سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 29 شهريور 1400
    13 صفر 1443
      Monday 20 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۹ شهريور

        طلوع در ساعت دوازده

        شعری از

        محمد مهدی نورالهی

        از دفتر قلب های زندانی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۱۰:۰۶ شماره ثبت ۱۰۱۱۵۴
          بازدید : ۱۴۹   |    نظرات : ۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمد مهدی نورالهی

        خسته تر از لبِ سکوت تشنه تر از دل کویر
        آینه ای شکسته را کرده غبار غم اسیر
        خسته ز کهنه حسرتی مانده به سینهٔ زمان
        تشنهٔ دیدنی چنین : یک دل سیر و چشم سیر
        بر رهِ دیده اش نشست گَردِ هزار کاروان
        لیک نیافت اختری تا که عیان کند مسیر
        در ضربان روز ها در خفقان شام ها
        شعلهٔ ناله سرد شد قلب امید گشت پیر
        در پی پرتوِ وصال ، شاپرک نحیف دل
        پیله تنیده گر چه زود، بال گشاید ار چه دیر
        دست خیال گر رسد بر نخ دامنش، شگفت!
        آنکه نگاه صد هزار آینه را کرده اسیر
        ساعت بی قرار عشق گر به «دوازده» رسد
        تازه طلوع می کند عصر قرار دلپذیر
        نغمهٔ عشق می رسد از دل قرن ها سکوت
        کعبهٔ عدل می زند تکیه به قامت «امیر»
        محمد مهدی نورالهی - تیر ۱۴۰۰
         
        با انتقادات و دیدگاه های خود خوشحالم کنید🙏🌹
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۳۲
        درود بزرگوار
        غزلی ناب و زیبا بود
        موفق باشید خندانک خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۸
        سپاس استاد بزرگوار 🙏🌹
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        پنجشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۰ ۱۳:۰۰
        درود برشما شاعر گرامی جناب نور الهی عزیز
        بسیار عالی و
        با نشاط بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک : خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        پنجشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۰ ۱۸:۳۴
        سپاس از لطف شما🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        پنجشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۰ ۱۸:۰۴
        سلام و درود برشما گرانقدر شاعر
        زیبا بود
        خندانک خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        پنجشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۰ ۱۸:۳۵
        سپاسگزارم جناب آزادبخت🙏🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۶
        درود بر شما خندانک خندانک
        بسیار عالی خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۳
        سپاس از مهر شما🙏🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۲:۱۹
        درود بر شما
        زیباست🌺🌺🙏
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۳
        ممنونم از شما جناب عزیزیان 🙏🙏🌹🌹
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۵۰
        سلام مهدی جان
        شاعر باکیفیت و دوست داشتنی
        ماشاالله عزیز دل
        از آنجایی که گفتی نظر بدید من هم نظر خودم رو بر شعرت قشنگت میگم


        خسته تر از لبِ سکوت تشنه تر از دل کویر
        شاید برای من مخاطب خستگی لب سکوت کمی مفهومش سخت باشه
        در ذهن ما کویر همه اش تشنه است و دل کویر به نظرم حشو
        آینه ای شکسته را کرده غبار غم اسیر
        مصرع دوم خوب نشسته به شرطی که اینجوری بخونیم
        آینه ی شکسته را کرده غبار غم اسیر
        از تصویر زیباش نمیشه گذشت

        خسته ز کهنه حسرتی مانده به سینهٔ زمان
        تکرار کلمه ی خسته
        تشنهٔ دیدنی چنین : یک دل سیر و چشم سیر
        تکرار کلمه ی تشنه، فکر میکنم یک دل سیر مفهوم رو برسونه نیازی به چشم سیر نیست و استفاده از یک دل سیر به دلیلی رواجش در عموم عالی میشد
        بر رهِ دیده اش نشست گَردِ هزار کاروان
        لیک نیافت اختری تا که عیان کند مسیر
        این بیت رو خیلی دوست دارم
        در ضربان روز ها در خفقان شام ها
        شعلهٔ ناله سرد شد قلب امید گشت پیر
        زمانی شعله سرد میشه که امید و پویایی دست بده ، وقتی امید پیر بشه دیگه توقعی نمیشه ازش داشت پس جای تامل بیشتری داره
        در پی پرتوِ وصال ، شاپرک نحیف دل
        پیله تنیده گر چه زود، بال گشاید ار چه دیر
        این بیت علی رقم زیباییش با بیت قبل کاملا در تضاد و برای رسیدن به این بیت باید مقدمه ای قبلش میگذاشتی و رفته رفته به خورد مخاطب میدادی
        دست خیال گر رسد بر نخ دامنش، شگفت!
        آنکه نگاه صد هزار آینه را کرده اسیر
        آینه ی شکسته چی شد که در این بیت مرمت پیدا کرد فارق از تکرار کلمه ی (آینه )، در این بیت متوجه منطورت نشدم
        ساعت بی قرار عشق گر به «دوازده» رسد
        تازه طلوع می کند عصر قرار دلپذیر
        این بیت کاملا مجزاست و بسیار هم زیباست و دلنشین
        نغمهٔ عشق می رسد از دل قرن ها سکوت
        وقتی گفتی سکوت خسته است چطور بدون مقدمه نغمه ی عشق ازش میشنوی؟پس این هم نیاز به مقدمه ای دارد
        کعبهٔ عدل می زند تکیه به قامت «امیر»
        این هم مفهوم مجزایی دارددو ربط دادن به مصراع قبلش سخته خندانک
        قبلا هم گفتم قلم مهدی نورالهی بسیار محکم و اندیشمندانه ست
        و پای حرفم هستم ولی در این شعر جایی برای رسوخ مخاطب در ذهن شاعر نگذاشتی ، تاکید میکنم که این نظر کاملا شخصی ست
        امید که مهدی عزیز دلگیر نشود خندانک
        دوستدارت خندانک خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۳۵
        درود فراوان بر استاد عزیز آقای اسماعیلی🌹🌹
        بسیار خوشحالم از اینکه اشعار ناچیز من توسط اساتیدی چون شما مورد نقد قرار می گیرد و بی نهایت از شما به خاطر توجهتان سپاسگزارم.
        نقدی که بر این شعر داشتید بسیار کامل ، سنجیده و درست بود.
        در بیت اول آینه را خسته و تشنه معرفی کردم و در بیت دوم توضیح دادم که از چه چیزی خسته است و تشنهٔ چه چیزی است و به این دلیل این دو واژه را تکرار کردم.
        در بیت چهارم نگفتم که شعله ناله خاموش شده بلکه فقط سرد شده و قلب امید هم با اینکه پیر شده اما هنوز زنده است و می تپد . البته نظر جنابعالی هم درست است و این بیت جای تامل بیشتری دارد.
        در بیت پنجم پیله تنیدن استعاره از صبر در راه هدف (وصال) است و بال گشودن هم استعاره از رسیدن به وصال. و پروانه در پیله گر چه در سکون و بی حرکت است اما در حال تکامل است و بیت قبلی چیزی خلاف این را بیان نکرده . البته شاید من خوب منظورم را بیان نکردم که جای کسب تجربه و مهارت بیشتری دارد.
        در بیت ششم من به سوی معرفی معشوق حرکت کردم و با اینکه در بیت اول صحبت از یک آینه بود اما در این بیت مشخص می شود که آینه(دل) های بسیاری به دنبال این معشوق هستند و او هم کسی است که درک جایگاهش برای خیال ما بسیار سخت یا غیر ممکن است پس این شخص ، یک انسان عادی نیست. من در مورد مرمت آینه هم صحبتی نکردم و چیزی مخالف با بیت اول نیست.
        در بیت هفتم سعی کردم برای معرفی این شخصیت نشانه های بیشتری به مخاطب عرضه کنم و عدد «دوازده» هم نشانه امام دوازدهم است.
        در بیت پایانی بازهم برای روشن شدن موضوع نشانه های بیشتری ذکر کردم . اما اینکه چگونه نغمه عشق ناگهان از دل قرن ها سکوت می آید این یک شرط دارد و آن شرط در بیت قبلی ذکر شده که «ساعت بی قرار عشق گر به دوازده رسد» و اگر این محقق شود آنگاه این اتفاق خواهد افتاد . در واقع معنای بیت هشتم بدون با بیت قبلی اش کامل می شود. و مصراع پایانی نیز یکی دیگر از ثمره های محقق شدن این شرط است و تلمیح دارد به تکیه زدن امام زمان به خانه کعبه و بانگ انا المهدی اش . که البته اینجا برعکس این را گفته ام و از عدل نام بردم که هدف و مقصود ظهور است و امیر نیز همان امام زمان.

        با این حال فکر می کنم نتوانستم آن طور که باید، منظورم را برسانم و باید در این زمینه بیشتر کار کنم.
        البته من شاعر نیستم و در محظر شما اساتید سعی میکنم تا حد توان یاد بگیرم و از این سایت به عنوان یک کلاس درس استفاده کنم.
        باز هم با تمام وجود از شما سپاسگزارم جناب آقای اسماعیلی بزرگوار . من هرگز لطف و محبت شما را فراموش نمی کنم . امیدوارم بتوانم از سخنان استادانه شما بهره بگیرم.
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۱۷
        مهدی عزیز
        شاگرد بی سواد این مکتبم یقیننننا
        آنچه برداشت من از شعرت بود گفتم عزیز دل
        ممنونم از توضیحت برادرم
        الهی که دوزاده امام پشت و پناهت باشند
        یا علی مدد خندانک خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۲
        شما استاد مایی بزرگوار🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        امید کیانی (امید)
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۹
        درود بی‌کران
        قلمتون رقصان
        فعلا بدرود خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۲
        سپاس از لطفتون 🙏🌹
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۴۲
        درود بر شما دوست عزیز
        زیبا و خواندنی بود
        موفق و موید باشید🌷🌷
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۵۳
        سپاسگزارم جناب پرهیزگار🙏🙏🌹🌹
        ارسال پاسخ
        فاطمه رضایی برما(آینه عدم)
        فاطمه رضایی برما(آینه عدم)
        دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۴۸
        درود و سلام جناب نورالهی چون رخصت به درج دیدگاه هم دادید جسارت کردم ،
        علاوه بر زیبایی ترکیبها و پیوند ابتدا و انتهای شعر با سکوت ،تعلیق موجود در سرودتون برای من بسیار خوشایند بود .و زیباترین بخش برای من ایهام کلمه عصر هست .عصر ی که در بازه روزانه خورشید به سمت غروب می ره و عصری که در بازه ای طولانی ویژگی های دوره قبلی رو دگرگون می کنه .من هم مثل شما منتظر منجی هستم ولی اونطور که از غزل زیبای شما بر میاد انتظار منو شما زمین تا آسمان فرق دارد .انتظار شما از جنس اعتماد و ایمان و امید وحقیقی هست و انتظار من از نوع کاهلی و نا امیدی و توقعی که ریشه فقط در واقعیت داره .ولی بر من و امثال من خورده نگیرید چنانچه برای کشوری ظاهر عمومی جامعه مهمتر از رفع نیازهای اساسی اش باشه در حالی که گاه بعضی امیال رو نیاز معرفی می کنه آیا تزویر رو ترویج نداده و این تتمه ی سرمایه ی انسانی باقی مانده در من بود که صادقانه پای شعر زیبا و هنرمندانه شما قبل از ضایع شدن استفاده کردم .
        ممنونم از انتشار شعر بسیار زیباتون که با ظرافت نور در تاریکی فراخ ذهن من رسوخ کرد
        مهدی محمدی
        يکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۳۲
        سلام و درود بسیار عالی بود غزلتان
        دم شما گرم خندانک خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۸
        سپاس از لطف شما جناب محمدی ❤️❤️🌹🌹🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        محمد مهدی نورالهی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۲۹
        بسیار سپاسگزارم از شما خانم رضایی 🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        محمد مهدی نورالهی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۴۰
        البته من نمیتوانم از شما به خاطر عقیده تان خرده بگیرم چرا که شما هم مثل من برای باور هایتان دلیل دارید. هر انسانی جهان را به گونه ای میبیند ؛ و به نظر من مهم اینست که انسان حق طلب باشد و دنبال حقیقت برود. در این صورت حتی اگر به حقیقت هم نرسد همین که تلاشش را کرده یعنی به وظیفه خود عمل کرده . این همان هدف آفرینش انسان است.
        باز هم از توجهتان سپاسگزارم خانم رضایی بزرگوار 🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹
        هادی محمدی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۰
        درود بر شما

        لذت بردم

        مستدام باشید

        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        محمد مهدی نورالهی
        سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۲۸
        سپاس از لطفتون 🙏🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما
        زیباست
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد مهدی نورالهی
        سپاس فراوان خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0