سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 5 ارديبهشت 1403
  • شكست حملة نظامي آمريكا به ايران در طبس، 1359 هـ‌.ش
16 شوال 1445
    Wednesday 24 Apr 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      چهارشنبه ۵ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      دل نوشته کلاغ
      ارسال شده توسط

      محمد شمس باروق

      در تاریخ : چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۲:۴۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۱۳ | نظرات : ۱۳

      بر خلاف تصور شما در  قرن دود و آهن ، در دل زمستان  سرد و بی روح
      رنگ من سیاه است ولی پرونده ام سفید سفید است
      برخلاف کبوتران به ظاهر سفید، من هیچ لکه ای ندارم
      سیاه سیاهم، ولی دلی دارم بی رنگ و شفاف
      تهمت صابون دزدی کار انگلیسی ها است. قالب های پنیر را هم از ما بهتران برداشته و زود پریدند. مطمئن باشید نام آنها در کتاب نمی آید و چه گوشت قربونی بهتر از ما کلاغ ها... در پشت این رنگ سیاه دلی دارم به بلندای سرو نه طاووسی که فقط زیبایی دارد..
      یادش به خیر روزی بر روی  مترسکی ضعیف و نتوان نشسته بودم.. می گفت هر چه قدر می خواهی نوک بزن ولی تنهام نزار.. این بلا را  کسانی بر سر من آوردند که مرا برای ترساندن شما درست کردند غافل از اینکه باید از  آنها ترسید که خود ترسناک ترین بودند.
      گر چه سیاهم و آوازی ناخوشایند دارم. اما وفای مرا شاخه های خشک زمستان بهتر می دانند که در زمستان سرد و مفلوک کنارشان بودم وتنهایشان نگذاشتم..
      آن روزها در سرمای زمستان مادر غذای نداشت برای سیر کردن ما بچه ها، از گوشت بدن خود می کند و به ما  بچه ها می داد تا زنده بمانیم... تا زمستان تمام شد مادر مرد و ما  نجات پیدا کردیم... وجالب اینکه ما  گفتیم چه خوب شد مرد، خسته شده بودیم از خوردن غذای تکراری...
      ما کلاغ ها گوشت بچه های خود را نمی خوریم این را  آنهایی یک کلاغ چل کلاغ کردند که در این وانفسای زندگی به هم نوع خود رحم نمی کنند.
      بله  واقعیت زندگی همین است
      قصه ها به سر می رسند و ما به خونه نرسیدیم چون برج سازان خیلی وقت است که خونه های ما را بر سرمان خراب کرده اند..

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۷۴۱ در تاریخ چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۲:۴۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      سیدیحیی حسینی
      چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۲:۵۷
      درودها


      🌹🌹🌹🌹

      محمد شمس باروق
      محمد شمس باروق
      پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۳۳
      سلام سید جان ممنون از لطف شما برادر مهربانم
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۲۹
      با درود واحترام خدمت استاد شمس گرانقدر قصه جنابعالی با همه کاستی در بیان آن وصرفنظر از
      کنایه ها و استعارهای روایتی بجا و بیجایش، نکات درخشان و قابل توجهی دارد و بی انصافیست اگر نگوئیم که قسمت پر لیوان چربش زیادی دارد به قسمت خالی آن ، ممنون دادش از این پست مفیدتان واز بابت زحماتی که کشیدید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد شمس باروق
      محمد شمس باروق
      پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۳۲
      سلام استاد گرامی آقای فخوری عزیز دلم ممنون از لطف شما بیکران شما خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد شمس باروق
      محمد شمس باروق
      پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۳۳
      خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۴۴
      قطع به یقین حیوانات از ما بهترند ما باید سالها نیکی کنیم تا به پای انها برسیم خندانک
      محمد شمس باروق
      محمد شمس باروق
      پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱ ۰۸:۳۰
      سلام استاد گرامی، آقای افشازی ممنون از لطف شما برادر مهربانم خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم ساجدی
      پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱ ۱۱:۲۱
      درودها گرامی
      خندانک خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ ۰۹:۰۵
      درود جناب شمس
      بسیار استعاره های خوبی به کار بردید. جالب بود
      خندانک خندانک خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      شنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۱ ۲۲:۳۵
      درود بر شما ادیب گرامی خندانک
      طبع‌تان مانا خندانک
      نویسا باشید به مهر خندانک
      رحمان لونی
      يکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱ ۰۷:۵۱
      درودها استاد شمس باروق
      پر از استعاره های حکیمانه بود
      دست مریزاد عزیز دلم خندانک
      محمد شمس باروق
      چهارشنبه ۲ آذر ۱۴۰۱ ۱۳:۱۳
      استاد لونی عزیزم،،،، برادر مهربانم،، ممنونم از محبت شما. از نگاه گرم و صمیمی.... خوشحال می شوم تهران اومدید قهوه ای میل کنید در کنار حقیر،،، سالهاست دعوت می کنم ولی اجابتنمی فرمایید
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۷ فروردين ۱۴۰۲ ۰۱:۳۷
      🌺🌺🌺🌺
      🌼🌼🌼
      🏵🏵
      💐
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0