سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۰ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
خاطرات
ارسال شده توسط

رضا دهقانی(آمور)

در تاریخ : پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱ ۱۷:۳۸
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۳۱ | نظرات : ۰

داشتن یه چتر برای زندگی با بچه های طلاق حتما نیاز هست چون یه روز ابری و یه روز بارونی هستند و گناهی ندارند اما من تجربه کردم کسی که اقدام به جدای میکنه به هیچ چیز فکر نمیکنه فقط به خودش و خودش و در نهایت دوباره خودش......
 
به یاد خاطراتمون 
یه چشمم اشک
یه چشمم خون 
      تو
هم دردی 
      و
هم درمون
پر از سردی 
مثله...سرما و یخبندون
پر از گرمی
مثله....چله تابستون
یه روز مرحم به زخمامی 
یه روز هم میزنی خنجر 
یه روز سنگ صبوری تو 
یه روزم.... رفیقه نیمه راهی تو 
یه روز میشی شریک دزد
یه روز دیگه رفیقه قافله...دست خوش
عبدالرضا دهقانی 
تقدیم به پسرم که از دودلی و سردر گمی رها بشه و تمام روزهاش قشنگ و یکنواخت باشه ..

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۲۸۲۹ در تاریخ پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱ ۱۷:۳۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
شاهزاده خانوم

در آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن ااا اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن ااا حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن ااا از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن
بهروز چارقدچی (مجنون)

روم به شهر خود و شهریار خود باشم اااا با صفا باشید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0