سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 25 فروردين 1400
  • روز بزرگداشت عطار نيشابوري
3 رمضان 1442
    Wednesday 14 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      چهارشنبه ۲۵ فروردين

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مادر بزرگ
      ارسال شده توسط

      سمیرا حاجی کمالی(گندم)

      در تاریخ : چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۳۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۳۲ | نظرات : ۴

      روی پله ها نشسته بودم.به آسمان آبی نگاه میکردم.خیره شده بودم.سرم را آنقدر بالا گرفته بودم که گردنم داشت از جا کنده میشد.با شدت سرم را پایین آوردم و از پله ها پایین آمدم.روی زیراندازی که کنار باغچه زیر درخت انار پهن شده بود نشستم و صف طویل مورچه ها را دنبال کردم. 1-2-3-4-------10-------34--------------100
      صدای کرکر قلیان مادربزرگ از پنجره ی آشپزخانه می آمد. صدایش قطع شد.
      مادربزرگ دمپایی هایش را پوشید و خش خش کنان به طرف اتاق بالایی رفت.
      یواش یواش یکی یکی پله هارا میگذراند. دستش را مشت کرده بود و به سینه اش میکوبید.
      _ پسِر پِسرُم  قندِ عسِلُم پسِر پسِرُم تاج سرُم ماشال ماشالُم
      پنج تا پله تمام شد و با قدمی سنگین وارد اتاق شد. مثل همیشه با گوشه ی چارقدش
      قاب عکس روی طاقچه را پاک میکرد.
      قاب عکس را برداشت و کنج سینه اش فشار داد.
      _آخ آخ ننه جانُم مادِر جانُم ماشال ماشُلم قندِ عسِلُم
      موهای تنم سیخ میشد. بیچاره مادربزرگ
       
      به جان هم افتاده بودند.داشتند همدیگر را تکه و پاره میکردند. صدای جیغشان تا چهارتا حیاط آن طرفتر میرفت. صدای ننه هنوز می آمد.
      _ننه جاُم ننه جانُم
      از جایم بلند شدم. رفتم و پایین پله ها ایستادم. دیدم با لبهای مثل غنچه اش قاب عکس را بوسه باران کرده.
      _ماشال ماشالُم...
      یک قطره اشک گوشه ی چشماش خود نمایی میکرد. گویی کنج سینه اش یک کوه درد و غم بود.
      برگشتم زیر درخت انار.هنوز هم دعوا میکنند. یکی از آنها پرید و رفت. به خیالم نر بود. روی دیوار کاهگلی زیر درخت انگور پاهایش را چفت کرد روی دیوار.
      ستاره آمد گوشه ی پیراهنم را کشید و گفت
      _تو میتونی؟؟ تو میتونی اینجوری رو دیوار وایسی؟
      نگاهش کردم و سرد و بی احساس لبهایم را تکانی دادم
      _نه
      ننه خودش را عذاب میداد. صدایش آهنگین شد و مملو از غم.
      _ننه ننه ننه......... تاج سر من......
      صدای تلفن آواز حزین ننه را قطع کرد. ایستادم و به ریتم تکراری اش گوش دادم.
      ستاره همانطور که گوشه ی پیراهنم را میکشید با صدای جیغ گونه اش داد زد
      _ نمیخوای؟ نمیخوای جواب بدی؟ الان قطع میشه ها
      _نه
      چشم دوختم به مادربزرگ و قاب عکس عاشقانه اش. مردِ او که پسرش بود مرد بود؟ یا مرد من؟!
      آری فقط پسر او مرد بود. مرد بود که شهید شد. مرد من مرد نبود...
      مادر بزرگ همیشه خوب میگفت
      _ مرد اگه مرد باشه وجدان داره. کِسیُم که وجدان داره آدُمه. حالیش میشه. همه چی حالیش میشه. عشق حالیش میشه.خدا و پیغمبِر حالیش میشه. نامردی حالیش میشه... 
       
      زیر درخت انگور را با نگاهم کاویدم. نر یک گوشه بود و ماده گوشه ای دیگر. ماده پر زد و رفت. او هیچ عکس العملی نشان نداد و با ماده ای دیگر هم آغوش شد..
      گنجشکها هم احساس ندارند...
       
                                                                                                                      پایان
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۵۵۸۹ در تاریخ چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۳۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0