سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 8 مهر 1399
  • روز بزرگداشت مولوي
12 صفر 1442
    Tuesday 29 Sep 2020
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      سه شنبه ۸ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      طنزالمثل 3
      ارسال شده توسط

      مظفر جوینی

      در تاریخ : جمعه ۸ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۳۸
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۳۵ | نظرات : ۰

      پا -
      دو پا در یک کفش
      برخی صاحب منصبان در ابتدای هر سال فقط برای یک پای خود پالیک یا پای افزار و یا به قولی کفش می خرند. البته نه برای اینکه خدای ناکرده قصد دارند پای دیگر خود را توی کفش دیگران بکنند، بلکه برای این است که عادت کرده اند هر دو پایشان را در یک کفش کنند. این کار هم از نظر اقتصادی یک الگوی عملی خوبی است برای صرفه جویی و هم مظهر اقتدار و توانمندی و ثبات ایشان در مدیریت. به این ترتیب مردم هم می توانند مطمئن باشند که ریگی توی کفششان نیست و اگر هم خدای ناکرده باشد، لااقل در یک کفش بیشتر نخواهد بود. یا این که زبانم لال اگر بخواهند پایشان را بیشتر از گلیم خود دراز کنند و پا روی حق دیگران بگذارند، یک پا بیشتر نگذاشته باشند. البته این طور بیت المال هم کمتر پایمال می شود. بعلاوه اگر مجبور شدند به       قول هایی که داده اند پایبند بمانند، یک پایشان بیشتر در بند نخواهد ماند. به این ترتیب احتمال اینکه پا روی دم دیگران بگذارند صدی پنجاه توفیر می کند. بعلاوه اگر تصمیم بگیرند که به امری پافشاری کنند، یک پایشان بیشتر در فشار نباشد.
       البته بعضی هم نه آنقدرها در نظر خود پافشاری می کنند و نه اهل صرفه جویی هستند، بلکه فقط به این دلیل که یک پایشان بر لب گور است برایش کفش نمی خرند. خوب کسی هم به اقتضای سنی که دارد خیلی محتاط است. او به این فکر می کند که اگرکسی خواست زیر پایش پوست خربزه بیندازد، یک پایش بیشتر نلغزد. یا اگر کسی خواست زیر پا یش را خالی کند، زیر پای دیگرش پُر باشد. شاید کسی بخواهد زیر پایش بنشیند، چه بهتر که زیر پای دیگرش کسی نشسته نباشد. یا خدای ناکرده اگر سگی پاشنه اش را گرفت، پاشنه دیگرش سالم بماند. ممکن است کسی پاپیچش شود و بخواهد برایش پاپوشی بدوزد، در این حال یک پایش درامان خواهد بود. یا اگر پاشنه اش را بردارند، پاشنه دیگرش پابرجا باشد. کسی چه می داند، همیشه که در روی یک پاشنه نمی چرخد، شاید روزی مجبور شود از جوی آبی بگذرد، خوب چه بهتر که یک پایش بیشتر تر نخواهد شد. یا شاید روزی ناچار شود برای نظارت از پاشیبی بالا رود، خوب یک پایش همان پایین باشد بهتر است، شاید نظرش را نگرفت. بعلاوه اگر روزی پایش لنگ شود به یک پایش بیشتر سنگ حواله نخواهد شد. شاید بعضی هم فکرمی کنند اگر روزی مجبور شوند برای حل مشکل مردم پا پیش بگذارند، محض احتیاط  یک پا هم پس داشته باشند برای کشیدن، بهتر است. یا اگر حق الناس را به امری پا در هوا صرف کرد، یک پا بر زمین باشد، آبرومندتر است. ای بسا امکان این هست که بخواهد در کشمکشی پا درمیانی کند، خوب یک پا هم درمیان نباشد خوشتر است. شاید مجبور شود پا به بخت خود زند و پاشنه دهانش را برکشد، برای روز مبادا یک پاشنه را نکشیده باشد بهتراست. تنها عیب این کار آن است که اگر کسانی بخواهند پا رنجی بدهند یا به پابوس بیایند و پای اندازی پیشکش کنند، یک پا محروم می ماند، و یا اگر منصبش پا گرفت، یک پا بیشتر نگرفته است. یا اگر بخواهد تجدید فراش کند، در پاگشایی هم دچار خسران می شود. برخی نیز به رسم چاپلوسی پای ملخ هدیه به سلیمان می برند که منصبشان پایدار بماند یا اگر خدای ناکرده پای دار رفتند بالای دار نروند، که البته ممکن است پاگیرشان شود.
      پای ملخ پیش ســـلیمان مبر        چند تو را چاله رود پای خر
      پای طمعکار تو در گل فتـد         باز اگر می گــذرد زین گذر
      بر خلاف ایشان، اصحاب بازار، این حبیبان خدا، هر ماهه دوکفش یعنی یک جفت کفش می خرند، زیرا به پایمردی بیشتری نیاز دارند. باید سراپا گوش باشند به ارباب سیاست تا بموقع کالای خود را پا به پا به خلق الله قالب کنند تا کسی به گرد پای ایشان نرسد و گرنه در این بازار آشفته از پای در می آیند و همچون زنی پا شکسته باید که پای از آستان خانه بیرون نگذارند و چون خاتونی پا به ماه چشم براه پاکار خود باشند که دست از پا درازتر یا کوتاهتر، از داد و ستد برگردد و چه بسا که پای افزار از پای نهاده باشد و پای در گل مانده. البته برخی هم پارنجن به پا کرده و پا تاوه بر ساق، تا پای کوبی این آشفتگی کنند، پس چه خوب که دو پا بکوبند. یک پا در افت و پای دیگر در خیز بازار که  افت و خیز هر دو به کام ایشان است. البته اینان برای پا به پا بردن پاجوش های خود نیز به دو پا نیاز دارند تا کسی را یارای پا به پایی ایشان نباشد و همچنان برتری خاندانی پا برجا بماند و پادری زربف زیرپا، که پا روی پایشان بند نیست.           
       (  مظفر جوینی، بر گرفته از کتاب " طنزالمثل "  موسسه علمی فرهنگی جهانکده )

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۸۲۸ در تاریخ جمعه ۸ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۳۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0