سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
امیر امین شعر اهل سلیمانیه
ارسال شده توسط

سعید فلاحی

در تاریخ : سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ ۰۴:۵۵
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۳ | نظرات : ۰

آقای "امیر امین" (به کُردی: ئەمیر ئەمین) شاعر، نویسنده، بازیگر تئاتر و پیشمرگه‌ی کُرد، زاده‌ی سال ۱۹۸۷ میلادی در شهرستان سید صادق استان سلیمانیه است.
از این هنرمند هنردان، تاکنون کتاب "من و تو چرا به دنیا آمدیم؟!" چاپ و منتشر شده است.
وی مسئول خانه‌ی روشنفکری ولی دیوانه، عضو کانون سوادآموزی تارا و... است و تاکنون در جشنواره‌های مختلفی صاحب عنوان و مقام شده که برخی از آنها به قرار زیر است:
- رتبه‌ی نخست و سوم بخش شعر جشنواره‌ی گل‌عنبر 
- رتبه‌ی نخست بخش شعر جشنواره‌ی گل انار 
- رتبه‌ی نخست جشنواره‌ی جوانان تانجه‌رو 
- برگزیده‌ی جشنواره‌ی شعر نالی 
- رتبه‌ی دوم جشنواره‌ی شعر هایما 
- رتبه‌ی دوم جشنواره‌ی شعر گلاویژ 
و...

■◇■

(۱)
بیابانی لایزع است،
گیسوانت را افشان می‌کنی بر رویش،
جنگلی پر درخت می‌شود،
شانه‌هایت.
 

 (۲)
به آغوشت می‌آیم،
غرق محبت‌اش کن،
هنوز نوزادی نورسیده است، 
دل من.
 
گردآوری و نگارش و ترجمه‌ی اشعار:
#زانا_کوردستانی
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۴۴۹ در تاریخ سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ ۰۴:۵۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۱ شاعر این مطلب را خوانده اند

زهرا شمشیری

نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0