سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 16 بهمن 1401
    15 رجب 1444
    • وفات حضرت زينب سلام الله عليها، 62 هـ ق
    Sunday 5 Feb 2023

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۱۶ بهمن

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      تولد تا ...
      ارسال شده توسط

      محمد گلی ایوری

      در تاریخ : يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۰۴:۲۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۳ | نظرات : ۵۴

      سلام و عرض ادب و احترام خدمت مدیریت محترم و تمام اساتید گرانقدر این مجموعه ادبی ناب.
       
      بین تولد تا مرگ
      اگر قبول کنیم که انسان در تولد خویش دخالتی نداشته است
      و قبول کنیم که هنگام مرگ و چگونگی آن را نیز به درستی نمی داند.
      حال در فاصله ی بین تولد تا مرگ را بطور خلاصه می توانیم بگوییم که:
      ما فقط ((مأمور به تکلیف هستیم؟)) یا اینکه نه ...
       
      پ.ن :
      سپاسگزارم از اینکه وقت ارزشمندتان را برای خوانش و اعلام نظر صرف می فرمایید
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۶۲۸ در تاریخ يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۰۴:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۱:۳۹
      سلام و عرض ادب جناب گلی عزیز و بزرگوار

      هرگز نمی توان زندگی را بدون هدف در نظر گرفت. اگرچه هدف شخصی با شخص دیگر تفاوت دارد، اما در هر صورت هدف دارد!
      حتی ممکن است کسی بی هدفی را، هدفِ زندگی خود قرار دهد.پس باز هم هدف دارد.
      وقتی صحبت از هدف می شود، اینکه حرکتی به سوی آن اتفاق نیفتد، بی معنا می شود.
      بنابراین به نظر بنده همین حرکت، همان وظیفه و تکلیفی ست که هرکس در زندگی ناگزیر به انجام است.
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۲:۴۵
      سلام و عرض ادب استاد احسانی فر گرامی خندانک
      با حضور و نکات ارزنده تان این صفحه ی ناچیز را مزین فرمودید

      پرسشی دیگر در پست بود ولی حذف کردم ، جسارتا می پرسم که آیا ما ((مأمور به حصول نتیجه هم هستیم؟))
      اگر شما و یا دیگر اساتید جوابم را مرقوم فرمایند ممنوم می شوم.

      سپاسگزارم
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۴:۳۶
      عرض ادب مجدد
      اگر بخواهیم از قم به تهران برویم، نهایت استعداد بنده این است که دوچرخه ای مهیا کنم و حرکت کنم.
      اما نهایت استعداد شما این است که خودرویی با کیفیت تهیه کرده، حرکت نمایید.
      من طی 5 ساعت، 50 کیلومتر از قم خارج می شوم و در بین راه، اجلم می رسد.
      آیا می توان گفت که من به نتیجه نرسیدم؟

      حال اگر شما هم طی همین بازه زمانی، تمام مسیر را پیموده، به تهران رسیده باشید، یعنی شما هم به هدف رسیده اید؟ یک نکته را باید در نظر بگیریم. این که در مدت زمانی که من با دوچرخه، 50 کیلومتر خارج شدم(یعنی 5 ساعت)، شما می توانستید کمتر از نصف این زمان را اختصاص دهید و به تهران برسید. بنابراین اتلاف وقت کردید. پس وقتی به هدف اول رسیدید، چون اتلاف وقت کردید دیگر فرصتی ندارید به هدف بعدی بیندیشید و به سویش حرکت کنید.

      این مثال را زدم تا چند نتیجه بگیرم:
      1- هدف ها را باید گام به گام انتخاب کرد.
      2- باید استعدادهای بالفعل و بالقوه خود را شناخت.
      3- باید استعدادهای بالقوه را به بالفعل تبدیل کرد.
      4- با حداکثر توان به سوی هدف حرکت کرد.

      عرائض فوق نظر شخصی است.
      اطاله کلامم را ببخشید.
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۸:۵۲
      درودی دیگر استاد گرامی خندانک
      از مطالب ارزنده شما استفاده بردم
      و سپاسگزارم

      این مثال را زدم تا چند نتیجه بگیرم:
      1- هدف ها را باید گام به گام انتخاب کرد.
      2- باید استعدادهای بالفعل و بالقوه خود را شناخت.
      3- باید استعدادهای بالقوه را به بالفعل تبدیل کر

      بسیار ارزشمند است
      و همه اینها در راستای همان تکلیف است که شما بیان فرمودید و لی ممکنه به نتیجه مورد نظر نرسیم

      به نظر بنده انسانها در سرشت خود، خودآگاه یا ناخودآگاه به سوی خداوند کشیده می شوند هرچند ممکنه گاهی انکار کنند
      و در این دنیای خاکی ،کافی است که ما به آن تکلیف انسانی و خدایی خویش عمل کنیم (مامور به تکلیف هستیم)
      ولی اینکه به نتیجه برسیم یا نه از جانب خود من تضمینی نیست
      پس (ما مامور به حصول نتیجه نیستیم) ولی رضایت و آرامش باطنی از عمل به تکلیف را داریم.

      جسارت مرا ببخشید نظری بود که میتواند درست و یا نادرست باشد

      همواره از بیانات شما می آموزم
      سلامت باشید و تندرست
      خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۰:۰۱
      جناب ایوری کدام تکالیف را الهی و کششی به سمت خدا می دانید
      چند نمونه بیان کنید
      خدا کجاست ؟
      تکالیف را خدایی یا شیطانی دیدن را چه کسی به شما اموخته
      اگر ناراحت نشوید و صرفا چالشی برای دیدگاه هایمان حساب کنیم حاضرم در این مورد مناظره ای باشد
      فلسفه حیات و انسان پیداش دین وخدا
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۵:۴۶
      درود مجدد جناب سلیمی عزیز خندانک
      کدام تکلیف؟تمام رفتار های نیک انسانی
      خدا کجاست؟ وقتی میگوییم خدا کجاست یعنی خدا را نیازمند مکان فرض کردیم ولی در وجود خود شما و در وجود خود من و ... قابل احساس است

      (اگر ناراحت نشوید و صرفا چالشی ...)
      اولا یک گفتگوی صمیمی و دوستانه و یا ابراز عقیده هیچ وقت جای ناراحتی ندارد بزرگوار و...
      ثانیا نیازی به این کار نیست چون هم جناب عالی طبق گفته هاتون به خداوند اعتقاد دارید و هم بنده ، از طرفی خداوند که اثبات شده است نیازی به اثبات ندارد .
      ثالثا مفهوم متن پست بر این است که ما غیر از اینکه به وظیفه خودمان عمل کنیم کار دیگری نیز میتوانیم انجام بدیم یا نه؟

      از بیانات شما بدون ریا بگم لذت می برم و می آموزم
      و هیچ وقت شاید ناراحت نشوم و مشتاق شنیدن هستم.
      چون بر این باورم که هر کسی شاید به ادراکاتی رسیده باشد که دیگران نرسیده باشند و در حقیقت افکار انسانها همانند اثر انگشت آنها متفاوت است و این گونه گفتگو ها اگر بی غرض باشد حتما موجب رشد خواهد شد. و بعضی از توضیحاتم در بیان این شعر خلاصه شده است.
      با نهایت احترام تقدیم به حضورتان خندانک
      سیر در ذر

      زرنگارا ، ذرّه ها از آن تُست
      ذرّه ای بودم درآن روز نخست
      ذرّه ها تجمیع دران دوران عشق
      وان اَلَسْت و وعده و پیمان عشق
      در نیستان از کرم بر نی سوار
      غوطه ور بودم به شهدی خوشگوار
      نی به نی راهی به این میدان شدم
      ذرّه را گم کرده در حیران شدم
      شاید آن ذرّه بوَد ذات از و جود
      آنکه در ذاتم کند دائم سجود
      بی خبر باشم ز ذاتِ خود و خویش
      با خبر گشتم رهی دارم به پیش
      بس که در هاون بکفتم آب و هیچ
      خرگوش ذهنم برفت در خواب و هیچ
      ذهنِ خواب آلود من بیدار باش
      وَهْمِ غم آلود، ز غم بیزار باش
      خلوتی باید که سِیْر در ذر کنی
      نی چنان سیری که میل بر زر کنی
      از کلام ، در بندگی ناید مقام
      وین مقام را بی ریا باید مدام
      از خلوص غنچهٔ لب خندان شود
      گو چنان ماهی که شب تابان شود.

      محمد گلی ایوری
      ***
      همه نظراتم صرفا نظر شخصی بوده و ممکن است که درست یا غلط باشد.

      موفق باشید
      خندانک خندانک خندانک
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۵:۴۷
      و خداوند بی نیاز از جا و مکان است
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۱۴:۰۷
      عرض ادب و احترام جناب ایوری ارجمند خندانک
      نمی‌شود گفت از پیش ماموریتی داریم یا مأمور به تکلیف هستیم...
      بنظرم آدمی رفته رفته در طول و عرض زندگی با خودآگاهی و ادراک تجربی، ابتدا احساس مسئولیت میکند و سپس اقدام و عمل؛ این همان مسئولیت انسانی‌ست... ای کاش بتوانیم بهترین تصمیم یا تصمیم‌ها را در بهترین زمان بگیریم!
      موفق و سلامت باشید🌿
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۰۰:۴۷
      با درود تقریبا طرز فکر یکسانی داریم
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      دوشنبه ۹ آبان ۱۴۰۱ ۰۱:۱۶
      درود جناب افشاری عزیز خندانک
      بله به گمانم من و شما اشتراکات فراوانی داریم
      علیرضا شفیعی
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۰۹:۴۶
      درود بر ادیب اندیشمند جناب ایوری گرامی خندانک
      انسان در آمدن و رفتن بی اختیار است خندانک
      فاصله آمدن تا رفتن برابر است با بودن خندانک
      هنر انسان تبدیل بودن به شدن است خندانک
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۲:۱۷
      سلام وعرض ادب استاد شفیعی گرامی خندانک
      بسیار خوشحال و سپاسگزارم از حضور و نظر ارزنده تان خندانک

      ((هنر انسان تبدیل بودن به شدن است ))
      سخنی پر مغز و قابل تامل است
      تک تک ما انسانها موظف هستیم که از( بودن) برای به آنچه (شدن) است تلاش کنیم

      درودتان بزرگوار
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      راحیل م
      راحیل م
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۴۴
      سلام
      سخنی بس قابل تامل و ژرف استاد شفیعی بزرگوار
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۱۱:۰۷
      درود و سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۰۹:۵۸
      سلاااام خندانک

      جناب ایوری دانا🍁🍁😊
      پست خیلی جالبیه خندانک
      راستش چند وقت پیش به موضوعی تقریبا تا حدودی مرتبط با پست شما فک می‌کردم.. و یه چیزایی نوشتم.. اما به نتیجه مطلوب هنوز نرسیدم..
      براتون می‌فرستم شاید با همفکری با اساتید به جاهایی رسیدم خندانک 🍁🍁
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۲:۲۴
      درود بیکران بر بانوی پر تلاش شاهزاده خانوم خندانک
      خیلی جای تعجب بود که اگر در اندیشه فعال خودتان شاهد جوشش مشابه چنین مطلبی نبودید.
      شما حتما بارها و بارها به آن فکر کرده اید

      سپاسگزارم از اینکه قابل دانستید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۳:۲۵
      از لطف و مهربانی شما سپاسگزارم خندانک
      🍁🍁🍁
      🍁🍁
      🍁
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۰۹:۵۹
      ویرایش نکردم.. با ویرایش بخوانید خندانک 🍁🍁


      تا حالا به این فکر کردید آیا خودتون رو انتخاب کردید؟
      و اگر پاسخ مثبته .. آیا از این انتخاب راضی هستید یا نه؟
      اصلا چطوری میشه خودمون رو انتخاب کنیم؟ و تازه بعد به مرحله رضایت از این انتخاب برسیم؟
      انتخاب نه فقط از بعد جسمی، بلکه شخصیتی و رفتاری.. جایگاه کنونی..
      یه چیزی رو در مورد جسمم خوب می دونم و اون اینه که ..
      از اینکه خانومم احساس خوبی دارم با تمام محدود فکر کردن‌های برخی آدمیان..
      پس من از انتخاب جنسیت خودم راضی بودم و هستم.. اما آیا این جنسیت رو من انتخاب کردم؟ چطوری؟ کی؟ کجا؟
      انتخاب؟ از اختیار می‌آد..
      یعنی من قبل تولدم هم اختیار به انتخاب داشتم که چی باشم..؟
      قبل تولد مگه چطوری بودم؟ همین شکلی؟ یا اون شکلی؟ بعد من تصمیم گرفتم این شکلی باشم؟
      از راضی بودن یا نبودن جایگاه کنونی یه چی بگم..
      بنظرم همه از جایگاه کنونی‌شون در مفهوم عام شاید راضی باشند اما در مفهوم خاص راضی نیستند.. سر همین آموزش صورت می‌گیره و هر لحظه در حال یادگیری هستیم.. این هر لحظه در حال یادگیری یعنی ما از یک ثانیه قبلمون ناراضی بودیم و ناخودآگاه به سمت یادگیری رفتیم تا از خودمون راضی‌شیم.. اما انقدر این دایره یادگیری گسترده‌است که روح ما رو حریص می‌کنه و دائما به ما گوشزد می‌کنه که این سطح.. سطح تو نیست.. و یه نوع ناراضیتی کلی ناملموس توی وجود ما شکل می‌گیره..
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۲:۳۵
      درودی مجدد بر بانوی گرامی و ادیب خندانک

      نکات جالبی را بیان فرمودید و جای تامل دارد
      ولی اگر در صورت فرض بر اینکه انتخاب جنسیت برای ما قبل از تولد وجود داشته باشد ، بنده از آن اطلاعی ندارم مگر دیگر اساتید بیان یفرمایند. خندانک

      به نظربنده
      انتخاب شخصیتی که همان زیر شاخه ی انتخاب هدف است کاملا امکان پذیر و اجرایی ست.
      رضایت باطنی در آرامش باطن است و آرامش باطن در رسیدن به حقیقت اتفاق می افتد.
      هرچه به حقیقت نزدیکتر آرامش بیشتر و بالعکس.

      رسیدن به آرامش باطنی را آرزومندم
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۳:۲۴
      ممنونم جناب ایوری از پاسخگویی شما🍁🍁
      روی حرفهاتون فک می‌کنم.. انتخاب شخصیت که با ماست اما باز گاهی دستخوش شرایط میشه..
      و باز اونی که می‌خوایم نمی‌شیم..
      در هر صورت سپاسمندم از کمک فکری شما..🍁🍁
      در پناه حق 🍁🍁
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۰۷
      درودتان بانو شاه زاده خانوم ادیب
      استفاده بردم واز حضورتان بینهایت خوشحال و سپاسگزارم

      پرسشهای در ذهن خودم را با چنین سروده ای برای خودم جواب دادم و جالب اینجاست که این سروده در سالن انتظار آی سی یو آمده دقیقا جایی که در حد توان به وظیفه عمل کردم ولی ...
      پس حتما هدایت گری هست

      تقدیم به حضورتان خندانک
      سیر در ذر

      زرنگارا ، ذرّه ها از آن تُست
      ذرّه ای بودم درآن روز نخست
      ذرّه ها تجمیع دران دوران عشق
      وان اَلَسْت و وعده و پیمان عشق
      در نیستان از کرم بر نی سوار
      غوطه ور بودم به شهدی خوشگوار
      نی به نی راهی به این میدان شدم
      ذرّه را گم کرده در حیران شدم
      شاید آن ذرّه بوَد ذات از و جود
      آنکه در ذاتم کند دائم سجود
      بی خبر باشم ز ذاتِ خود و خویش
      با خبر گشتم رهی دارم به پیش
      بس که در هاون بکفتم آب و هیچ
      خرگوش ذهنم برفت در خواب و هیچ
      ذهنِ خواب آلود من بیدار باش
      وَهْمِ غم آلود، ز غم بیزار باش
      خلوتی باید که سِیْر در ذر کنی
      نی چنان سیری که میل بر زر کنی
      از کلام ، در بندگی ناید مقام
      وین مقام را بی ریا باید مدام
      از خلوص غنچهٔ لب خندان شود
      گو چنان ماهی که شب تابان شود.

      محمد گلی ایوری
      ***
      موفق باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۰:۱۳
      چقدر زیبا چقدر عالی خندانک خندانک خندانک
      واقعا عالی بود خندانک
      لذت بردم 🍁🍁
      تصمیم گرفتم خودمو رها کنم و بهش اعتماد کنم..
      شاید متوجه حرفم نشید..
      اما شعرتون یه حس بیداری عجیبی بهم داد..
      سپاسگزارم خندانک
      در پناه خدای مهربان باشید 🍁🍁🍁
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۲:۵۸
      خندانک خندانک خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۱۳:۴۸
      درود شاهزاده خانوم خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۸:۴۹
      سوال چه تکلیفی؟

      اگر منظور تکلیف الهی است برایتان یک مثال میزنم

      فرض کنید من چیزی خلق میکنم که تمامی پس و پیشش را میدانم میدانم او چه بوده هست و خواهد شد تمامی انتخابها و اعمالش

      حال

      نهادن تکلیفی بر او بی معنی نمینماید؟

      او یا این تکلیف را انجام میدهد یا نمیدهد که من به هر دو آگاهم

      نهادن این تکلیف بر او بی معنی نیست؟
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۲۴
      سلام و ارادت جناب افشاری گرامی خندانک
      خوشحالم و سپاسگزار از حضور ارزشمندتان
      چه تکلیف؟ وظیفه انسانی
      که از نظر بنده جدای از الهی آن نیست
      بنده هم مثالی خدمت شما عرض میکنم
      همین الآن من و شما با هم حرف می زنیم و در این گفتگو قوانینی باید رعایت گردد درسته؟
      آیا رعایت قوانیین یک گفتگوی خوب یک وظیفه هست یا نیست؟
      در این دنیا رعایت اصول انسانی وظیفه همه انسانهاست درسته؟
      آیا انجام وظیفه با تکلیف فرق دارد؟

      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۰۰:۴۲
      با درود

      این موارد که بیان فرمودید اخلاقی هستند نه تکلیفی

      تکلیفات مواردی ماانند غذا خوردن هستند برای اینکه نمیریم
      در واقع چیزی هستند که عدم رعایت آنها ضررات جبران ناپذیری میزند

      در بحث دین هم همینطور

      نماز در دین یک وظیفه است اما هیچ ضرر یا نفعی خاصی برای شخص شما یا دیگران ندارد جز اینکه از نظر اخلاقی یا به بیان بهتر فکری شما را به معبودتان نزدیکتر کرده و ارامش بخش باشد
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۱۰:۲۸
      درودی دیگر و سپاسی دیگر گرانقدر

      اول، از نظر بنده انجام به وظایف انسانی همان تکلیف انسانی است.
      این نظر میتواند درست یا نادرست باشد.
      دوم، مفهوم متن پست بر این است که ما غیر از اینکه به وظیفه خودمان عمل کنیم کار دیگری نیز میتوانیم انجام بدیم یا نه؟

      سوم، شما فرمودیدکه:
      ((نماز در دین یک وظیفه است اما هیچ ضرر یا نفعی خاصی برای شخص شما یا دیگران ندارد جز اینکه از نظر اخلاقی یا به بیان بهتر فکری شما را به معبودتان نزدیکتر کرده و ارامش بخش باشد))
      ولی به نظر بنده ، همه تلاش مردمان کره خاکی قریب به اتفاق برای رسیدن به گوهر گرانبهای آرامش است.
      آیا رسیدن به چنین گوهر گرانبهایی، نفع نیست؟

      وچهارم، من و شما و یا ... همه در مورد مفهومی به نام خدا صحبت و گفتگو میکنیم و یا بهتر بگم جستجو میکنیم و از بیرون کسی هم مجبورمان نکرده و سود مادی هم نمی بریم پس:
      آیا این عمل جستجوگری میتواند بر خاسته از اجرای یک دستور ناشناخته یا شناخته شده باشد؟
      اگر جواب مثبت باشد که ماموریم به تکلیف یا همان انجام وظیفه
      اگر جواب منفی باشد پس چرا خودآگاه و ناخوداگاه جستجو میکنیم؟

      تمام گفته هایم نظرات شخصی بوده و یک نظر میتواند درست یا نادرست باشد
      از جستجوگری و صراحت شما خوشحالم و امیدوار

      بدرود خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۰۲
      درود بزرگ وار
      انسان به دنیا امدنش را نظرات زیادی هست
      هیچ کس نمی تواند یک نظر خاص را تایید کند
      به نظر من
      انسان اولین دلیلش به دنیا می اید فقط به خاطر دیگران تا چرخه ی اعمال هستی و اگاهی طی شود
      دوم در اعمال در حقیقت اختیار است در اجبار یعنی در اصل شما ظاهرا اختیار دارید که این نظر نیز تایید نظر اول است
      سوم انسان چیزی جز اگاهی نیست این گوشت و تن برای شما شبیه یک خودرو است وقتی مرد شما مرحله ای را گذر کردید وبدن نیز مرحله ای را که در مورد بدن با نظر فیزیک و ساختار زیر اتمی موافقم
      البته توضیح زیاد است من فقط اشاره کردم چیزی که خودم قبول دارم را
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۲۷
      عرض سلام و ادب جناب سلیمی گرانقد خندانک
      بسیار خوشحالم از حضور ارزشمندتان
      استفاده بردم
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۰۴
      بر طبق منطق و تفکر من انسان تنها موجودیست مانند بقیه موجودات مثل یک سنگ چوب یا هر چیز دیگر با این تفاوت که قوی تفکر و تصمیم گیری در باب عملی را دارد همین
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۰۹
      جناب افشاری شما واقعیت اگاهی را نادیده می گیرید
      همان قوه که گفتید یک موجدیت دارد از یک دنیای خاص اگاهی یا معنا
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۰۰:۴۶
      با درود طرز فکرتان را دوست دارم

      خیر نادیده نگرفتم در اینجا مسئله شکستن غرور و خود را مهم نپنداشتن است که براستی بدن زمینی ما نیز پس از مرگ تبدیل به همین چوب و سنگ و خاک میشود

      ما جزئی از کل هستیم اما خود نیز یک کل داخلی داریم
      محدوده کل بیرونی هستی و محدوده کل داخلی کلیت درون ماست

      هر انسان با نواقصش خود یک هستی کامل است
      و مجموع تمامیت اینها چه انسان چه چوب و سنگ و هر چیز دیگری
      اسمش هست کیهان جهان هستی یا به بیانی خلقت
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۲۱:۲۸
      ارادت جناب افشاری
      افکر و نگرش شما بزرگ و واقع بینی است
      تقریبا هم عقیده با شما هستم اما بعضی موارد را کمی متفاوت
      نه الان بلکه هر جا نظری داشتید خواندم و به حضورتان در اینجا باید افتخار کرد 🌹🌹
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۱۰
      ایکاش انسان روزی بتواند خدا را فراموش کند تا به خدای حقیقی برسد
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۰:۰۶
      😳😳 خندانک
      باید گم شوم تا در تو پیدا شوم
      این تنها راه رسیدن به توست
      اما سخت است که بگویم
      گم شدن را هم نمی توانم
      یا نمی‌خواهم ..
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۳:۰۵
      درودتان بان
      خندانک خندانک خندانک
      فریال امینا
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۵۵
      هرکدام ازما که به دنیا می آییم رسالتی داریم که باید به انجام برسانیم و مرگ پایان زندگی نیست بلکه تولدی دوباره هست
      وکسانی فوت میکنند می روند تا به خدا برسند و آنجا زندگی کنندو برای شناختن خدا به خودآ و مرگ نیستی و نابودی نیست
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۳:۰۸
      درود بر شما بانو امینا گرانقدر
      از حضور و بیان مطالب ارزنده شما سپاسگزارم
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۰۰:۴۶
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      راحیل م
      يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۲۳:۵۹
      سلام و عرض ادب
      هیچوقت این بیت شعر و درک نکردم
      ما نبودیم و تقاضامان نبود ....لطف حق ناگفته ی ما میشنود
      که در راستای نعمت موجودیت ما بیان میشد
      خب اگر نبودیم این همه رنج و گناه و ....نبود،اما کم سال تر که بودم اینطوری تعبیرش میکردم،اگر بودم و موجودی غیر از من ...مثلا درخت کاج،یه برگ،ماهی و ...اونوقت موجودیت الانم لذت بخش میشد
      و اما الان میتونم بگم اگر فاصله بین بودن و رفتن و شبیه سازی کنیم به عنوان مثال متولد شویم و بدون کودکی ناگهان بزرگ شویم،محرومیت از لذت دنیای رشد و تعالی کودکانه
      پس این فاصله میتونه یه هدف باشه برای تعالی و رسیدن به مقصد
      و در نهایت اگر خدایی که وجود داره رو نه اون خدایی که هر کس به زعم خود میشناسه،درک کنیم همیشه غرق لذت عشقبازی هستیم در هر حالت و مسیری
      ببخشید که هر چه در لحظه به ذهنم خطور کرد نوشتم
      موید باشید و سربلند
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۰۳:۱۷
      درود بیکران بر شما بانو راحیل م خندانک
      سپاسگزارم از اینکه حضور پیدا کردید
      ((پس این فاصله میتونه یه هدف باشه برای تعالی و رسیدن به مقصد))
      بیان زیبایی است و با مفهوم که برای رسیدن به مقصد نیز باید به وظیفه عمل کنیم.
      سلامت باشید و سرافراز
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      دوشنبه ۲ آبان ۱۴۰۱ ۱۵:۱۰
      سلام و عرض ادب جناب علامیان گرانقدر خندانک
      سپاسگزارم از اینکه قابل دانستید
      ((ای کاش بتوانیم بهترین تصمیم یا تصمیم‌ها را در بهترین زمان بگیریم))
      نکته بسیار ظریف و مهمی را فرمودید
      در صورت اینکه هدف نهایی مشخص باشد شاید تصمیم گیری ها راحت ترو دقیق تر انجام بگیرد

      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      رحمان لونی
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۰۷:۴۱
      درودها استاد ایوری

      خندانک بودن به از نیست شدن
      خاصِ در بهار خندانک

      دست مریزاد استاد
      حکیمانه فرمودید خندانک
      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۱۰:۳۵
      عرض سلام و خوشامد گویی دوست عزیز و بزرگوار
      خوشحالم از اینکه قابل دانستید

      خندانک بودن به از نیست شدن
      خاصِ در بهار خندانک

      خواندم و آموختم
      پندِ پند آموز را

      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه بهرامی
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۱۸:۲۱
      درود استاد بزرگوار

      *همۀ ما مأمور به تکلیف و وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه* یعنی وقتی که رسالت مان در هستی را پیدا میکنیم و از آن لذت می بریم؛ تکلیف و وظیفه مان این می شود که بهترین تلاش مان را کنیم.


      توضیح اینکه در راه انجام تکلیف و وظیفه مان؛ خداوند با نشانه های اش با ما حرف می زند و تکلیف و وظیفه مشخص می شود [خداوند حتی با زنبور هم حرف می زند؛ گیرنده هایمان را تقویت کنیم] در این راه صبر همراه امید داشته باشیم چون راهی که خدا می‌داند ما نمی دانیم و از مسیری رزق می دهد که به فکر ما نمی رسد.

      مخصوصا دقیقه های ۹۰ یا وقتی که قبل از طلوع خورشید یک تاریکی عظیمی نمایان می شود باید صبر همراه با امید داشته باشیم باید تکلیف و وظیفه را رها نکنیم باید بعلاوه ایمان به خدایی که به او توکل کردیم؛ به او اعتماد هم داشته باشیم.

      ولی بعضی ها خدا را مثل قرآن می بوسند و میگذارند توی طاقچه و به مغز و منطق شان اعتماد میکنند و وظیفه و تکلیف رو رها میکنند و می خواهند از هر راهی [حتی غیر اخلاقی: لابی؛ دروغ؛ رشوه؛ زیرآب زدن] نتیجه را حاصل کنند.

      وقتی بدانیم نتیجه را خدا تضمین می کند فقط در هر مرحله که در هوای مه آلود نشانه های خدا را قدم به قدم دریافت می کنیم و پا روی سنگ های رودخانه می گذاریم تا قبل از دیدن سنگ بعدی ایمان همراه با امید و باور و اعتماد به ندای خدا را حفظ می کنیم.

      وقتی میگیم ما مأمور به تکلیف و وظیفه ایم یعنی مسیر و راه الهی را پیش بگیریم بدون شک و شبهه و اعتماد کنیم چرا که خدا نتیجه را تضمین کرده است.

      خدا مأمور به نتیجه است نه ما؛ ولی برخی میخواهند نتیجه را هم تضمین کنند می خواهند که مه روی رودخانه نباشد و سنگ های بعدی برای پا گذاشتن را ببینند. کسی که اینچنین است کار را خراب میکند و حرکت نمی کند [چون طبیعتا مه روی رودخانه باقی است] و میخواهند قبل از قدم برداشتن؛ نتیجه در دست شان باشد برای همین اصلا اقدام نمی کنند .


      در مورد مامور به وظیفه هم میشه بهش اینطوری نگاه کرد که (( اما شاکرا و اما کفورا ))
      یعنی با قدرت اختیاری که به ما داده میگه تو فقط تلاشتو بکن من خودم نتیجشو مشخص میکنم اگه تو راه رستگاری قدم برداری بهت اطمینان میدم که نتیجه مثبته و اگه تو راه بد قدم برداری بازم بهت اطمینان میدم که نتیجه منفیه
      ولی شاید ما درک درستی از نتیجه نداریم و فک میکنیم نتیجه دقیقا باید بعد از تلاش ما خودشو نشون بده کما اینکه نتیجه میتونه حتی پس از مرگ هم رقم بخوره
      مثل یک حرکت خیر و مثبتی که میتونه حتی بعد از مرگ انسان هم برای فاعل اون حرکت توی پروندش حسنات ثبت بشه
      راحت هم ثابت میشه ((ینبوا الانسان یومئذ بما قدم و اخر))

      موفق باشید
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      سه شنبه ۳ آبان ۱۴۰۱ ۲۲:۲۲
      درود ها .
      جناب ایوری گرانقدر .
      ما که در تولد نقشی نداشته ایم در مرگ هم نقشی نداریم .
      این دو روز ِ زندگی هم چون دیگران برایمان تصمیم می‌گیرند نقشی باز نداریم .
      کلا ما نقشی نداریم آن دنیا هم می اندازندمان در جهنم می‌گویند چرا نقشی ایفا نکردید .
      کلا بی گناهِ گناه کار هستم بنده .
      ....
      موفق باشید .
      خندانک

      محمد گلی ایوری
      محمد گلی ایوری
      چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ ۱۹:۲۳
      سلام و عرض ادب جناب خوشرو گرامی خندانک

      شکسته نفسی فرمودید ولی بنده در همین صفحات ادبی نقش سازنده حضرت عالی را به وضوح می بینم و قابل تقدیر است و مشت نشانه خروار است خندانک

      ((می اندازندمان در جهنم می‌گویند چرا نقشی ایفا نکردید .)) خندانک

      سپاسگزارم از اینکه لایق دانستید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۵ آبان ۱۴۰۱ ۲۰:۴۱
      احسنت خوشروی عزیز واقعا خالصترین حرف را نوشتید ⁦👏🏼⁩🌹🌹
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0