سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 4 خرداد 1401
    25 شوال 1443
    • شهادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، 148 هـ ق
    Wednesday 25 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      «وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ»

      چهارشنبه ۴ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      از دنیای عروض
      ارسال شده توسط

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      در تاریخ : جمعه ۱۰ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۳۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۷ | نظرات : ۰

      اختیارات در عروض
       
         در تعیین وزن عروضی و نمودِ آهنگِ شعر فارسی   ، به دلیل رعایت تساوی و در مواجهه با هجاهای کوتاه و بلند ، هیچ مشکلی در تطابق دو مصراعِ یک بیت وجود ندارد. امّا گاهی در تقطیع هجایی و  خطّ عروضی  و تعیین ارکان آن ،  با وجود رعایت تساوی هجاهای دو مصراع ، به رویارویی و تقابل هجاهای کوتاه و بلند برمی خوریم  که موجب اختلاف وزن دومصراعِ همسان در یک بیت ، بویژه در رکن آخرِ  مصراع یابیت می شود . دراین صورت ناگزیر باید  تغییراتی در تلفّظ یا وزن کلمات ایجاد کنیم تا وزن مناسب و (هماهنگ) حاصل شود.به این گونه تغییرات در تلفّظ و وزن که بنا به ضرورت  ایجاد می شود ؛  اختیارات شاعری می گویند.
       
       
      انواع اختیارات شاعری
       
      اختیار شاعری خود به دو دسته¬ی  : ( اختیارات زبانی )  و  ( اختیارات وزنی)  تقسیم می¬شود:
       
      1) اختیارات زبانی
       
      همانگونه  که گفته شد ؛ گاهی شاعر برای تعیین وزن مناسب شعر خود ، یک تلفّظ را از میان دو یا چند تلفّظ بعضی از کلمات برمی¬گُزیند که به این انتخابِ تلفّظ کلمه از سوی شاعر ، اختیار زبانی شاعری گفته می¬شود.  اختیار زبانی خودش هم ، دو دسته¬ی اصلی را شامل می¬شود که عبارتند از :
       
      الف ) امکان حذف همزه :
       
      هرگاه در کلمات ترکیبی پیش از همزه حرف صامت باشد ؛ به هنگام تلفّظ آن کلمه ، می توان همزه را حذف کرد؛ مثلاً « پیش از = پیشَز بخوانیم بااستفاده از مصوت فتحه  ،  دانش آموز = دانشاموز و از این = اَزین » ؛ یعنی بصورت مخفف خوانده می شود.  همان طوری که می بینید در این واژه ها همزه از تلفّظ افتاده است.
       
      ب ) تغییر کمّیّت مصوّت ها:
       
      این مورد از اختیار زبانی شاعر خود به دو صورت زیر است : 
       
      1) بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه در آخرِ واژه ، در صورتی که هجای مقابل آن بلند باشد؛ مثال :
       
      بـِ  نا  مِ خـُ  دا  وَنـ  دِ  جا نـُ خـِ رَد
      کـَ  زینـ  بَر  تـَ رَنـ  دیـ  شـِ  بَر نَگـ ذَ رَد
       
      همان طوری که گفته شد در برخی موارد شاعر برای رسیدن به وزن درست شعر ، می¬تواند مصوّت کوتاه را بصورت بلند تلفّظ ¬کند؛  مانند حکیم فردوسی که در بیت آغازین ِ شاهنامه اش  مصوّتهای کوتاه( –ِ ) و ( -ُ ) را در هجاهای سوم و نهمِ  مصراع اوّل به مصوّت بلند تغییرِ کمّیّت داده است ؛ چون هجاهای مقابل آن¬ها هجاهای بلند بودند و این مصوّت¬ها نیز درآخر واژه قرار دارند.
       
      2) کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند 
       
      در صورتی که دو مصوّت بلند کنار هم باشد،شاعر می¬تواند مصوّت بلند اوّلی
      را به مصوّت کوتاه تبدیل کند؛ مثلاً اگر واژه¬های « جادویی» با « عاقلی» در بیتی رو به روی هم واقع شود، شکل تقطیع آن¬ها چنین است: جا دو یی
      _ U _
      عا قِـ لی
      _ U _
       
      پس هجای دوم « جادویی » به هجای کوتاه «دُ» تبدیل می¬شود؛ چون هجای مقابل آن یک هجای کوتاه است و دو مصوّت « دو » و« یی» نیز کنار هم قرار گرفتند.
       
       
      2 ) اختیارات وزنی در عروض
       
      گاهی نیز شاعر بدون این که در تلفّظ واژه¬ها تغییری بدهد ؛ کمّیّت هجا را تغییر می¬دهد که موجب تغییر وزن
      می¬شود. به این نوع از تغییر دادن وزن از سوی شاعر  ، «اختیار وزنی» اطلاق می¬شود.
       
      اختیار وزنی شاعر نیز خود به چهار نوع تقسیم می شور  که به ترتیب کاربرد آن¬ها شامل :
       
      1) هجای پایانی بیت یا مصراع همیشه بلند است. ( بلند بودن هجای پایانی):
       
      هرنوع از انواع هجا در آخر بیت یا مصراع واقع شود؛ همواره از نظر کمّیّت ، یک هجای بلند محسوب می¬شود. پس، امتداد هجا در پایان بیت یا مصراع همیشه برابراست ؛ چون در این جایگاه هجای کوتاه و هجای کشیده هم یک هجای بلند شمرده می¬شود. پس  در آخر بیت یا مصراع  واژه¬های « تو »که یک هجای کوتاه است با « دَر» که یک هجای بلند است با « دَرد» که یک هجای کشیده است، از نظر امتدادشان ،  برابر و یکسان به حساب می¬آیند.
       
      مثلاً : هجاهای « راست و طاست» در آخر بیت زیر مشمول این اختیار وزنی است:
       
      « آینه ار نقشِ تو بنمود راست 
      خود 
      شکن آیینه شکستن خطاست» _ _
       
       
      2) تبدیل « فعلاتن به فاعلاتن» در آغاز مصراع :
       
      گاهی اتّفاق می افتد که پس از تقطیع درست شعر ، در رکن اوّل یکی از مصراع¬ها رکن عروضی« فعلاتن» و در مقابل آن در مصراع دیگر رکن عروضی« فاعلاتن» به دست می¬آید. در این صورت شاعر بدون آن که در تلفّظ کلمات تغییری بدهد، تنها در وزن شعر تغییر ایجاد می¬کند و رکن عروضی « فعلاتن» را در آغاز یکی از مصراع¬ها به رکن عروضی« فاعلاتن» تبدیل می¬کند و عکس آن صادق نیست.
       
      حا لِ دِل با تُ گُف تـَ نَم هـَ وَ سَست
       
      _ U U _ U _ U _ _ U _
       
      سُـ خـَ نِ دِل شـِ نُفـ تـَ نَم هـَ وَ سَست
       
      U _ U _ U U U _ U U _
       
      همان طوری که می بینیم در این بیت هجای کوتاه اوّل مصراع دوم ، بدون تغییر در تلفّظ « سُـ » به هجای بلند تبدیل می شود و تنها علامت هجایی از کوتاه به بلند تغییر می¬کند تا رکن «فعلاتن » به «فاعلاتن» تبدیل شود.نکته مهم  :  اگر اوّلین هجای رکن «فعلاتن» واژه¬هایی مانند « تو،به، دو ،که، و...» بود در این صورت تبدیل «فعلاتن» به « فاعلاتن» از نوع اختیار زبانی شاعر است نه اختیار وزنی اش ؛چون مصوّت کوتاه در آخر چنین واژه هایی طبق اختیار زبانیِ تغییر کمّیّت مصوّت¬ها به هجای بلند تبدیل می¬گردد؛ 
       
      مثال:
       
      «  دو دهان داریم گویا همچو نِی 
      یک دهان پنهانس(ت) در لب های وی »
       
      هجای اوّل مصراع اوّل (دُ ) یک هجای کوتاه است امّا چون در برابرهجای بلند (یک)در اوّل مصراع دوم واقع شده ؛  بنا به اختیار زبانی شاعر « تغییر کمّیت مصوّت¬ها » ازنوع بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه در آخر واژه ، به هجای بلند تبدیل شده¬است که این تغییر طبق اختیار زبانی صورت گرفته است و از نوع اختیار وزنی نیست.
       
      3) ابدال یا تبدیل دو هجای کوتاه به یک هجای بلند یا عکس آن در میان مصراع:
      گاهی درمیان برخی از ابیات و مصاریع ممکن است ارکانی که دو هجای کوتاه کنار هم دارند ؛  دو هجای کوتاه آن¬ها درمقابل یک هجای بلند و یا عکس آن قرار بگیرد که در این صورت اختیار وزنی ابدال اتّفاق می¬افتد. این اختیار وزنی معمولاً در ارکان ( فعلاتن)، ( مفتعلن )، (مستفعل) و ( فَعِلن)  و (فعولن ) رخ می¬دهد که سه رکن عروضی اوّل به رکن (مفعولن) و رکن آخری به رکن( فع لن) تبدیل می¬شوند که عکس این تبدیل نیز ممکن است .
       
       مانند بیت زیر:
       
      آمد نوروز هم از بامداد 
      آمدنش فرّخ و فرخنده باد
       
      آ مَــد نو | رو ز هـَ مَـز | با مـ داد
       
      ـــ ـــ ـــ ـــ U U ــــ | ـــ U ـــ
       
      آ مَـ دَ نَش | فَر رُ خُ فَـر | خُنـ دِ باد
       
      ـ U U ـ | ـ U U ـ | ــــ U ــ
       
      همان¬طوری که می¬بینید، هجای دوم مصراع اوّل (مَـد)یک هجای بلند است که دوهجای کوتاه (مَـ و دَ )در مصراع دوم برابر آن واقع شده است. وقتی که تقطیع هجایی دو مصراع درست باشد،امّا تساوی هجاهای دو مصراع رعایت نشده باشد، در این صورت اختیار وزنی ابدال یا همان تبدیل دوهجای کوتاه به یک هجای بلند و عکس آن در میان مصراع رخ می¬دهد. در چنین مواردی رکنی که کم¬تر است به رکنی که در بیت بیش¬ترین تعداد را دارد، تبدیل می¬گردد؛ 
       
      یعنی رکن (مفتعلن) در بیت بالا سه بار تکرار شده است ولی رکن (مفعولن ) فقط یک بار در آغاز مصراع اوّل بیت آمده است ؛  پس (مفعولن) که در اقلّیت است به رکن ( مفتعلن )که در اکثریت است ،تبدیل می¬شود.
       
      در مصراع اوّل بیت مذکور سه اختیار شاعری به¬کار رفته¬است که به ترتیب عبارتند از: اختیار وزنی ابدال، در هجای دوم ، اختیار زبانی امکان حذف همزه در هجای ششم و پرکاربردترین اختیار وزنی؛ بلند بودن هجای پایانی در پایان هر دو مصراع.
       
       
      4)  قلب یا جابه جایی یک هجای بلند و کوتاه کنار همدیگر  در یک رکن عروضی بنا به ضرورت وزن شعر که ((معمولاً )) :
       
      در ارکان عروضی (مفاعلن ) و (مفتعلن) اتّفاق می¬افتد؛  مثال:
       
      «کیست که پیغام من ؛ به شهرِ شِروان بَرَد
      یک سخن از من بِدان  ،  مرد سخن¬دان بَرَد» .
       
      کیـ ست کِـ پَیـ | غا مِ مَن| بِـ شَهـ رِ شَر| وان بَـ رَد
       
      یَک سُـ خَـ نَـز| مَن بِـ دان| مَر دِ سُ خَنـ| دان بَـ رَد
       
      می بینیم که در رکن سوم مصراع اوّل رکن ( مفاعلن) و برابر آن در رکن سوم مصراع دوم رکن ( مفتعلن) آمده است. 
       
      در این صورت آن رُکنی که در اقلّیت است به رکنی که در بیت اکثریت دارد ؛ تبدیل می¬شود. بنابراین در این بیت شایسته آن است که رکن(مفاعلن)در مصراع اوّل به رکن ( مفتعلن) تبدیل شود. و وزن بیت چنین است:
       
      مفتعلن| فاعلن| مفتعلن | فاعلن
       
      نکته¬ی 1) مصوّت بلند « و» در کلمات تک هجایی همیشه بلند است جز در واژه¬ی « سو » که بعد از آن مصوّت کوتاه باشد به¬طوری¬که ترکیب اضافی یا وصفی بسازد، « و» در « سو» می¬تواند به صورت مصوّت کوتاه تلفّظ شود؛ مثال :
       
      در کلمات ( مو، بو، مور، شور، دود، بود و ... ) مصوّت « و» همیشه بلند است امّا در ترکیب « سویِ من » و مانند آن « و » می¬تواند به صورت « ـــُـ » تلفّظ شود. بنابراین ( سویِ من ) می¬تواند به صورت¬های زیر تلفّظ گردد؛
       
      سو یِ مَن ( _ U _ ) یا // سـُ یِ مَن ( U U _ ) یا // سـُ یِ مَن ( U _ _ )
       
      نکته¬ی 2) « یـ » در کلمات ساده و کلماتی که به ضمیر پیوسته و شناسه و «ی» نسبی و مصدری متّصل می¬شوند، همواره صامت است؛ 
       
      مثال : اختیار ( اِخـ تـِ یا ر ) = ( _ U _ U) ، 
       
      نیاز( نـِ یا ز ) = ( ( U _U ) ) ، 
       
      خیال ( خـِ یا ل )= ( U _ U)
       
      دانشجویم ( دا نِشـ جو یَم = _ _ _ _ ) ،
       
      نیکو یی ( نیـ کو یی = _ _ _ ) ، 
       
      می گویم ( می گو یَم = _ _ _ )
       
      توجّه - به چنین « یـ » در کلماتی مانند ( دانشجویم ، نیکویی ، می¬گویم و ... ) « یـ » وِقایه یا میانجی و واسطه نیز می¬گویند.
       
      نکته¬ی3 ) اگر در کلمات غیر ساده بعد از « ی » حرف همزه ( ا ) بیاید ؛ مصوّت بلند (ی) به صورت مصوّت کوتاه تلفّظ می¬شود و همزه در تلفّظ و خطّ عروضی حذف می¬گردد؛
       
      مثال :  
       
      علی ای = عـَ لِـ یَی(UU ـ ) ، 
       
      گیتی ای = گیـ تـِ یَی( ـ U ـ )
       
      نکته¬ی4) اگر در کلمات غیر ساده پیش از همزه « ن » ساکن بعد از مصوّت بلند باشد، حذف یا عدم حذف همزه تأثیری در کمّیت هجا ندارد ؛ مثال : «خون آشام» بدون حذف همزه( خون آ شا م ) = با حذف همزه : ( خو نا شا م )، زمین آسا ، مران از = مَـ ران اَز = مَـ را نَز
       
      ــــ ـــ ــــ U U _ _ U _ _
       
      و درنهایت اینکه ترانه ها و تصنیفات ساخته شده از روی ملودی ، بیشتر به دانش موسیقی مربوط است نه عروض قافیه  و در این زمینه کتاب چهل جلدیِ ( الاَغانی ) را فعالان در این زمینه ی هنری  ، ‌از ضروریات مرجعی ِ کارِ خویش می دانند . 
      .
       
      - گردآوری شده  از چند منبع معتبر در این زمینه و سایت  شعر و پایگاه شعر.
       
      ---------------------------------------------------------
      منابع دیگر مفید مورد مطالعه در این زمینه : 
      - المعجم فی معاییر اشعار عجم  : شمس قیس رازی ؛ انتشارات زوّار : 1387 . 
      - ویکی پدیا : اختیارات شاعری شرح دکتر ناتل خانلری 
      - کتاب فرهنگ عروضی : دکتر سیروس شمیسا 
      - کتاب آشنایی با عروض و قافیه، سیروس شمسیا ، تهران، انتشارات فردوس، چاپ اول 1366 .
      - مقاله اختیارات شاعری و انواع آن  :  نویسنده : شربتی 
      - مقاله اختیارات شاعری ، ابوالحسن نجفی ، جنگ اصفهان ، دفتر 10، تابستان 1352
      - کتاب وزن و قافیة شعر فارسی، دکتر تقی وحیدیان کامیار ، تهران، مرکز نشر دانشگاهی ، چاپ دوم : 1369.
      - در پیرامون اختیارات شاعری ، ساسان سپنتا - محمد فشارکی ، مجله ادبیات و زبان ها، وحید ، آذر 1353، شماره 132 .

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۱۷۸۶ در تاریخ جمعه ۱۰ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0