سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 28 آبان 1397
    12 ربيع الأول 1440
    • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله به روايت اهل سنت - آغاز هفتة وحدت
    Monday 19 Nov 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      دوشنبه ۲۸ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      نگاهی از پنجره پست مدرن به درون
      ارسال شده توسط

      فری میناسیان (طبیعتگرا)

      در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۱۳ | نظرات : ۵

      نگاهی از پنجره پست مدرن به درون (بعد از مدرن یا پسامدرن، پسامدرنیته  Postmoderne)
       
      مدرنیزم یک واژه افسانه ای در غرب است که معنای شفافی ندارد.  تولد مدرنیته را به کانت  فلسفه دان ایده آلیستی ذهنیگرای آلمان نسبت داده میشود که فقط محدود به آلمان است و اهمیت اروپائی ندارد.  آیات 5 تا  25 در "گفتار" که بخشی از کتاب عهد جدید است آمده است : "پسرم به کلام خدا ایمان بیاور و از قوه ادراک خدادادی استفاده نکن"!

      کانت گفت: " من می خواهم از قوه ادراک خدادادی استفاده بکنم".  عده ای این را آغاز مدرنیته در  آلمان و کلیسا می دانند که دارای اهمیت اروپائی نبود.

      ولی کسی به درستی و شفافیت بیان قادر به توضیح مدرنیته نیست که به صورت یک مد  واژه ای به زبانها افتاده است که در واقع یک نوع افسانه غربی است زیرا که خود کانت جهان بینی غلطی دارد، طبیعت مادی را زائیده احساسات انسان می داند که به هیچ وجهی قابل شناخت نیست. طرح زمان و مکانش در کتاب " انتقاد از خرد ناب" اشتباه است که از به وسیله شاگردش فیشته  Fichteمورد انتقاد قرار گرفت ولی از جانب کانت مورد قبول واقع نشد..
       کانت یک فلسفه دان نژادپرست است که تئوری نژاد را در کتاب " جغرافیای بدنی 1802 در کئونیگسبرگ" برای نخستین بار در آلمان و اروپا وضع می کند که در آن انسان فقط در اروپای غربی به تکامل رسیده است و به خاطر بور بودن و چشمان آبی از هوشمندی ویژه ای برخوردار است و مابقی جهان از انسانهای تنبل و احمق نشکیل شده است.
      میشل فوکو  تز دکتری خو درا  در باره : مقدمه ای بر آنتروپولوژی کانت نوشته است که  چطور " جغرافیای بدنی"  کانت 35 سال تدریس شده و  اکثر روشنفکران آلمان را تحت تأثیر قرار داده بود.
      بعد از  تئوری نژادی کانت، کارل لیته، رئیس آکادمی علوم طبیعی سوئد  آنتروپولوژی نژادپرستانه را وارد علم انسان شناسی میکند  و تئوری نژادی کانت را بسط میدهد.

      گذار از افسانه مدرنیزم (مدرنیته) به پسامدرنیته با لغو استروکتو آلیزم (ساختارگرائی) در سال 1952 در فرانسه از طریق ژان دئوبئوفه Jean Dubuffet انجام گرفت. او نقاش و فلسفه دان (فیلسوف) پسامدرنیته بود. او این گذار را با جملات زیر توضیح می دهد:
      1 ـ فرهنگ ما لباسی است که به تنمان نمی خورد.
       2 ـ ما مثل مارکسیستها یک جهان بینی واحد (مونیستی) نداریم تا این که علل همه پدیده ها را در طبیعت و جامعه  با جهت یابی از آن توضیح بدهیم. برای این که ما  بتوانیم محتوی حقیقت را در پدیده های گوناگون توضیح بدهیم مجبوریم یک کلاژی (کلسیونی) از ایده را در کنار همدیگر بچینیم به این امید که از طریق آنها به نتیجه مورد نظر برسیم.

      3 ـ ما برای استنتاج در فکر و منطق مجبوریم تضادها و شبه تضادها را بر علیه همدیگر به بازی بگیریم.

      4 ـ من احساس می کنم که ما با این روش از اروپا ـ مداری انسان دور می شویم و این به نوبه خود دوری از هرگونه عقل گرائی است. (مدعی برتری نژادی اروپائیان).

      5 ـ جهان بینی اروپای غربی بر اساس راسیونالیزم (عقل گرائی) یعنی ایمان به خدا است.

      6 ـ برای این که انسانها به طور مطلوب در خدمت جامعه باشند ما آنها را به فرد منفرد تبدیل می کنیم تا به سایه های نامرئی تبذیل بشوند و  برای سیستم حاکم  به منزله کبریت بی خطر باشند.

      بنابراین پسامدرنیته، از نظر آنتروپولوژیکی، جهان بینی فلسفی، نگرش، فردگرائی مطلق به درد جامعه ایران نمی خورد و جایگاهی را در فرهنگ ایران ندارد. یک عده روشنفکران کاذب با طرز تفکر اقطراری (تقلید آمیز غیرسازنده) مثل بابک احمدی در صدد هستند چیزی را به جامعه ایران تزریق بکنند که در ابعاد فکر و عملکرد ایرانی نمی گنجد.

      همه مشکل جامعه ایران فاجعه گرائی روشنفکرانه است که خودش قادر به فکر، عمل، برنامه ریزی و تصمیم گیری نیست. 99% روشنفکران ایرانی مصرف کنندگان ناآگاه اندیشه های امپریالیستی و جهان بینی های ایده آلیستی غربی هستند  و همین مشکل اساسی دانشگاهایمان است.

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۹۱۹ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد بزرگوار.
      این یک نقد نیست، تنها به این دلیل تیک نقد بر آن زدم تا سایر عزیزان نیز این مطلب زیبا را بخوانند. چرا که این مطلب به نکته قابل توجهی که امروزه گریبانگیر جامعه است پرداخته است، مشکل روشنفکر نمایی و تقلید کورکورانه ی سایر فرهنگ ها به اسم روشنفکری.
      متاسفانه عده ای، که تعدادشان کم هم نیست و روز به روز در حال افزایش است، روشنفکری را در تقلید از دیگر جوامع میدانند، بی انکه بدانند رفتاری که بی هیچ تدبری آن را تقلید میکنند درست است یا اشتباه.
      این عده متاسفانه روشنفکری را در نفی فرهنگ اصیل کشور و پشت پا زدن به تمامی رسوم و جایگزینی فرهنگ های دیگر جوامع میدانند.
      در حالی که روشنفکری یعنی باز کردن فکر و بیرون امدن از غاری که افلاطون توصیف کرده، و رسیدن به نور آگاهی. روشنفکری یعنی تعقل در حرکت ها و بینش ها، چه بینش های فرهنگی جامعه خودمان و چه بینش ها جوامع دیگر، و رد بینش ها و حرکات اشتباه و تایید و حرکت به سوی بینش صحیح و پیشرفت به سوی تعالی، نه پس رفت در گودال تقلید کورکورانه و تحقیر خویشتن پیشین.
      سپاس برای اشتراک گذاری این مطلب گرانبها. خندانک خندانک خندانک
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      خدا قسمت کرده چند روزی وقت اجازه داده که نوشته های دوستان را بخوانم
      البته صد در صد نه برخی از ایتم های جنجالی را.
      این بحث نیاز به حرکتی بسیار هوشمندانه دارد
      مدرنیته و فلسفی و مدرنیته هنری(تمرکزم روی شعر است)با هم تفاوت دارد
      و بسیار کلام شما در نام بردن از اقای بابک احمدی بجا بود زیرا به نظرم بحث ساختاری فکری و فلسفی را نشانه گرفته اید
      اما در شعر
      ایا تعریف شعر مدرن و پسا مدرن تنها در نوع اندیشه است؟
      خیر
      نوع ساختار و جمع بندی مطلب و نوع گویش و بازی با مخاطب و .......هزار تعریف دیگر در این مقوله میگنجد که شعری را مدرن و یا پسا مدرن میکنند
      در داستان و هنر شعر هر گاه فکر نیز به سمتی سوق کند به ان درون مایه فکری میگویند
      مثال
      شعر های کلاسیک زیادی را میتوانید ببینید که فکر های سنت شکنی دارند . گذشته از درست بودن و یا غلط بودن ان .اما در ساختار کلاسیک مثلا قرن یازده سروده و یا نوشته میشوند (این کتاب ها زیادند)
      اما باید نظر انتهایی خود را به این شکل تغییر دهید که ......(((به نظر من )))).....همه مشکل جامعه ایران فاجعه گرائی روشنفکرانه است که خودش قادر به فکر، عمل، برنامه ریزی و تصمیم گیری نیست. 99% روشنفکران ایرانی مصرف کنندگان ناآگاه اندیشه های امپریالیستی و جهان بینی های ایده آلیستی غربی هستند و همین مشکل اساسی دانشگاهایمان است.چون این جمع بندی شماست و دنیا تا وجود دارد انسان ها نظر میدهند و نظریه و فرضیه مبحث ان یعنی اجازه داری بر رویش تحقیق کنی و خوشحال میشوم اگر 90 درصد را کمی با احتیاطتر بنویسید.
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      متوجه نشدم ۹۹ درصد برای کدام منبع است ولی اگر از منبعی ذکر شده نام ان را حتما در انتهای مقاله باید نوشت......این از اصول مقاله نویسی است......
      فکر های بومی و یا بومی شده تفاوت های زیادی ندارند قط باید طریقه استفاده ان درست باشد
      خلاصه اینکه با این مقاله تان موافق نیستم . به نیر من خواننده با دیدی از پیش قاوت شده جمع اوری شده بود
      البته من فقط یکی از خواننده های شما هستم .ولی حتما دوست دارم باز هم بخوانم از شما . اگر تمام جنبه های یک تیتر بررسی شود
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.