سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 3 آبان 1399
    8 ربيع الأول 1442
    • شهادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 260 هـ ق
    Saturday 24 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      شنبه ۳ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      انسان نبودن بیماری لاعلاج واگیرداری ست.
      ارسال شده توسط

      باقر رمزی ( باصر )

      در تاریخ : سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۰
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳۹ | نظرات : ۳

       
      نتیجه تصویری برای کثیف
       
       انسان نبودن
      بیماری لاعلاج  واگیرداری ست.
       
      بیا دست هایمان را بشوییم!
      جهان هیچ وقت جای تمیزی نبود، ما اما به آلودگیهایش حساس نبودیم.
       بیرون که میرفتیم، دهان بند نمیزدیم، در فاصله یک وجبی همدیگر چشم در چشم هم میدوختیم، دهانمان را باز میکردیم و  ذرات ناراستی و  ترشح دروغ را میپاشیدیم روی سر و صورت یکدیگر، روی همه سطوح زندگی و آن دروغ ها که میگفتیم واگیر داشت، همه دروغ گرفته بودند، بیماری شایعی بود، همه دروغگو شده بودیم.
      در خانه در خیابان، در تنهایی در جمع...
      هر جا که بودیم به زشتی ها دست میزدیم. دست هایمان را  ولی نمیشستیم.
      با همان دست های آلوده غذا میخوردیم. با همان دستهای آلوده نماز میخواندیم. با همان دستهای آلوده عشق میورزیدیم.
      با همان دست های آلوده میخوابیدیم، با همان دست های آلوده بیدار میشدیم، سر کار میرفتیم، بر میگشتیم...
      ما با همان دست های آلوده زندگی میکردیم و با همان دست های آلوده میمردیم.
      خانه آلوده بود. شهر آلوده بود. مسجد آلوده بود. مدرسه آلوده بود. مکان آلوده بود، زمان هم آلوده بود. تن آلوده بود، روح اما از همه آلودتر.
      ما  آلوده بودیم و به هر چه دست میزدیم آلوده اش میکردیم.
      به عشق دست م زدیم، آلوده میشد. به دین دست میزدیم آلوده م شد. به قدرت که دست میزدیم آلوده تر میشد.
      به آب و خاک و آتش و باد دست میزدیم و از نطفه تا جنازه آلوده میشد.
      این هراس که شما امروز دارید، من همه عمرم داشته ام. میترسیدم روحم را  از خانه ببرم بیرون، از جماعت میترسیدم، از دست دادن از سلام و از روبوسی، از سفر و از حضر، از هر نشستن و از هر برخاستنی میترسیدم.
      میترسیدم که روحم از این همه عطسه های بی اخلاقی و سرفه های لاابالی و لااصولی بیمار شود که میشد.
      من سال هاست که روحم را قرنطینه کرده ام  و هی دست هایم را میشویم. جهان جای تمیزی نیست. آلودگی همه جا هست. به تو هم سرایت می کند اگر حواست نباشد، مریض میشوی. مریضی ات واگیر هم دارد.
       انسان نبودن بیماری لاعلاج  واگیرداری ست.
      من فقط از همین میترسم، از ویروس کشنده انسان ناشدگی.
      بیا دست هایمان را بشوییم...
       
      نتیجه تصویری برای کثیف
       
      باقر رمزی باصر

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۷۸۸ در تاریخ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      شعله(م جلیلی)
      سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۵
      درود استاد گرامی
      چه قدر زیبا نگاشتید استاد
      الودگی روح از الودگی جسم خطرناک تر است و ما هیچوقت درک نکردیم چقدر میتوانیم مخرب باشیم برای دنیاایی که در ان زندگی میکنیم.
      امین تهرانی
      سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۶:۵۰
      سلام

      لطفا قرمز ننویسید تا بتونیم بخونیم خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      شنبه ۲ فروردين ۱۳۹۹ ۱۶:۱۴
      درود بر شما
      فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم . خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0