سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 17 ارديبهشت 1400
  • روز اسناد ملي
27 رمضان 1442
    Friday 7 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۱۷ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      گزیده تک بیتی های گردآوری شده از اشعار رهی معیری _ بخش اول
      ارسال شده توسط

      ابوالقاسم کریمی

      در تاریخ : چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹ ۰۴:۲۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۱ | نظرات : ۰

      ****
      اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
      خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام
      *
      من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
      از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام
      *
      موی سپید را فلکم رایگان نداد
      این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام
      *
      ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
      آزاده من که از همه عالم بریده‌ام
      *
      جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا
      عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام
      *
      با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام
      نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام
      *
      خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
      اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام
      *
      بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق
      تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام
      *
      نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
      نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
      *
      کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
      نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
      ***
      جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره ای
      این تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است
      *
      همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
      سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
      *
      دل اگر از من گریزد وای من
      غم اگر از دل گریزد وای دل
      *
      خانه مور است و منزلگاه بوم
      آسمان با همت والای دل
      *
      گنج منعم خرمن سیم و زر است
      گنج عاشق گوهر یکتای دل
      *
      در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
      گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
      *
      روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
      خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
      *
      غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
      من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
      *
      نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
      به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم
      *
      دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
      ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
      ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
      هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم
      ***
      به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
      ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
      *
      گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست
      روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟
      *
      خواب آور است زمزمه جویبارها
      در خواب رفته بخت من از هایهای اشک
      *
      ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه
      ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک
      *
      به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
      که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
      *
      خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی
      نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی
      *
      منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم
      تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی
      *
      مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند
      میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی
      *
      مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود
      خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی
      *
      کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
      دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی
      ***
      تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
      غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
      *
      اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم
      فغان که در کف من اختیار باید و نیست
      *
      چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق
      تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست
      *
      درون آتش از آنم که آتشین گل من
      مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست
      به سردمهری باد خزان نباید و هست
      به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست
      *
      مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک
      مور را پای رهایی از دل گرداب نیست
      *
      خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
      کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست
      *
      آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
      ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
      *
      گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
      ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
      *
      گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
      ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست
      *
      بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباب
      بروی آب بود منزلی که من دارم
      ***
      با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام
      در میان آشنایانم ولی بیگانه‌ام
      *
      آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای
      تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه‌ام
      *
      به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اما
      چه رازی می‌توان خواند از نگاه سرد خاموشی
      *
      طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید
      از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است
      *
      نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
      و گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم
      *
      نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی
      دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم
      **********
      گزیده تک بیتی های گردآوری شده از اشعار رهی معیری _ بخش اول
      گردآورنده:ابوالقاسم کریمی
      تاریخ گردآوری:5/مهر/1399
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۸۲۸ در تاریخ چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹ ۰۴:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0