سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

دوشنبه ۲۸ بهمن

پست های وبلاگ

شعرناب
تصادف
ارسال شده توسط

کاوه پارسا

در تاریخ : سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۰۳:۱۱
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۲۴ | نظرات : ۱

                              تصادف 
بازم مثل هر روز ... از خونه زدم بیرون - یه هوای افتابی با یه نسیم خنک/ رسیدم سر چهار راه و یه تاکسی دربست گرفتم  و رفتم به سمت مغازه.
بسم الله گفتم و کرکره رو زدم بالا.. دقایقی بعد وارد مغازه شدم  و رفت پشت دخل.. هنوز اول صبح بود... کسی زیاد سمت مغازه نمی یومد/ اومدم هنذفری بذارم و موزیک گوش کنم که یهو یه صدا اومد- یه صدای بلند.. مثل یه بمب!
سریع از مغازه اومدم بیرون و رسیدم سر صحنه: وای چه تصادفی؟ یه موتور با 206 ابی تصادف کرده بود..ماشین 206 هم جلوش کلا داغون.. از گلگیرش چی بگم که چیزی ازش نمونده بود/ یکم جلوتر رفته بودم.. یه جسد دیدم کنار موتور- روش پارچه سفید کشیده بودن.. فکر کنم راننده موتور در جا مرده بود.
چند دقیقه بعد مردم سر صحنه جمع شدن  و هرکس یه چیزی  میگفت.. یکی گفت 
ارمین داداش زنگ بزنم پلیس؟
من : خوب چرا معطلی! زنگ بزن دیگه..
دقایقی بعد: ماشین پلیس اومد و دوتا پلیس که یکیشون افسر بود و یکیشون سروان .. اومدن سمت صحنه و شروع کردن به سوال و جواب
- من زیاد چیزی نمیدونم
جناب سروان: کی این اتفاق افتاد؟
- نمیدونم ولا.. تو مغازه بودم جناب سروان/ یهو یه صدا مثل انفجار بمب به گوشم خورد.. اومدم بیرون و با این صحنه مواجه شدم.
یکهو یک ماشین سمند مشکی در این حین وارد صحنه شد و زنی جوان و قدبلند با مانتوی سفید و عینک دودی از ماشین پیاده شد و به سمت جسدی رفت که کنار موتور روش پارچه کشیده بودن.
کمی بعد خانم با صدایی بغض الود گفت: نه نه.. این بهروز نیست.. بهروز پاشو.. بهم ثابت کن که تو نمردی.. وای.. وای و صدای گریه اش در شلوغی صحنه گم شد.

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۸۴۲۲ در تاریخ سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۰۳:۱۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقدها و نظرات
ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۲۹
خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0