سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 7 فروردين 1398
    22 رجب 1440
      Wednesday 27 Mar 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        چهارشنبه ۷ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نوروز خوانی
        ارسال شده توسط

        احمد پناهنده

        در تاریخ : ۱۱ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۶ | نظرات : ۰

        نوروز خوانی
        رسوم استقبال از نوروز و بهار
        قسمت چهارم
        استقبال از نوروز و بهار در گیلان قدمتی به عمر تاریخ ایران دارد.یعنی از دیرباز تا کنون، مردمان خطه ی دو سوی البرز، یعنی گیلان و مازندران با ساز و دهل و شعر خوانی و هنرهای نمایشی به استقبال نوروز و بهار می رفتند و پیام نوروزی و بهاری را در جای جای گیلان و مازندران، طنین انداز می کردند.
        یکی از این آیین های نوروزی و پیام آوران شادی بخش، نوروز خوانی و نوروزخوانان بودند که از میان اهل ذوق و هنر، قامت راست می کردند و در اسپند ماه به در خانه های مردم می رفتند و با ریتم موسیقایی و شاد، اشعار نوروزی را فی البداهه، شعر خوانی می کردند و با رساندن پیام نوروزی، اهل خانواده را شاد می نمودند.
        نوروز خوانی با اینکه در جای جای این دوخطه در اسپند ماه برگزار می شد اما نوع اشعار و حتا لباسشان یکسان نبود و هر شهر و روستا و یا استان، با فرهنگ خاص خودشان این برنامه را اجرا می کردند.
        نورزو خوانان معمولن سه نفره گاهی دونفره و بعضن یک نفره وارد خانه می شدند و با اشعار نوروزی، رسیدن نوروز و بهار را شادباش می گفتند.
        چون در گذشته در روستاها و شهرهای کوچک برق نبود یا اگر هم بود همگانی نبود، نوروز خوانان با فانوس و یک چوب دستی وارد خانه ها می شدند.
        فانوس وسیله روشنایی و دریدن تاریکی شب بود که مثل چراق قوه ی امروزی عمل می کرد و چوبدستی هم برای دفاع از حمله سگ های خانه بود که بر بیگانه پارس می کردند و حمله ور می شدند
        نوروز خوانان همین که وارد حیاط خانه می شدند و اگر گلی در حیاط روئیده بود، چند شاخ گل را می چیدند و بعد می خواندند:
        بولبول در بُستون آمده یعنی بلبل در بوستان آمده
        گول در گولستون آمده گل در گلستان آمده
        مژده بده ای شاخه گل
        باد بهاران آمده
        و بعد شعر را عوض می کردند و می خواندند:
        خانخا بیرون بیا یعنی صاحب خانه بیا بیرون
        بشکفته گول و گیاه گل و گیاه شگفته شد
        تی عید مبارک ببون عید شما مبارک باشد
        سال نو مبارک
        خانخا بجیر بیه صاحب خانه بیا پایین
        تی سگئی مره گیره سگ تو مرا می گیرد
        پایه بَزنم میره با چوب به او بزنم سگت می میره
        اونه آه مره گیره نفرین و آهش مرا می گیره
        تی عید مبارک ببون عید شما مبارک باشد
        سال نو مبارک
        مُرغانه دیرابوستی تخم مرغ دیر کردی
        خانخا زنی سستی صاحب خانه خیلی سست و بی حال هستی
        خو آردنه واستی یعنی برای آوردن تخم مرغ اینقدر معطل می کنی
        تی عید مبارک ببون عید شما مبارک باد
        سال نو مبارک
        و همچنین اشعاری فی البداهه در همین راستا که بیشتر پیام نوروزی دارد، می خواندند و سپس درخواست هدایا مثل پول و تخم مرغ و برنج و و و از صاحب خانه می کردند.
        الحق که مراسم شادی اوری بود. بویژه برای بچه ها و زنان خانه
        و می شود گفت بی هیچ استثایی همه ی خانواده از هم سبقت می گرفتند تا نوروز خوانان، این پیک شادی آفرینان ِ نوروزی به خانه هایشان بروند و پیام نوروزی را با اشعار شاد و هنرهای نمایشی و خنده آور به آنها شادباش و همایون باد بگویند.
        احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی)

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۱۸۲ در تاریخ ۱۱ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
        ۱ شاعر این مطلب را خوانده اند

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.