سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 29 مرداد 1398
    20 ذو الحجة 1440
      Tuesday 20 Aug 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۲۹ مرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        راستی جامعه انسانی به کجا می رود ؟
        ارسال شده توسط

        مجید خوش خلق سیما

        در تاریخ : پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۴۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۷ | نظرات : ۳

        پیشاپیش از طولانی بودن مبحث از خوانندگانی که لطف می کنند و نوشته را مطالعه می فرمایند عذر خواهی می کنم.
        ...................................................................................................................................
        ملّتی که پیشینه تاریخی و هزاران ساله اش و همچنین اسطوره های ریشه ای اش ، همانا آنچه می تواند به راحتی و بدون داشتن تنش و خدشه دار شدن حسِ ملّی و وطن دوستی ذاتی با نقاطِ مثبت و برجسته شده ی آن همزاد پنداری کند با هر دلیل به کل نادیده گرفته شود و بدتر اینکه مورد نکوهش و تمسخر و دشنام و در کمال ناباوری حتّی با وجود اسناد و مدارک باستانی مورد انکار واقع گردد و به جای آن فرهنگی بیگانه هر چند برابر با باورهای رایجِ مذهبی اکثریّتِ مردم به آنان تلقین گردد هویّت و اعتماد به نفس و عزّتِ خود را از دست می دهند و به مصرف گرایی صرف و تقلید کورکورانه روی می آورند .
        فرهنگی بیگانه حتّی برابر با باورهای مذهبی رایج در اغلبِ مردمِ یک کشور که در واقع فقط درصد کمی از آنها پایبندی کامل و اعتقادِ قلبی عمیق به آن دارند و بقیه می توانند در فرایندی معکوس مغایر با هدفِ سیاست گذاران و فرهنگ سازان یک ملّت واکنش نشان دهند و دانسته یا ندانسته به بیراهه هایی غیر قابل پیش بینی کشیده شوند.
        حتّی قرار دادنِ الگوهایی تماما بیگانه بدونِ مطابقت دادن با سنت ها و عقاید و باورهای ملّی یک جامعه با هر منظور چه فرهنگ سازی باشد یا هر قصدِ دیگر در کنارِ پیشینه تاریخی و ارزش های ملّی که بی شک برای مردم هر ملّتی افتخار آفرین و عزّت بخش برشمرده می شود و می تواند پیش زمینه خوبی برای حرکت سوی پیشرفتی همه جانبه و خلّاقیتی ناب باشد آسیب های جبران ناپذیر به هویّت و شخصیّتِ قشری که به هر دلیل نمی خواهند هدفِ سیاست گذارانِ کلانِ کشوری واقع گردند و تجربه و آمار نشان می دهد اغلب ، اکثریتِ جامعه را تشکیل می دهند وارد می آورد.
        سال های طولانی چه در رژیم سیاسی سابق با گرایش به تغییرِ سریع فرهنگِ سنّتی و ترویجِ سبکِ زندگی به شیوه غربی و چه در رژیمِ سیاسی کنونی با بینشِ مذهبی سعی شده یا در کنارِ پیشینه تاریخی و یا به کل در انکارِ واقعیّت های ارزشمندِ ایران زمین فرهنگ ها و الگوهایی بیگانه به مردم این کشور آنهم جبری و صرفا با تبلیغاتِ شعاری و نمایشی و برانگیختنِ احساسات شان تزریق و تلقین گردد.
        همین روند باعث شده تا اغلبِ ملّت ایران در واکنش هایی وارونه شدیدا اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و عزّتی و اعتباری برای خود قائل نگردند و گرایش به بیگانه گرایی و نه فقط آنچه مدنظرِ سیاسیون و مذهبیون است در نوع و شیوه زندگی خود پیدا کنند و ایده ها و سبک های زندگی خارجی ، همانا  پیروی از هر چه به خصوص آنچه در کشورهای غربی مد می شود را به نوعی در زمره ارزش و نشانه پیشرفت و دلیل متمدّن شدنِ خود بپندارند.
        چند سالی است قضیه دفاع از دو جنسیّتی ها که از نظرِ زنیتیکی با مشکل مواجه هستند به همان شکلی که آفریده شده اند بدونِ تلاش برای درمان و رفع مشکل شان و پذیرشِ گروه هایی با نامِ ترنس ها و دگرباشان و تراجنسیتی ها و پدیده همجنسگرایی به عنوان واقعیّتی انکارناپذیر و دادنِ امتیازاتِ خارج از عرف و منطق و روال طبیعی ، همانا براورنده نیازهای همه جانبه انسان به آنان پس از به رسمیّت شناختنِ چنین نمودهایی به عنوان حوزه ای از انتخاب های شخصی در مللِ غربی که ریشه پیدایشِ آن از جلبِ حمایتِ قشری از جامعه به شوندِ جمع آوری آرا بیشتر برای سیاستمدارانِ فاسد و تمامیت خواه و استثمارگر چه در ظاهر و یا در باطن که همواره به منافع خود می اندیشند بسیار داغ شده است.
        دفاع از دو جنسیّتی ها یا مبتلایان به نواقصِ ژنیتیکی مادر زادی در هر شکل  و پذیرشِ آنان به همان صورت که هستند و بعد پیوستنِ همجنسگرایان با ده ها رغبت به این روند که اگر توهّم و تنوع طلبی و زیاده خواهی و میل به متفاوت بودن و جلبِ توجّه بنیادین و تقلیدِ احساسی انسانی این شائبه را در وجودِ آدمی نیافریده باشد چون یک گرایش است در زمره بیماری روحی روانی مانندِ بیماری اعتیاد و .. قرار می گیرد یادگاری از دورانِ رایج شدنِ تفکّرِ دادنِ حقِّ انتخاب های بی قید و شرط و نامحدود به مردم جامعه به نامِ آزادی های فردی و درواقع با اهدافی پوپولیسمی می باشد.
        یادگاری از دورانِ به قول سردمدارانِ فکری و سیاست گذاران فرهنگی و ایدوئولوژیست های خودشان رنسانسِ دوباره در جوامع غربی بر پایه نظریه پردازانِ صرفا مادی گرا و تابو شکن و بدهنجار و در خدمتِ فرهنگِ کاپیتالیسم و در واقع ساختنِ مارکت های مختلفِ تجاری جهانی بسیار سود آور در مسلکِ سرمایه داری و مهمتر قرار دادنِ مردم در گروه هایی که تمام وقت و انرژی و ابتکار عملِ آنان برای فعّالیّت در یک محدوده خاص صرف گردد و توان و زمانی برای پرداختن به اهدافِ حقیقی انسانی نداشته باشند و اندک اندک با بالا رفتن پله به پله سطح توقع قشرِ دگرباشان به یک معضل اجتماعی حتّی برای پدید آورندگانِ آن تبدیل شده است و امروزه نمی دانند چگونه باید با آن مقابله و از آسیب های مختلفِ چنین پدیده هایی بکاهند.
        بسیار مخصوصا در فضاهای مجازی دیده و شنیده می شود که عده کثیری از مردم ایران هم به این دلیل که رویکرد به تزهای غربی و روال جاری در سرزمین هایی معروف به جوامع پیشرفته از هر لحاظ دارند و پیروی از آنان را نشانه بافرهنگ بودن و در اصطلاح عامیانه آن کلاس داشتن می پندارند به این خیل پیوسته و دم از داشتنِ حق آزادی بی قید شرط و دادنِ امتیازاتِ خارج از عرف به این قشر و دفاع از حقوق شان می زنند.
        تقلیدی کورکورانه اغلب بدون اینکه حتّی به اندازه دریافتنِ معنی لغوی موضوعات به خود زحمت و رنجِ کمی برای مطالعه درباره این پدیده ها متحمّل گردند و جالب تر اینکه اگر کسی جرات کند و سازی مخالف با این روند بزند هر چند با دلیل و برهان را مورد نکوهش و تمسخر و ترغیب به مطالعه در این باره می فرمایند و انواعِ انگ های تحقیر آمیز را به او می چسبانند .
        قضیه دو جنسیّتی ها ، دگر باشان و همجنسگرایان با هر شکل و نام و در هر دسته تمایلی از دو حال خارج نیست یا نقصی زنیتیکی و مادر زادی و در واقع مشکلی جسمی است یا یک گرایش و بیماری روحی و روانی در انسان خارج از قوانین و نظم سرشتینِ دستگاهِ آفرینش که هر دو با پیشرفتِ دانشِ بشری قابل درمان و قرار گرفتن دچار شدگان بی تقصیر و مبتلایانِ اغلب بی بند و بار و راحت طلب و لذت جو و فزون خواه و شهوت پرست و مادّی گرا و خودخواه در روندِ طبیعی زندگی می باشند .
        هدفِ اصلی و حقیقتِ رابطه ی جنسی سالم و بی خطر که ساختمانِ وجودی انسان (لطفا در صورت تمایل به نوشته و نظریه بنده با نامِ العاقل الاشاره مراجعه شود.) حتّی محدودیّت در داشتنِ جفتی یگانه برای دور ماندنِ آدمی از خطراتِ آمیزشی بدونِ داشتنِ شناختِ همه جانبه کافی از شریکِ جنسی و جلوگیری از زادو ولد های پنهان را به انسان یادآوری می نماید در قانونِ تغییر ناپذیرِ دستگاهِ آفرینش به منظورِ حفظِ بقاء و برقراری گونه های فراهم کننده بسترِ مناسب برای زندگی در این چرخه بنیان گذاری شده است .
        نیروی برترِ هوشمندِ ناظمِ دستگاهِ آفرینش با هر نامی که هر کس دوست دارد می تواند آن را بخواند برای هر یک از کارهای اساسی و مهم که به حفظِ بقاء و سلامتی گونه های لااقل جانوری باشنده زمین بنابر درکِ پژوهشگران تا امروز کمک می کند بسته ای تشویقی به نام لذّت بردن را در نظر گرفته که همین امر محرّکی است تا به امورِ حیاتی مثلِ تولید مثل ، غذا خوردن و خوابیدن و .. حتما و جدی پرداخته شود . (تصوّر می شود این بسته تشویقی در گیاهان نیز وجود داشته باشد ولی تا امروز اثبات نشده و گمان می رود روند میل و شوقِ تولید مثل در گیاهان به صورت غریزی و هماهنگ با قانون کلّی دستگاهِ آفرینش انجام می پذیرد.)
        بسته ای تشویقی همراه با نشاطِ روحی و حظِ روانی که گونه انسانی به دلیل داشتنِ قدرتِ تعقل و ابتکار عمل و البتّه برخوردار بودن از قابلیّت زیاده خواهی (البته زیاده خواهی از نوه مثبت و منطقی انسان بر اساس برخوردار شدن از دانش و تجربه بی حد و حصر در بنیاد وجود نهادینه گشته است و دارا بودنِ ابزار چنین روندی همانا خردمندی و قدرت تجزیه و تحلیل و اکتشاف و استنتاج مؤید و موکد این قضه است.) و میل به لذّت جویی و همچنین متأثر از تبلیغات و نظریه پردازی های بی شک سودجویانه و هدفمندِ مستقیم و غیر مستقیم با بکارگیری مروجینی اغلب پیشتر تبدیل به بت و اسطوره شده به این سمت گرایش یافته و سعی در بهره مندی از بسته های تشویقی به شکلی فزاینده را در دستور کار قرار داده اند طوری که هدفِ اصلی تحت الشعاع قرار گرفته و بسیار در حاشیه مانده است .
        حال کاری به دوجنسیّتی ها یا همان متولّد شدگان با نقصِ جسمی نداریم که البتّه پیشتر گفته شد امروزه بسیار راحت تر از آنان که گرایشِ واقعی یا توهمی روحی - روانی به همجنسگرایی دارند می توانند درمان شده و به روندِ طبیعی زندگی متناسب با گرایش آگاهانه غالبِ خود به یک جنسیّت طبیعی برگردند ، امّا همجنسگرایی هم از لحاظِ عقلی و هم علمی و بهداشتی امری مردود و محکوم و صرفا جهت لذّت جویی آنهم از نوع زیانبار و بیماری زا چه برای خودِ افرادِ مبتلا و همچنین برای اجتماع یک معضل فساد انگیز و بحران آفرین است.
        اگر قرار باشد صرفِ گرایش داشتنِ قشری از جامعه به یک امر به آنان آزادی عمل بی قید و شرط بدونِ تلاش به شوندِ بازگشت به روندِ طبیعیِ اکثریتِ قریب به اتّفاقِ جامعه بشری داده شود ، باید برای همه کسانی که گرایش های خاص دارند نیز چنین حقّی لحاظ گردد و از عملکردِ آنان دفاع و برای حفظ و امنیّت فعّالیّت های شان قانون وضع شود و در راستای پیدا کردنِ راهکار برای رفع مشکلات شان تلاشی نشود ، مثلا به آنان که مبتلا به بیماری اعتیاد هستند و میل به استفاده از موادِ مخدر یا آنان که جانی بالفطره به دنیا می آیند و میل به شکنجه دادن و آدمکشی دارند و و و .
        سخن که به اینجا می رسد صدای اعتراضِ مدافعانِ این قشرِ تقریبا کوچک از جامعه انسانی و خودِ آنان گوش دگر اندیشان درباره این قضیه را کر می کند و صدای وا مصیبتای شان به هوا می رود .
        این اعتراض ها مخصوصا در بحث های مجازی ایرانیان پس از اینکه تازه متوجّه می شوند فرق است بین همجنسگرایی با گرایش جنسی و عاطفی به همجنسِ خود و دانستن اینکه این روند یک معضل روحی و روانی است با پذیرشِ نقص ژنیتیکی از سوی دچار شدگان بدونِ داشتن دخالت یا تقصیری در نوع آفرینش شان ، استدلال می کنند یک همجنسگرا آسیبی به کسی وارد نمی کند ولی یک معتاد آنهم از نوع مصرف کننده موادِ مخدر و یا یک قاتل بالفطره به دیگران و جامعه آسیب وارد می آورد و وقتی می گویی چه کسی می تواند ادعا و اثبات کند که یک همجنسگرا آسیبی به جامعه چه از لحاظِ روانی و هم بیماری های جسمی و بهداشتی وارد نمی آورد سکوت می کنند یا برایت شکلکِ لبخند ، همان پوزخندِ عاقل اندر سفیه را می گذارند.
        آیا یک همجنسگرا با هر دلیلِ منطقی یا غیر منطقی فقط به کسی که مثلِ خودش می اندیشد و تمایل دارد گرایش پیدا می کند و نمی تواند کسی را که اصلا اینکاره نیست به این روند بکشاند و آلوده سازد و صدمات جبران ناپذیر جسمی ، روحی روانی و شخصیّتی به او وارد آورد ؟.
        بی شک انسان های عادّی با افکاری مطابق با هنجارهای طبیعی دیر یا زود پس از مواجه شدن با قضیه هایی خارج از عرف و منطق دچارِ بهرانِ فکری و عقیدتی می شوند و صدماتِ جبران ناپذیری به روندِ زندگی آنان وارد می آید .
        آیا می شود انکار کرد که هزاران قربانی تجاوز از نوع همجنس به همجنس وجود دارد که دچارِ بیماری روحی و روانی و بحران شخصیّتی و دور یا به کل متوقف گردیدن از حرکت سمت پیشرفت سمتِ جایگاه های رفیع اجتماعی ، علمی و ورزشی و .. حتّی بیماری های جسمی حاصلِ مقاربتِ جنسی رایج میان این قشر شده اند و بدتر برخی هم دست به خودکشی پس از مورد تجاوز واقع شدن زده اند.
        مطالعات علمی و پزشکی هم که امروزه با پیشرفتِ تکنولوژی بسیار راحت می تواند در دسترس قرار گیرد و از سوی معتبرترین اساتیدِ دانشگاه های پزشکی جهان ارایه گشته اند با این قضیه زاویه دارند و به کل داشتنِ چنین روابطه های جنسی را رابطه های جنسی خطرناک و آلوده برمی شمرند و اگر هم نتوانند با آن به کل با وجود روندی که فرهنگ گشته و قانون برای حمایت از قشرِ مبتلا تدوین شده است مخالفت کنند و مورد انکارش قرار دهند ، داشتنِ چنین روابطی را طی رعایت کردن الزامی مقدّماتی خاص کم اشکال تر می بینند و توصیه می کنند.
        به راستی جامعه بشری دارد به کدام سمت می رود ، به تازگی هم حق داشتنِ فرزند به همجنسگرایان داده شده و کاندید شدن برای سیاست گذاری های کلانِ کشوری برای دگرباشان بدونِ اشکال و حتّی فیگوری در راستای متمدّن تر نشان دادنِ خود و آنان توانسته اند چند قدم پیشتر بروند و دامنه فعّالیّت خود را گسترش دهند.
        به راستی فرزندانی که دست آوردهای علمی و روانشاسی داشتن مادر با جنسیّت مشخّص و پدر با جنسیّت مشخص را برای شکل گیری درستِ شخصیّت کودک انسان و بسترهای تربیتی او الزامی می دانند و هر یک دلایل قانع کننده خود را دارند به چه موجودی در آینده بدل می شوند.
        یا سیاست مداری با افکارِ همجنسگرایی آیا امکانات و بسترهای بیشتری برای تبلیغ و ترویج آنچه خود می پسندد و به آن باور دارد را در جامعه فراهم نمی سازد و الگویی نمی شود به شوندِ آنان که همواره به شکلی وسواسی و بیمارگونه دوست دارند به هر قیمت متفاوت ظاهر شوند ؟
        اینها پرسش هایی تکان دهنده است که متاسفانه باید منتظر شد آینده به آن پاسخ دهد ، امّا ممکن است راهِ برگشتی پس از رسیدن به بن بست های فرهنگی و برخورد با چالش های بزرگ در جامعه انسانی وجود نداشته باشد.
        به راستی جامعه انسانی به کدامین سمت می رود ، و حق با کیست ؟
        پایان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۳۰۷ در تاریخ پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۴۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        رضا سلطان
        پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ ۲۱:۱۲
        سلام و عرض ادب خدمت اندیشمند گرامی جناب خوش خلق
        اول تشکر بابت بیان دیدگاهتون مطلب سنگینی بود چند باره خوندمش در فواصل مختلف و یه جاهاییشم بیشتر خوندم و روش فکر کردم یه سری سوال هایی داشتم از حضورتون میخوام دیدگاهتون رو بدونم
        تو متنتون اشاره کردین ازدواج همجنسگراها و تصویب قانون براش و یه سری سیاست های دیگه کاره سیاستمداران فاسد هستش برای کسب رای، منظورتون رو از کلمه فاسد نمیفهمم و ایا از لحاظ رعایت انصاف صحیح هست ما کل رو به جز تعمیم بدیم و بگیم هر کشوری این مورد رو تصویب کرده کاره سیاست مدارع فاسدش هست.به نظر من بهتره حداقل یه مثالی زده بشه اقا یا خانوم ایکس این قانون رو تو کشور ایگرگ تصویب کرده که این فساد رو داشته حالا خوده کلمه فساد انواع و اقسام داره و اصلا در ذهن هرکس یه معنی داره و ریشش میشه تباهی حالا شاید یک عملی از نظر من به تباهی ختم بشه از نظر شما نشه(قصد ذره بین گرفتن و انتقاد از همین یه کلمه صرف ندارم فقط دوست دارم یه کم بیشتر وسواس به خرج بدین و بدونین حالا شاید یه کلمه باعثه کلی سو تفاهم و زاویه بشه)
        بعد اینکه فرض رو بر این میگیریم تصویب این قانون و فسادی که منظور شماست رو یه ادمی که همین مشکل همجنس بازی رو داشته تصویب کرده و وعدشو واسه انتخابات و جمع کردن رای داده اول اینکه خدا بیامرزه هفت نسل قبل و بعده این سیاستمدارو که حالا فساد اخلاقی هم داره از نظر گروهی ولی به وعده ای که داده عمل کرده!رک و راست گفته اقا من این کارو ازاد میکنم کلت طلبش هستین رای بدین به من قاعدتا هم عده زیادی باهاش موافق بودن که رای اورده و به حرفش عمل کرده و ایا از نظر شما سیساستمداری که غرق در فساد و تباهی از هرزگی و مشروب خوری و خانوم بازی و هم جنس بازی و قمار انتخابش ضررش برای یه جامعه بیشتره یا یه سیاستمداره ظاهر سازه بی سواده رانتیه دچار مفسده مالی در ام القرای اسلام؟ از نظر من دومی بیشتره چون عرق خوری رییس جمهوره من اگه بخوره یه چیزه شخصیه درسته صحیح نیست به هزار دلیل ولی میگم نوش جونش یا قمار کنه اگه با پول خودش باشه میگم نازه شصتش خانوم بازیش اگه با میل دو طرف باشه میگم حلالش باشه ولی فقط مرد باشه به حرفایی که زده عمل کنه چون من به اونا رای دادم نه به تقوا و اینمه مشروب خوار و هرزه و ... نبوده.
        درباره جملاتی مثله اینا تهاجم غربه یا ما انقدر سال تمدن داریم یا اونا وحشین یا اونا بگن مسلمونا قاتل یا کسی رو از کسی برتر بدونیم خوب نیست از نظر من
        خوبی خوبه همه جای کره خاکی، بدی هم بده فرقی نمیکنه حالا از کجا اومده کی به کی تزریق کرده با هر روشی
        به فرض الان به قول شما از غرب اومده که طرف گوششو یه طور جراحی میکنه و کیبره مثه گوشه خر میشه اینو من تهاجم غربی نمیدونم اینو من خریته انسان میدونم پس خدا عقل و واسه چی به ما داده؟
        و سوال اخرم از شما اینه فرض کنید من یک هم جنس گرا هستم مشکله جنسیتی یا اختلالی هم ندارم گرایشم اینه هیچ جایی هم نبلیغ این کار رو نکردم به قول شما از معایب بهداشتی و و پزشکی و ... این امر هم اگاه هستم ولی مشکلی ندارم و باز این راهو انتخاب میکنم که با هم جنس خودم رابطه حالا روحی یا جسمی و جنسی داشته باشم در خلوت خودمون قیافه خارج از عرفی هم نداریم تو جامعه و سعی میکنم تو رابطمون بهداشت و هر چیز دیگه رو رعایت کنیم
        شما به عنوان یه سیاستمدار نه حالا در کشور اسلامی و به خاطر قانون اسلام طبق همون صحبت هایی که قبل فرمودین و مبحث ازادیه بیان و عقیده و رفتار در یک کشوره ازاد چه رفتاری رو با من نوعی میکنید؟

        پی نوشت:تشکر از وقتی که میرازرین و انقدر جامع مینویسین در حالی که شاید انچنان طرفداری نداره مقالات جدی و طولانی با مضامین سنگین ولی من مخاطب که میخونم کارتون رو وظیفم میدونم نظرمو درباره نوشتتون حالا درست یا غلط بدم چون کوچکترین کار در حقتون اینه بدونین نوشتتون خونده شده و فکر شده روش و اگه نخونمش یا الکی بیام بعد دو خط خوندنش ولش کنم و بنویسم عای بود سپاس در حق شما و اندیشتون کم لطفی کردم

        پایدار خندانک
        مجید خوش خلق سیما
        پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ ۲۲:۲۳
        درود بی پایان محضر استاد منصف ، صادق و آگاه و اندیشمند ، صادق و اندیشمند و هنرمند فاخر و متعهّد و فاخر و بسیار بزرگوار جناب سلطانی عزیز . افتخار می کنم به حضورتون و نیز از اینکه وقت ارزشمندتون رو به خوندن نوشته صرف کردید بسیار سپاسگزارم . اول از همه عذر خواهی می کنم برای رعایت نکردن انصاف در نوشته ام که واژه فاسد رو به همه تعمیم دادم که بنده هم معتقدم هیچ مسئله ای از استثنا و تبصره و یا گاهی ناگزیری برای پذیرش یک پدیده مبرا نیست . البتّه این نظر هم در من بسیار قوت دارد که سیاستمداری در دنیای امروز را تمیز و در راستای اهداف والای انسانی و اخلاقی نمی بینم حالا در هر کجا باشد . بیشتر سیاستمداران را موجودانی در خدمت مقاصد خود و یا مقاصد حمایت کنندگان خود می بینم و به همین علت از این واژه در نوشته ام استفاده کردم . منظور من از سیاست مداران فاسد یعنی کسانی که عوام فریبند و مطابق مسئولیت های خود همانا در خدمت مردم خود و گسترده تر زیستگاه انسانی بودن است نیستند و نه آنچه در حوزه شخصی از آن بهره می برد ، هر چند من با آن مخالف باشم و معتقدم هر آنچه جامعه و نسل انسانی را دچار آسیب و زیان می کند باید با فرهنگ سازی درست و اقدامات ریشه ای اصلاح گردد . ممنون که این نکته را یاد آوری فرمودید . سئوال بعدی شما را می توانم اینطور پاسخ بدهم من هم با دادن هر وعده ای برای جمع آوری رأی مطابق آنچه پیشتر توضیح دادم همانا آنچه منافع کلی جامعه بشری را تأمین نکند مردود می دانم و چنین سیاستمدارانی را مضر برای جامعه خود و جامعه انسانی و هم سیاستمداران ظاهر ساز و بی سواد و رانتیه دچار مفسد مالی و اخلاقی که خود را ریاکارانه در الگوهای مورد پسند نظام گنجانده اند (که البته هر نظامی که الگوی مشخّصی برای موجه بودن از دید خود را ارایه می دهد و برخاسته از تمامیت خواهی آنها دچار چنین روندی می گردد.) در ام القرای اسلام را . هر دو به شکل های مختلف فاسد آفرین و خیانت پیشه و به دور از منش های والای انسانی قلمداد می شوند حال کمتر یا بیشتر . البته از دیدگاه تحقیقات علمی گاهی بهره مندی از برخی موارد در زندگی شخصی می تواند تاثیر خود را در زندگی اجتماعی هم بگذارد و شخص را از لحاظ فکری و تصمیم گیری دچار مشکل سازد و این یعنی اینکه هر چیز شخصی به طور قطع حتما تنها در حوزه شخصی باقی نمی ماند و به خود شخص آسیب وارد نمی آورد ، حال اگر این شخص تصمیم گیرنده برای یک جامعه باشد بی شک صدمات و لطمات آن بیشتر خواهد بود . درباره مورد بعدی بنده هم بهره مندی از خردمندی و نه تقلید کورکورانه رو غیر مستقیم و حتی مستقیم مورد تایید قرار دادم و اشاره بنده از تاریخ برتری یا بدتری اون نبود که هر دو با هم در یک تاریخ جا دارند . منظور حفظ هویت ملی برای رسیدن به عزت و برجسته نمودن نقاط مثبت تاریخی به عنوان نقطه ای برای کسب اعتماد به نفس یک ملت که بتوانند پیشرفت کنند و نوآوری داشته باشند و گرنه من هم کاملا معتقدم هر چیز خوب از هر جای دنیا خوب است و می تواند باعث تحول جامعه انسانی بشود اما باید شرایط حاکم بر جامعه را هم برای وارد نمودن مسائل فرهنگی در نظر گرفت و دید آیا شرایط پذیرش چنین فرهنگی در جامعه وجود دارد و یا نه باید آن را طوری طراحی نمود که بتواند اثرات مفید خود را به یک ملت برساند که این کار سیاست گذاران فرهنگی است قاعدتا که ما همواره از آن محروم بودیم . اول وارد می کنیم بعد فکر می کنیم چطور آن را فرهنگ سازی کنیم . درباره سئوال آخر هم نه به عنوان سیاست مدار که اگر سیاست مدار باشم دستم باز تر است به فکر چاره کردن کار می افتم و از علم پزشکی کمک می گیرم تا یک انسان را به روند طبیعی زندگی برگردانم مثل کمک کردن به کسانی که بیماری اعتیاد دارند و یا هر بیماری روحی و روانی دیگر . به فرموده شما انسان خردمند است و دارای دانش برای حل مشکلات و معضلاتی که می تواند به شخص و در هر صورت سپس به یک جامعه آسیب وارد کند . امیدوارم توانسته باشم منظور خود را درست و صادقانه خدمت برادر عزیز و بزرگوارم برسانم و به پرسش ها را پاسخ داده باشم . باز هم ممنون و سپاسگزارم از لطف و محبتی که در حق بنده می فرمایید . بنده افتخار می کنم به وجود شما و بزرگانی دیگر که مشوق و انگیزه بخش نوشتن و فرهنگ کشورید .. بهترین ها را برای شما آرزو می کنم که همانا تندرستی و شادکامی و کامروایی و برکت همه جانبه و روزافزون است خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۰۹
        کافی ست بدون غرض و بغض منصفانه و بیطرمانه به ساختار شهر ها نظر بیفکنیم .
        می بینم از پوشش تا آرایش از شکل ویترین ها تا مگا مال ها همه و همه از مظاهر غرب است .
        حاکمیت چهل سال است سعی دارد به روش های مختلف شکل مذهبی به جامعه بدهد اما کارگزاران آن کار دیگر می گنند .
        حاصل اولین سفر کرباسچی شهردار سابق به کا نادا بنای برج سازی و فروشگاه های زنجیره ای را به ارمغان آورد.
        چهره ی شهر ها در حال حاضر نه ملی و نه مذهبی...تناقضی ست که گاه موجب برخورد افراد با یکدیگر هم می شود.
        متشکرم
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0