سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 29 بهمن 1398
  • قيام مردم تبريز به مناسبت چهلمين روز شهادت شهداي قم، 1356 هـ ش
25 جمادى الثانية 1441
    Tuesday 18 Feb 2020
      قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

      سه شنبه ۲۹ بهمن

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      روز قسمت
      ارسال شده توسط

      امیری کرمانشاهی

      در تاریخ : يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۶:۲۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۰۶ | نظرات : ۹


      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۶۹۲۲ در تاریخ يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۶:۲۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۵:۵۴
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      دروداستادبزرگوارم
      خسته نباشید
      عالی بود
      لذت بردم ازاین داستان وتصویر زیبا خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      امیری کرمانشاهی
      امیری کرمانشاهی
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۲۱:۱۳
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۷:۰۶
      خندانک خندانک خندانک
      صفیه پاپی
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۵:۴۸
      درود جناب امیری کرمانشاهی خندانک
      متاسفانه تصویر برای من باز نشد...
      امیری کرمانشاهی
      امیری کرمانشاهی
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۲۱:۱۱
      خندانک خندانک
      روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.
      و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
      در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت : ....
      من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها کمی از خودت‚ تنها کمی از خودت را به من بده.
      و خدا کمی نور به او داد.
      نام او کرم شب تاب شد.
      خدا گفت : آن که نوری با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.
      و رو به دیگران گفت : کاش می دانستید که این کرم کوچک ‚ بهترین را خواست. زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.
      هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
      ارسال پاسخ
      امیری کرمانشاهی
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۷:۴۲
      خندانک خندانک خندانک
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۲۰:۰۵
      درودبزرگوار
      خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      علیرضا کاشی پور محمدی
      شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ ۱۵:۳۵
      سلام و دست مریزاد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سعید فلاحی
      يکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷ ۰۶:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      درود
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0