سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 آبان 1398
  • روز كتاب و كتاب‌خواني
  • روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي، 1360 هـ ش
19 ربيع الأول 1441
    Friday 15 Nov 2019
      مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

      جمعه ۲۴ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      قالب شعری سروش و تفاوت های آن با قالب های نیمه همانند-1
      ارسال شده توسط

      محمدعلی رضاپور(مهدی)

      در تاریخ : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۴:۴۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۴۱ | نظرات : ۶

       
      قالب شعری سروش و تفاوت های آن با قالب های نیمه همانند-1
      و هایکو واره  تفاوت های سروش با دوبیتی، رباعی، سه گانی، پریسکه
      پیش از بیان تفاوت های قالب شعری سروش با قالب های تا حدودی مشابه، بهتر است نمونه سروده هایی در قالب سروش بیاوریم:
      گفتن از عشق، کار سختی نیست/
      خوب گفتن، شکار سختی نیست/
      فصلِ   اصلیِّ  عاشقی،  عمل است.//
      برگ سبز خزان، خودش را، ریخت/
      با هوا و زمین و آب آمیخت/
      برگِ بی بار چون  تمشک نبود.//
      چیست گل؟ رازِ نازِ خنده ی دوست/
      شعر- نقاشیِ معطّرِ اوست/
      مِهرچهر  و لطیف و عاطفه روست/
      گل، نشانِ خداست.//
      گرچه بالاست، باز هم خوار است/
      شُهره اما بدون مقدار است/
      خواب دائم چطور بیدار است؟/
      به فضا رفته است میمونی.//
      "علّیَت" داشت نخ نما می گشت/
      فیلسوفی پی خدا می گشت/
      عارفی از عُروج  بر می گشت/
      حرف نابش به دل گرامی گشت:/
      "نور"، مجهول نیست؛ اثبات است.//
      قالب سروش، آشکارا در تعداد ابیات، نوع قافیه بندی و همچنین در وزن عروضی،
      متفاوت از قالب های دوبیتی و رباعی ست و اما
      • از تفاوت های قالب سروش(در معنای خاصش) با قالب سه گانی به این موارد می توان اشاره کرد:            
       
      داشتن وزنی ویژه (فاعلاتن مفاعلن فعلات)، ترجیحِ تأکیدی بر   
      قافیه نداشتنِ مصراع پایانی برای ضربه ی پایانیِ بهتر،
      قابلیت از سه تا پنج لَختی بودنِ سروش(که باعث آزادی بیش تر شاعر می شود)، باز تر بودنِ قالب سروش و امکان گزینش انواع زوایای دید (مثلا قابلیت انتقال از شعر کوتاه کشفی - شهودی سه مصراعی به شعر توصیفی پنج مصراعی به صلاحدید شاعر)،
       قابلیت بیش ترِ قالب سروش برای پردازشِ هنری ترِ محتوا مثلا
        در استفاده از تصاویر متنوع (در مسیرِ یگانه ی شعر)
        و همچنین استقبال از انواع آرایه های ادبی بطور طبیعی و مناسب (در مقابل قالب سه گانی که تأکید بر دوری از بازی های زبانی و هنرمندی های ادبی و واژه سازی های نسبتا نامأنوس دارد.)
      سرانجام، از دیگر تفاوت های سروش و سه گانی، قرار گرفتنِ سروش در حد وسط و بعنوان واسطه بودن برای سه گانی و پریسکه از یک طرف و دوبیتی و رباعی از طرف دیگر می باشد؛ چراکه سروش با داشتن وزن ویژه و امکان چهار مصراعی بودن، تا حدودی به قالب های دوبیتی و رباعی همانند می شود و با امکان سه مصراعی و سه لَختی بودن به قالب های سه گانی و پریسکه نزدیک می شود و اگر کوبش پایانی در قالب های سه گانی، پریسکه و سروش، جدی تر از این مورد در رباعی و دوبیتی باشد، اشتراک دیگری از این نظر بین این قالب های نوین وجود خواهد داشت . همچنین در بین قالب های کوتاه سرایی، سروش دارای جامعیت ممتازی ست؛ چراکه در پردازش آن علاوه بر این که محدودیت موضوعی وجود ندارد و هر موضوعی را در قالب سروش می توان گنجانید، نوع نگاه سروش هم، نگاهی جامع است . به عبارت دیگر: انواع نگرش ها یعنی زاویه های دید را برای شعر سروش می توان به کار برد؛ مثلا می توان سروشی سرود با رویکردِ کشفی-شهودی که جنبه ی برداشت ناگهانی (الهامی) دارد و در مقابل آن می توان سروش دیگری سرود با رویکردِ توصیفِ شاعرانه ی مضمونی که از مدت ها پیش در ذهن شاعر بوده است و در بیان آن هم قرار نبوده هیچ کشف و شهود خاصی اتفاق بیافتد؛ بلکه مثلا استفاده از برخی ترفندها ازجمله کاربردِ آرایه های ادبی، باعث برجستگی آن شعر شده است. خلاصه این که: سروش هم در موضوعات و هم در انواع زاویه های دید، کلی و جامع است؛ ولی سه گانی در نوع نگاه خود، خاص تر است و اصالتا  نگاهی کشفی – شهودی  دارد و نوع نگاهش و این خاص تر بودنش از این منظر، ضمن این که امتیازی ست، محدودیتی هم هست.  
      برای روشن تر شدن مسأله، مثالی می زنم:
      ببینید!  اگر  بعد از دیدن اشتیاق سنجاقکی به خطرکردن برای نوشیدن از آب چشمه، بخواهیم شعر کوتاهی با نگرش کشفی- شهودی و در واقع، شهودی- کشفی با گرایش حکیمانه  بسراییم، سه گانی، قالب خاص چنین شعری می تواند باشد و اگر در بیان این کشف ناگهانی، موزون بودن کلام برایمان اهمیت زیادی نداشته باشد، می توانیم پریسکه را به کار ببریم و اگر نگاهی صرفا مشاهده گر و بیانی غیرعروضی داشته باشیم، هایکوواره گزینه ی مناسبی ست؛ اما در قالب سروش  بر اساس همه ی این نگرش ها می توان شعر سرود جز این که وزن در قالب سروش، جایگاهی خاص دارد و حکمتی - شاید ظریف تر و پنهان تر از حکمت  سه گانی ها-
       در سروش هم هست و از این لحاظ، سروش به سه گانی نزدیک تر است تا هایکوواره . 
      حال اگر بجای سرودن از اشتیاق چنین سنجاقکی، بخواهیم شعر کوتاهی بسراییم درباره ی موضوعی که از
      مدت ها پیش، فکرمان را مشغول خود کرده بوده است و هیچ کشف و شهودی به معنای خاص در آن مطرح نبود و نیست، به نظر شما  کدامیک از قالب های سروش یا سه گانی برای سرایش این شعر، مناسب تر است؟ بله، سروش، قالب مناسب تری خواهد بود؛ چراکه در نگرش های خودش جامعیت بیش تری دارد و خود را به اندازه ی سه گانی، به نوع نگاه کشفی و شهودی و ناگهانی مقیّد نکرده است . همین ویژگی باعث می شود که سروش، علاوه بر جامعیتی که نسبت به سه گانی و دوبیتی و رباعی دارد، حلقه ی اتصالی باشد  بینِ سه گانی از یک طرف و نوخسروانی و هایکوواره از طرف دیگر؛ چراکه نگاه نوخسروانی، تغزّلی ست  و هایکوواره نگاهی اشراقی و برپایه ی خلسه دارد و سه گانی، اصالتا کشفی-شهودیِ حکیمانه  است و سروش، همه ی این نگرش ها را در خود می پذیرد و دارای جامعیت است . پیش تر گفتیم که سروش، هم در موضوعات و هم در نگرش ها دارای جامعیت است. اکنون، دو قالب کهن دوبیتی و رباعی را از این منظر، بررسی می کنیم:
       دوبیتی و رباعی – اگرچه شاید اصالتا دارای کلّیّت و جامعیّت در موضوعات و نگرش ها باشند- باز به دلیل پیشینه ی طولانی شان و شناختی که از خود به  کلیتِ مخاطبانشان داده اند؛ یعنی به دلیل این که هریک از این دو قالب کهن در تاریخ ادبیات فارسی به موضوع یا موضوعات خاصی شناخته شده اند، براین اساس، خاص تر از قالب سروش اند و در نتیجه،  قالب سروش، جامعیت بیش تری نسبت به آنها در مجموعه ی موضوعات و انواع نگرش ها دارد؛ مثلا طبق حافظه ی تاریخی مان دوبیتی را قالبی برای سرایش اشعار عاشقانه و عارفانه و غم و درد و هجران و شوق وصال می شناسیم و رباعی را قالبی برای موضوعات فلسفی و عرفانی و بعضا عاشقانه .
       در مقایسه ی سروش و سه گانی از این منظر هم اگرچه سه گانی سرایان مدعی اند به نامحدود بودنِ گستره ی موضوعیِ سه گانی، نوع نگاهشان بر پایه ی کشف و شهود حکیمانه است و به نظر می رسد که نوعی دریافت ناگهانی برای سه گانی سرا اهمیتی ویژه دارد که برپایه ی آن، شعرش را می آفریند؛ بنابر این، حتی اگر بپذیریم که سه گانی، محدودیت موضوعی ندارد و در هر موضوعی می توان سه گانی سرود، این را نمی توانیم انکار کنیم که نوع نگاه در سرایش سه گانی بر پایه ی کشف و شهود است و این کشف و شهود هم تا حدود زیادی ناگهانی ست. خلاصه این که: در مقایسه ی سروش با این قالب های دیگر از نظر مقدار جزئی و کلی بودنِ موضوعات و زاویه های دید، می توان گفت: سه گانی از همه خاص تر و جزئی تر و سروش از همه عام تر و کلی تر است. بی شک، خاص بودنِ سه گانی از این منظر، امتیازی برای آن است و عام بودنِ سروش حتی ممکن است نقطه ی ضعفی برای این قالب اخیر باشد؛ اما از منظری دیگر، عام بودنِ سروش در زاویه ی دید، امتیاز بزرگی ست؛  به این معنا که قالب سروش با برخورداری از انواع زاویه های دید، جامعیت بسیار بالایی دارد و چون محدودیتی در پذیرش موضوعات هم ندارد، از نظر انواع موضوعات و نگرش ها یعنی در مجموع اینها جامعِ قالب های رباعی و دوبیتی و سه گانی است .
      پس قالب سروش، حلقه ی اتصال دوبیتی و رباعیِ کهن با قالب های نوین سه گانی و پریسکه می باشد .
      از دیگر تفاوت های سروش و سه گانی، اهمیت قافیه پردازی درونی در قالب سروش و پرهیز از آن در قالب سه گانی می باشد .
      همچنین از نظر توجه به آفرینش تصاویر، سروش در حد وسط اشعار هایکوواره و سه گانی قرار می گیرد.
      هایکوواره های فارسی مانند اصل خود یعنی هایکوهای ژاپنی، به ثبت تصویر در شعر، اصالت می دهند و به تفسیر آن نمی پردازند یا بسیار کم از تفسیرِ تصویر استفاده می کنند؛ بنابراین، هایکو به نقاشی می ماند.
      سه گانی  رویّه ای برعکس هایکو دارد و به نگاه فلسفی و تفسیر و ابراز نظر شاعر، تأکید می کند و تنوع در تصویرسازی و توجه زیاد به آن را بر نمی تابد و این امر را مزاحمتی برای رسیدن به هدف معنوی خود می داند.
      سروش از این منظر، در جایگاهی بین هایکو و سه گانی ایستاده است؛ چرا که هم به تصویرپردازی های هنری
      نگاهی مثبت دارد و هم به آنها بسنده نمی کند و به زیرساخت یعنی اندیشه ای که از ثبت تصاویر برمی آید،
      توجه دارد و مخصوصا وقتی که تصویرپردازی و  بیان تفسیر بصورت  غیر مستقیم با هم در می آمیزند،
      امید به نتیجه ی بهتر در ذهن مخاطب، قابل انتظارتر است.
      زبان سه گانی، سهلِ ممتنع یعنی ساده و استوار است و زبان سروش، شیوا و رسا و زیبا شده به انواع آرایه های ادبی.
      سه گانی برای رسیدن به یکدستیِ شعر، از تنوع می پرهیزد و در مقابل، سروش به استقبال از تنوع در مسیرِ یکدستیِ شعر می رود. این تنوع پردازی هم در عرصه ی زبانی است و هم در عرصه ی آفرینش تصاویر.
      این که سه گانی سعی می کند مطلبش را به زبان ساده و بدون ایهام و دیگر آرایه های ادبی برساند، ممکن است به ماندگاری و تازگیِ دائمیِ آن آسیب بزند و باعث شود که بسیاری از سه گانی ها به آثاری یکبار مصرف تبدیل شوند؛ حتی در قالب پریسکه می بینیم که نام این قالب به معنای جرقّه است و جرقّه معمولا به سرعت پدید می آید و به سرعت هم ناپدید می شود و اثر چندانی ندارد و به نظر می رسد که این جرقه وارگی درباره ی سه گانی هم تا حدود زیادی صدق می کند؛
      درصورتی که در سرایشِ سروش سعی بر این است که با استفاده از ترفندهایی همچون ایهام، دو پهلوگویی، جابجایی نشانه های نگارشی مثل ویرگول و...  تفسیرهایی بازتر، آزادانه تر و چند بُعدی برای اشعار وجود داشته باشد ؛ بنابر این،
      • از تفاوت های قالب سروش در مقایسه با قالب سه گانی عبارت است از:
      داشتن وزنی ویژه (فاعلاتن مفاعلن فعلات)، ترجیح به  قافیه نداشتنِ مصراع پایانی برای ضربه ی پایانیِ بهتر، قابلیت از سه تا بیش از پنج لَختی بودنِ سروش، قابلیت بیش ترِ قالب سروش برای پردازشِ هنری ترِ محتوا مثلا  در استفاده از تنوع (در مسیرِ یگانه ی شعر)، و سرانجام، قرار گرفتنِ سروش در حد وسط و بعنوان واسطه برای سه گانی از یک طرف و دوبیتی و رباعی از طرف دیگر و جامعیت بیش تر قالب سروش در مجموع موضوع و زاویه ی دید .
      همچنین قافیه پردازی درونی در قالب سروش، جایگاه بارز تری دارد.  
      با این توصیفات اگر به شعری نزدیک به سروش، سه گانی و پریسکه بربخوریم که در یکی از این سه قالب قرار می گیرد،
      در صورتی که وزن عروضی نداشته باشد؛ یعنی از نوع سپید باشد، بنا به پیشنهاد ما، آن شعر را باید در قالب پریسکه دانست؛ اما اگر از نوع سنتی و یا نیمایی باشد، چنانچه دارای بیش تر  از سه مصراع باشد، آن را سروش محسوب می کنیم؛ ولی در موارد سه مصراعی بودن، اگر هر دو مشخصه ی وزن ویژه ی سروش و عدم قافیه پردازی در مصراع پایانی را داشته باشد، در قالب سروش خواهد بود؛ ولی اگر  یکی از این دو مشخصه
      و یا هیچیک را نداشته باشد، سه گانی محسوب می شود .   
      اکنون پس از مقایسه ی  سروش با برخی دیگر از قالب های کوتاه سرایی در شعر فارسی،
       می توان گفت که: قالب شعری سروش، حدفاصل و جامعِ قالب های کوتاهی مثل دوبیتی، رباعی و سه گانی
      می باشد .               
      بر گرفته از کتاب سفیر شعر فارسی – محمدعلی رضاپور (مهدی)
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۲۸۱ در تاریخ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۴:۴۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      ایمان اسماعیلی راجی
      چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۲۶
      سلام و عرض ادب
      بسیار عالی استاد
      مانا باشید به مهر
      ممنون بابت زحمتاتی که می کشید
      خندانک خندانک خندانک
      محمدعلی رضاپور(مهدی)
      محمدعلی رضاپور(مهدی)
      پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۴:۳۶
      درود و سپاس از لطفتان خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی
      چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۲۳:۲۵
      سلام و درود دوست گرانقدر
      موید و پیروز باشید
      در پناه خدا خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمدعلی رضاپور(مهدی)
      محمدعلی رضاپور(مهدی)
      پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۴:۳۷
      درود و سپاس دوست گرانقدرم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۲۲
      درود بر شما شاعر خلاق خندانک
      ممنون بخاطر پست آموزشیتون خندانک
      جسارتاً در انتهای عبارات ذیل، آیا "محسوب می کنیم" درسته یا سهوالقلمی اتفاق افتاده و در اصل "محسوب نمی کنیم" بوده؟
       اما اگر از نوع سنتی و یا نیمایی باشد، چنانچه دارای بیش تر  از سه مصراع باشد، آن را سروش محسوب می کنیم...
      باز هم سپاس آقای رضاپور گرامی خندانک
      در پناه حق خندانک
      محمدعلی رضاپور(مهدی)
      جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۳۹
      درود، دوست خوبم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سپاس از التفات تان.
      سهو القلمی اتفاق نیافتاده بود؛ چرا که در قالب شعری سروش،
      محدودیت تعداد لَخت ها - آن گونه که در رباعی و دوبیتی و سه گانی هست- وجود ندارد؛ یعنی سروش از این نظر، تنوع بیش تری دارد و شاعر می تواند بنا به نیازی که در سامان دادن شعر کوتاه خود می بیند، شعرش را در سه، چهار یا پنج لَخت بگنجاند. خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1