سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
خاطرات دردناک قسمت ۹
ارسال شده توسط

حمید روزبهانی

در تاریخ : سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ ۰۷:۳۴
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۲ | نظرات : ۰

*(خاطره..درد...)*(۹)
^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آن شب یکی از تلخ ترین شبهای عمر من است گرسنه وخسته و
نگران در رختخواب آنهم کودکی چهار یا پنج ساله آیا میتوان تصور و مجسم کرد؟؟؟!!!!
من حتی فکر هم.نمیکردم صدای عمو وهمسرش را میشنیدم بی توجه ..گاه به پنجره نگاهی می انداختم بمحض اینکه دیدم آسمان روشن شده آرام وبیصدا برخاستم و ازخانه بیرو ن رفتم وبطرف علافی دویدم ..
.وقتی رسیدم علافی بسته بود نشستم بعد از ساعتی شاگرد علاف
(به مستخدم شاگرد میگفتند)
آمدودر را بازکرد کم کم تعدادی از همولایتیها هم آمدند در فکر بودم به که بگویم یکباره عمو قدرت سازنه ظاهر شد گفت حمید آقا(*۱) برو الاغرا از طویله بیاور من بطویله رفتم مسئول طویله پالانش را به پشتش گذاشت وبست وگفت دیشب دوریال کاه وجوبه این خر دادم منکه پول نداشتم گفتم باشه برایت میا ورم...
هنوز هم تا الان اینکار رانکرده وبه او بدهکارم..
الاغرا گرفته آوردم عموقدرت بکمک دیگران آردهایم را به پشت الاغ بست وگفت حالا برو به امید خدا جاده روز است وشلوغ سلام به آقای مدیر برسان بگو قدرت کمکم کرده یادت نره
گفتم باشه افسار الاغ را گرفتم وراه افتادم....
ادامه دارد....
$$$$$$$$$
از ؛خاطرات 
*(حمیدروز بهانی)*
بروجردی
*(۱)نام اصلی من در شناسنامه حمید آقا بوده وهست وحتی تمام مدارک تحصیلی ام به این نام صادر شده اند موقع تعویض شناسنامه ام جمهوری اسلامی (آقا)را ازشناسنامه ام بر داشت ومزد آنهمه تلاش وجهادم را اینطور داد

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۵۰۱ در تاریخ سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ ۰۷:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0