سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 5 بهمن 1399
  • انتخابات اولين دورة رياست جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ ش
11 جمادى الثانية 1442
    Sunday 24 Jan 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      جایی که دوست داشتید بمانید و نتوانستید بمانید بدانید که هنوز توازون در تعقل ندارید.احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۵ بهمن

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      گزیده تک بیتی های گردآوری شده از اشعار رهی معیری _ بخش اول
      ارسال شده توسط

      ابوالقاسم کریمی

      در تاریخ : ۱۰ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۲ | نظرات : ۰

      ****
      اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
      خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام
      *
      من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
      از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام
      *
      موی سپید را فلکم رایگان نداد
      این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام
      *
      ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
      آزاده من که از همه عالم بریده‌ام
      *
      جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا
      عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام
      *
      با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام
      نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام
      *
      خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
      اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام
      *
      بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق
      تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام
      *
      نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
      نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
      *
      کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
      نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
      ***
      جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره ای
      این تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است
      *
      همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
      سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
      *
      دل اگر از من گریزد وای من
      غم اگر از دل گریزد وای دل
      *
      خانه مور است و منزلگاه بوم
      آسمان با همت والای دل
      *
      گنج منعم خرمن سیم و زر است
      گنج عاشق گوهر یکتای دل
      *
      در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
      گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
      *
      روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
      خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
      *
      غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
      من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
      *
      نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
      به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم
      *
      دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
      ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
      ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
      هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم
      ***
      به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
      ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
      *
      گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست
      روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟
      *
      خواب آور است زمزمه جویبارها
      در خواب رفته بخت من از هایهای اشک
      *
      ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه
      ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک
      *
      به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
      که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
      *
      خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی
      نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی
      *
      منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم
      تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی
      *
      مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند
      میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی
      *
      مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود
      خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی
      *
      کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
      دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی
      ***
      تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
      غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
      *
      اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم
      فغان که در کف من اختیار باید و نیست
      *
      چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق
      تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست
      *
      درون آتش از آنم که آتشین گل من
      مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست
      به سردمهری باد خزان نباید و هست
      به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست
      *
      مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک
      مور را پای رهایی از دل گرداب نیست
      *
      خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
      کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست
      *
      آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
      ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
      *
      گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
      ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
      *
      گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
      ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست
      *
      بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباب
      بروی آب بود منزلی که من دارم
      ***
      با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام
      در میان آشنایانم ولی بیگانه‌ام
      *
      آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای
      تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه‌ام
      *
      به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما
      چه رازی می‌توان خواند از نگاه سرد خاموشی
      *
      طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید
      از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است
      *
      نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
      و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم
      *
      نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی
      دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم
      **********
      گزیده تک بیتی های گردآوری شده از اشعار رهی معیری _ بخش اول
      گردآورنده:ابوالقاسم کریمی
      تاریخ گردآوری:5/مهر/1399
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۸۲۸ در تاریخ ۱۰ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0