاری باشد کلمات را در نوشتن نشکنید مثلا به جای جوون ، جوان بیاورید یک جا نوشته بودید شکم داشتم هرچه فکر کردم به لغت نامه مراجعه کردم نفهمیدم (شکم دارید ورزش کنید)تا اینکه پی بردم مقصودتان شک هم داشتم بود
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      استاد
      بنده ی حقیر علمش را ندارم
      شما تشریح بفرمایید
      اجر شما با عرشیان خندانک
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      برای ارتقای کارتان آثار خوب را بخوانید مثلا لجنزار که یکی از عزیزان لطف نموده در آن کلبه ی حقیرانه محبت نموده ترجمه انگلیسی هم نموده و قبل از ترجمه پاسخ کوبنده ی دیگرحقیر به برخی دلسوزان آمده است دران اثر به صورت استعاره عاشق قطره ی بارانی میشود که طی مراحلی که ذکرشده به معشوق یعنی نیلوجون مبدل میشود یا اتحاد می یابد دران اثر صحبت از اندکاک عاشق است و درینجا صحبت از انانیت ببین تفاوت ره از کجاست تابکجا موید باشد حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله سید علی هم بود در نزد ما روح الله
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      ما را رها کنید از این رنج بی حساب
      با قلبی پاره پاره و با سینه ای کباب(روح الله)
      ای بابا خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      ۲ هفته پیش
      درودتان بزرگوار جناب بدری
      بسیار بسیار عالی خواندم از قلم زرینتان
      بمانید و بسرایید به مهر خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام عاقبت هوا و هوس نارسیسیزم مفرطیست که جناب بدری مبتلا شدند و برای اثر خود پیام میگذارند
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      ۲ هفته پیش
      عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد جَوون
      نارسیس مارسیسم سسنه بلمیش گوزل یونگونگوگدمادانسیتی سانجو هاوار چالدیس چالدرون نمیای دایی؟!!!
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      در داستان شیخ صنعان همراهان شیخ ملامت میشوند که چرا شیخ را رها کردند تا در عشق آن دختر ترسا به زنار بستن و خوک بانی و .. بیفتد اما بدری جان من در کنار تو هستم میدانم به هذیان گویی افتادی لااقل شیخ مشاعرش پابرجا بود نگران نباش همیشه این نکته را مدنظر داشته باش باخود بگو وجود من آسمانست و این مسائل تکه ابرهاییست که می آیند و میروند و آسمان پابرجاست بدری خواهش میکنم انتحار مکن افتخار ما اینست که خاک کفش شمر تعزیه مولا باشیم (اشک از چشمانم جاریست) متاثر شدم دیگر مجال سخن نیست گرفتارم التماس دعا
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      شمر منم که کرده ام ورد زبان ثنای تو
      جور همه جهانیان میکشم از برای تو
      گاه میان لشکرم گاه به دور خیمه ها
      این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
      من به گدایی درت سرخط بندگی دهم
      زود رسد به سلطنت هر که شود گدای تو
      ...
      برو جَوون
      برو ترومپت بزن خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما جناب بدری
      مثنوی زیبایی خواندم
      قلمتان سبز
      خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0