سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 8 آذر 1399
    13 ربيع الثاني 1442
      Saturday 28 Nov 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        شنبه ۸ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بی وفا
        ارسال شده توسط

        رسول علی محمدی

        در تاریخ : ۱۰ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۶۰ | نظرات : ۷۲

        بی وفا
         نمیدانم کجای این سرزمین هستی و رویش کدام گل را به تماشا نشسته ای و بر برگهای خشک خزان کدام درخته ریخه بر شانه های خسته خاک قدم میگذاری وآیا مرا و تمام عاشقانه هایم را به یاد داری  ، نمیدانم .. ومن هنوز منتظر...
        سواران ایل می آیند و میروند و گلهای شقایق سرخ دشت میرویند و پرپر می شوندودشت سرشار از عطر پونه و بابونه ها می شودومن هنوز منتظر...
        ایل سالهاست که در میانه دشت چادر میزند و زنان  گوسفندان را میدوشند و دخترکان سیه چشم  گبه می بافند و مردان پی گوسفندان به  دشت میروند و کودکان به دنبال بزغاله ها و من هنوز منتظر...
        حاج حسن  را که یادت هست هنوز چپق می کشد و سرفه های خسته اش هر شب دشت را می لرزاند و خوابها را آشفته، و ننه محمد سالهاست که پای کوه آرمیده و خنده های نورانی اش در قاب خاطره ها مانده و پیکر اسماعیلش را از قربانگاه خونین سوزان جنوب آوردند و بدست خاک سپردند و کربلایی رسول هنوز با همان سادگی هایش به شاخه های درخت بید گره سبز اعتقاد میزندوحاجت میگیرد  و من هنوز منتظر...
        بهاران می آیند و ایل کوچکتر و پیرتر میشود و من شکسته و شکسته تر و عجبا عاشق وعاشق تر و هنوز منتظر
        بی وفا پسران کوچک ایل بزرگ و بزرگتر شدند و دخترکان سوخته ایل زیبا رو و عروس سپید بخت سیاه چادران تقدیرشان شدند و من هنوز منتظر...
        صنوبر را که می شناسی دخترک معصوم و شیرین زبان که دستهایش در دست تو بود وبا شور نی لبک من به خواب میرفت خودش  عروس نغمه های شورانگیز شد وعاشقانهرفت و من هنوز منتظر...
        ایل می آید و میرود و سیاه چادران جمع می شود و باز کوچی دیگر با نوای دیگر و من برایت شعر میخوانم و نی میزنم و دخترکان سیه چشم می خندند و طعنه میزنند و من عاشق و عاشق تر می شوم و باز منتظر....

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۶۰۶ در تاریخ ۱۰ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ۹ روز پیش
        تصویر زیبایی خلق کردید
        درود برشما
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام بودرودها بر بانوی فرهیخته و ادیب بزرگوار
        ممنون از حضورتان و سپاس از محبتتان خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ۱۰ روز پیش
        انقدر اين دلنوشته ي رفيق عزيزم مرا تكان داد كه ناخوداگاه وادارم كرد تا چند سطري خط خطي كنم.شروع اين متن بسيار احساسي ست كه همان اول مخاطب راتحت تاثير قرار ميدهد،
        بي وفا نميدانم كجاي اين سرزمين هستي و الي اخر....
        باتوجه به انكه رفاقت دارم با رسول جان و كم و بيش با خصوصيات اخلاقيش آشنام ميدانم كه
        جنس شعر و دلنوشته كلا حرفهايش كاملا دلي و از احساسِ خالص و بي ريايش بيرون مي آيد،
        يك طنز تلخ ولي حقيقت دارد: من و رسول از آن دست آدمهايي هستيم كه كم كم نسلمان رو به پايان است،(با چشمِ قلبمان ميبينيم و با قلبِ لامصب حرف ميزنيم) دلسوزي براي خلق...رندي بلد نيستيم ،رسول خودِ منه و جنس روحيه اش شبيه به خودمه(فقط كمي يه كوچولو) اختلاف سليقه هايي داريم كه مهم نيست،خودش ميداند و من،بماند.
        بگذريم و برويم سراغ اين دلنوشته ي زيبا،
        ممكن است در ابتدا مخاطب را ياد دلتنگي و انتظار عاشقانه خودش بيندازد و با راوي همزاد پنداري كنيم و جمله ي آه حرف دلمان را زدي،چقدر عشق وفراق در قلمت موج ميزند را بيان كنيم
        كه سخن درست و بجايي ست دور از اينهم نيست،ولي من به شخصه از زاويه اي ديگر ميخواهم
        نقد كنم،،وقتي كه دلنوشته را خواندم همانطوو كه در كامنت به رسول جان گفتم مختصري توضيح دادم،من را برد به گذشته ها درست وسط خاطراتي كه رفته رفته در كنج ذهنِ من و همه ي ما نخ نما ميشود،ارزشهايي كه بود و اينك نيست،رابطه هاي پاك و خالص كه الان شبحي از عشق بر تخت نشسته،و سادگي هايي كه با هجوم مدرنيته و پيشرفت علم(دنياي مجازي) رفتند و به خاطرات پيوستند،اصلا قصد ندارم گارد بگيرم و بگويم مدرنيته صرفا همه ي ارزشها و سادگي هاي اعتقادي ما ايراني ها را نابود كرده است،چون همه اش تقصيير تكنولوژي نيست، وقتي خودم از علم بهره ميبرم و استفاده ميكنم نميتوانم زير سوال بيرم،اما قبول بايد كرد كه خيلي از
        ارزشهايي كه در فرهنگ ما ايراني ها بود و به گوشت و پوست استخوانمان آميخته بود يا نابود شده يا خيلي كمرنگه و كنج عزلت اختيار كرده،صحبت من چيز ديگريست، دردو دل زياد دارم اما اينجا جايش نيست،شايد وقتي ديگر.
        رسول از انتظار حرف زده،(عاشق منتظر معشوق است)به نظر من راوي نقب جالبي زده احتمالا و دياري كه توصيف كرده درواقع موطن همه ي ماست،و اين انتظار همگاني و تاريخيست، چقدر ظريف و زيبا ارزشها را دوخته به ايلات و اجتماعي كه دور از هياهوي شهر باصفا و سادگي با طبيعت عشق بازي ميكردند،حاج حسن و ننه محمد هم عالي بود...كه نماد نسلي كه احترام و حرمتشان براي همه ي ما واجب بود و خداكند هنوز هم باشد،مردماني كه با كوچكترين چيزها حال ميكردند،(پول،اينترنت،ماشين،دلار و طلا) نداشتند ولي دلشان خوش بود و دنيا دنيااااا انگيزه براي زندگي داشتند،چاي ذغالي زير سايه ي درخت بعداز كار روي محصول سر زمينهاي كشاورزي كه يك نمور خاك هم نشسته روي استكان وه طعمي جاودانه داشت، كيف ميكردند(آن وقتها كرونا نطفه نبسته بود،و كارماي كائنات اينطور گرفتارمان نكرده بود،)اين سوسول بازي ها و آلودگي ويروس وجود نداشت،همه قشنگ شيرين ٨٠سال به بالا عمر ميكردند، زادو ولد بزغاله شكرانه داشت، شب چره هاي دورهمي،قصه هاي ننه جون و لالايي هايش،كمك كردن هاي همگاني براي مشكل يك نفر از اهالي كه همه شتابان به كمك رساني ميرفتند،و ازين قبيل چيزها كه راوي راجيش طور ديگري حرف زده و من هم كمي شاخ و برگ ميدهم و كم و زياد ميكنم، قصدم واكاوي سطر به سطر نيست بلكه خيلي كلي و خلاصه سراغش ميروم،مثلا استفاده درست از صنوبر كه راوي به زيبايي خودش بيان كرده،
        يك جاهايي غم و جاي ديگري براي دلخوشي خودش حرفهايي گفته،تلاقي شادي و غم، و باز منتظر، ايل كوچك و پير شده: اين زنجيره ي اتحاد گسسته شده، عشق شور زندگي،همبستگي،جواني و شادابي، افسرده و تكيده شده، و همچنان انتظار....
        راوي قدم ميزند،به چهره ي غمزده ي كوچه پس كوچه ها مينگرد درختان و بيشه زاران را ميبيند بغضي در گلو و گوشه ي چشم قطره اشكي نقش بسته است،اه ميكشد و افسوس ميخورد و مينويسد و كم وكان انتظار،.... رسول همچنان بر استواري ايل و اين قريه مومن است
        چون همچنان همان ارزشهاي قديمي پابرجاست: شقايق ها هنوز ميرويند با اينكه پرپر ميشوند اما ميرويند،سواران ايل هنوز مركبسوار اند،حاجي هنوز چپق ميكشد و...اگر من بودم احتمالا تلخ مينوشتم، و مثلا پايان همه اينهارا تراژدي وار قرباني نامهرباني و بي وفايي و صد البته ي تجددگرايي ميكردم، اما ژرفتر كه مينگرم ميبينم نه،داداش رسول خيلي خوب بيان كرده و نميشود جور ديگر تصوير كرد،هرچند كه سليقه ها متفاوته، رسول در اوج زيبايي اينكاررا كرده و كورسوي اميدي درونش زنده است، با قلبي عاشق و مالامال از درد باز در آخر روزنه اي به سمت آينده اي بهتر باز ميكند،حتي مرگ را هم باشكوه ظريف گره زده به اعتقادات سبز و نوراني، كوه و دشت،،طبيعت پاك، ولي با تمام اين زيبايي هاي درونش كه نميگذارد سياهي رخنه كند و تحت تاثير قرارش دهد با اينجال باز همچنان انتظار ميكشد... در اخر ميگويم همه ي ما انتظار ميكشيم، رسول جان، بيا بغل داش امير كه با دردي عميق همچنان اميدوارم، شايد روزي بجاي اعتراض وحسرت (گل) هديه داديم و تمام مردم لبخندزنان گل نزري بدهند، اخ چه ميشود اگر بشود، يعني يك روز خوب مياد.....!!؟! (پايان) خندانک

        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        درود مجدد
        دوست دارم حاج رسول عزيزم
        دقيقا ميفهمم و لمس ميكنم جنس حرفاتو
        و ميدونم ١٠٠درصد همينطور هست كه ميگي خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام مهربانترین خواهری که بدنبال نورهست و روشنایی
        ممنون خانم قشقایی عزیز که این تعبیر و تفسیر زیبا را نوشتید
        بی شک همه انسانها در هرکجای جهان که به دنبال حقیق ، معرفت ، مهر و مهربانی هستند انسانهایی هستند که جان آشنا هستند و ایمد است این حلقه بزرگتر و عظیم تر شود تا روزی که معرفت و نور واقعی بر جهان هستی تجلی یابد و انسان را به سرچشمه غایت خود هدایت و رهنمون سازد
        به معنای واقعی من عرفه نفسه فقد عرفه ربه
        هرکس خودش را شناخت خدای خود را شناخته هست خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام امیر عزیز و دوستداشتنیم
        ممنون رفیق که اینقدر محبت نمودی و ووقت گذاشتی و به تحلیل و تجلیل دلنوشته ام برخاستی
        همانطور که خودت تلویحا اشاره نمودی شاید در وهله اول این عشق و دلتنگی هایش یک عشق از نوع انچه همه ما میبینیم و تجربه میکنیم و میخندیم و گاهی هم برایش دلتنگی میکنیم و دلچسب هست چه شیرینی هایش چه تلخی هایش و چی وفا و چه بی وفایی هایش
        اما انچه که من همیشه دنبال آن بوده ام و در نوشته ها و شعرهایم گاهی ردپای ان نمایان و هویداست به دنبال یک عشق بزرگتر و فراتر هست و همیشه در جستجوی سرگشتگی انسان و دردها و رنجهایش هستم و همیشه نوستالژی خاطرات برایم قشنگ و قلقلک دهنده هست
        انسانی که همیشه دنبال آرمانشهر فراموش شده خویش هست انسانی که میتواند گاهی خودش و تمام ناتمام هایش را بردارد و درگوشه ای خلوت لختی بیاساید
        و نمیدانم چرا همه ما با گذشته امان خاطرات بهتری داریم و یاد آوری آن حتی گاهی وقتها حالمان راخوب میکند حتی در عصر مدرنیته و یا پسامدرنیسم
        هیچگاه به تقابل سنت و مدرنیته نمیروم حتی در عصر مدرنیسم هم خاطرات خودش دلچسب است شاید نسلهای اینده هم این یادآوری ها برایشان شیرین باشد
        صحبت از یک نوع نقب زدن به خویشتن خویش است خویشتی که باید از بند بسیاری از تعلقات مادی خودش را رها سازدو به دنبال سرچشمه نور رود نه به معنای انزوا طلبی و گوشه گیری از دنیا و ان رهبانیت چیزی که پیامبر اسلام نیز آن را نکوهش کرده است انسانی که میتواند در حالی که از زیباییهای دنیا در جای خود و به جای خود استفاده و لذت ببرد بدنبال معنای حقیقت وجودی خویش رود و این همان آرمانشهری است که از عهد فلسفه یونان تا بشر تحول خواه و عدالتخواه بدنبال آن هست
        و این روایت بی وفا حکایت وفاداری های انسانهایی است که همیشه عاشق می مانند و به دنبال تجلی عشق هستند
        ممنون بخاطر بودنت و ممنون که هستی و دست نوازش بر سر نوشته هایم میکشی خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        قربانت حديث جان لطف داري ممنونم خندانک خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        به به عالي بود جان آشنا
        چقدر قشنگ گفتي منيژه جان
        نظر لطفته،با جان و دل لمسش كردم صحبت بي ريا و درستت را خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۰ روز پیش
        سلام امیرحسین علامیان مهربان حتما شما و اقای رسول علی محمدی هم از جان آشنا ها هستید و دوستان دیگر نیز

        ‍ "جان های آشنا"

        هر که در جهان، یگانه‌پرست و یگانه‌بین است، جانی آشناست..
        هر که مخلوقات خدا را به دیده‌ی محبت می‌نگرد، جانی آشناست..
        هر که پاکی را پاس می‌دارد و دست از آزار دیگران برکشیده است، جانی آشناست..
        هر که در هر موقعیتی تسلیم راستی و درستی است، جانی آشناست..
        هر که با صلح و سلام، زندگی را حرمت می‌نهد، جانی آشناست..
        هر که با بخشش و گذشت، لطافت و زیبایی را می‌گستراند، جانی آشناست...
        ای دوست، چون نیک بنگری، هنوز جان‌های آشنایی را گرداگردِ این زمین‌شب‌زده خواهی یافت.

        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        درود بی نهایت به نقد قشنگ تان امیر حسین عزیز🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        محمد راد
        ۱۰ روز پیش
        درود اقای علی محمدی
        زیبا بود لذت بردم خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        سلام و درود خوش آمدید خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام ممنون جناب راد
        سپاس از حضورتان و لطف و محبتتان خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فیروز رضائی
        ۱۰ روز پیش
        زیبا و دلنشین 🌺🍀
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        درود بر حديث شعر و عشق
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام جناب رضایی عزیز
        ممنون از اینکه دلنوشته ام را به مهرخواندید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        ۱۰ روز پیش
        سلام و درودها جناب علی محمدی🌹
        بسیار لطیف و دلنشین حکایت دل را قلم زدید
        بااینکه دلتنگی غریبی داره اما آرامشی به ادم دست میده ازین همه عشق و مهربانی
        چه خوش باشد که بعد انتظاری
        به امیدی رسد امیدواری

        چشم دلتون روشن باد 🌺
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام ودرودهای مجدد خانم کاسیانی عزیز
        خوشحالم که امدن در شعر ناب توفیقی شد که در کنار دیگر خواهران عزیزی که همیشه مرا بامهربانی هایشان مورد لطف قرارمیدهند خواهر عزیزی به مثابه شما را دیدم و اشنا شدم ممنون خواهر مریم که هستی و محبت را برایم بخش بخش میکنی
        مانا باشی و بتابید به مهر خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        خوش امدي مريم جان
        انرژي و ارامش بي نظيري داري خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        مریم عزیزم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام بر خواهر بزرگوارم خانم کاسیانی گرانقدر
        ممنون از حضورتان و سخاوت کلامتان و سپاس از اینکه دفتر نوشته هایم را به مهر ورق زدید
        مانا و تواناباشید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        ۱۰ روز پیش
        درود اقا رسول عزیز
        برادر خوش نگارم
        بی وفایی واژه ی تلخیست اما
        با قلم شیرین شما این متن بر جان نشست
        مانا باشید خندانک خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سلاااام سحر، سحرگاه شعرت به روشني بر درگاه خاموش من و ما استاده
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        سحرنازم❤
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام برخواهر گرانقدرم مهربانترین سحر روزگار
        ممنون که مثل همیشه به سراغ دلنوشته هایم آمدید و به مهرخواندید و بر سرواژه گان یتیمم دست محبت کشیدید
        ماناباشید ئ بتابید به مهر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        ۱۰ روز پیش
        سلام ودرود فراوان جناب علی محمدی
        بزرگوار
        بسیار عالی ولذت بخش
        زیبا موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام ودرودها بر جناب فتحی عزیز
        ممنون از حضورتان که همیشه مایه تحسین و دلگرمی است
        مانا وتوانادباشید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        درود جناب فتحی خوش آمدید 🌷🌷
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        سلام و عرض ادب برادر ادیب و نازنین 🌹🌷

        دل نوشته زیبا و قشنگی بود بس نهایت لذت بردم

        از خواندن آن

        قلمتان همیشه سبز

        و طبع روانتان مستدام🌹🌹🌹
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام و درودهابرحدیث خانم خواهر عزیزو بزرگوارم
        دخوشحالم که هستی و همیشه در کنار سحر خانم و منیژه خانم و گلاله خانم با مهربانی هایتان مرا مورد محبت قرارمیدهید که بودنتان موهبتی است در روزگار قحطی عاطفه ها
        داشتن شماها از کرامات شیخ مزامیرهست که همیشه مدیونش هستم خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۱۰ روز پیش
        سلام ودرودهابرمهربانترین حدیث شاعر روزگار
        ممنون که مثل همیشه با مهربانی قدم در باغچه گلواژه هایم گذاشتی ،،هروقت که می آیی حوالی کلبه دلنوشته هایم روشن تر میشود
        ممنون بابت گلهایی که تقدیم دوستان نمودی خندانک
        ماناباشی و بتابید به نهر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ۱۰ روز پیش
        سلام تاواريش
        واي واااي چه كردي با من رسول
        چقدر تصوير و حس داشت
        من رفتم تو قديما و سادگي ها،چقدر دور شديم از ارزش ها،اين نگاه كلي من است كه از فرد به جامعه ميرسد،انتظار....به نظر من انتظار تاريخيست، راوي از احساس درون خود،به درونِ خفته ي تمام ما ميرسد،كم و كان منتظريم....!!!! رسول جان ظاهرا از دلتنگي و انتظاري شخصي درباره ي محبوب ديرينه اش حرف زده،ولي اگر عميق شويم پي ميبريم كه همگي گمگشته اي داريم كه
        در عصر مدرنيته گم و گور شده و صفا و سادگي ها آنهمه توصيفاتي كه در دلنوشته بود جايش را به دوري،فرديت،انزوا،بي احساسي ها داده است،
        چي بود و چي شد،آه اي زمونه ي بدمصب.
        قلم سبزت عاليست در اين سبك دل نوشته ها
        رسول ياور هميشه سبزم خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام امیرجان امیر عزیز و دوستداشتنیم
        رفیق دردها و فریادهای مشترک
        خوشحالم که آمدید و دلنوشته بی بضاعتم را خواندید و تحسین نمدی که بی شک همراهی تو و دیگر مهربانان چراغ راهی میشود برای دوباره نوشتن
        ممنون بخاطبرودت و محبتهای بی پایانت
        خودت میدانی که چقدر دوستت دارم خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۱۰ روز پیش
        درود امیر حسین عزیز🌷🌷
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        ۱۰ روز پیش
        درود جناب علی محمدی چقدرزیبا وزلال نوشتید
        و روح آدمی نفس می کشد ...اشک من که جاری شد


        وشعری از آقای عبدالملکیان
        زیبا هوای حوصله ابری است
        چشمی عاشق ببخشایم
        تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا
        زیبا
        هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد
        از من مگیر چشم...
        دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد
        یادم بده چگونه بخوانم
        تا عشق در تمامی دل ها معنا شود
        یادم بده چگونه نگاهت کنم تا تردی بالایت
        در تند باد عشق نلرزد
        زیبا آنقدر عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم
        آنقدر عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم
        آنقدر عاشقم که هر نفسم شعر است
        زیبا,چشم تو شعر چشم تو شاعر است
        من دزد شعر های چشم تو هستم
        زیبا
        کنار حوصله ام بنشین
        بنشین مرا به شط غزل بنشان
        بنشان مرا به منظره عشق
        بنشان مرا به منظره باران
        بنشین مرا به منظره رویش
        من سبز میشوم...
        زیبا ستاره های کلامت را
        در لحظه های ساکت عشق من بیار
        بر من ببار تا که برویم بهار وار
        چشم از تو بود و عشق
        بچرخانم
        بر حول این مدار

        :باشیدو بنویسید که اعتبار عشق و مهربانی هستید
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۹ روز پیش
        ممنون حدیث بانو : خندانک
        شادباشی وسرشاراز لبخند همیشه الهی خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۹ روز پیش
        ممنون برادر مهربانم هرچه هست درقلب وروح زلال جناب عالیست که نمود پیدا کرده خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام خواهر عزیزم خواهر مهربانم و هرچه واژه خوبی است
        خوشحالم که مِ ایی و به مهر میخوانی و به مهر مینگاری حضورت همیشه پای اشعار و دلنوشته هایم برکتی است که بوی نور میدهد و روشنایی
        بوی نجابتهایی که هنوز بکر و اصیلند و بی مهری های زمان نتوانسته بر آن خاک بپاشد
        ممنون از حضورت و شعر زیبایی که زینت بخش این نوشته امشد
        ماناباشید و بتابید به مهر و روشنایی خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        ۹ روز پیش
        سلام و درود
        چقدر دلنشین و محزون
        و البته استادانه و صمیمی
        نوشتی رسول عزیز برادر خوبم
        از لحظه به لحظه ی دلنوشته ات
        تصویرهای نابی در ذهنم شکل گرفت
        که نشان از قدرت قلم شیوای توست

        و احساس لطیفت. درود بر تو و این نوشته زیبا خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام و درودها بر سعید نازنینم
        خوشحالم که آمدید و هذیانهایم را خواندید و با سخاوت کلامتان مرا مورد محبت و مهربانی قراردادید
        و مسرورم که مورد قبول طبع زلالتان قرارگرفت و ممنون از بابت این تحسینهای قشنگتان
        ماناباشی و بتابید به مهرو عشق خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        ۹ روز پیش
        سلام ودرود فراوان جناب علی محمدی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام ودرودها برادیب بزرگوار جناب فتحی عزیز
        ممنون استاد عزیزاز اینکه با مهربانی به دلنوشته های ما سرزدی
        مهرتان پایدار و سایه لطفتان مستدام خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسيحا الهیاری
        ۹ روز پیش
        بی وفا سر قله قاف هم که باشد تلخیش را دارد .....مهم اینه که هست و ....
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        درود بر مسيحاي عزيزم خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۹ روز پیش
        سلام بر مسیحای شعر
        ممنون از حضورتان و سپاس از مهرنگاهتان
        مانا و تواناباشید خندانک
        ارسال پاسخ
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرشاد اقبالی
        ۸ روز پیش
        سلام و درود
        زیبا می نویسید استاد گرامی
        پاینده و سرفراز باشید
        خندانک خندانک خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۸ روز پیش
        سلام و درودها جناب اقبالی عزیز
        ممنون از حضور تان و سپاس از اینکه به مهر خواندید و به مهر نگاشتید
        مانا و تواناباشید و بتابید به مهر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        ۸ روز پیش
        درود فراوان جناب علی محمدی عزیز ادیب فرزانه دوست گرانقدرم 🌷
        زیبایی قلمتان که بر گرفته از روح زیبا وسر شار از مهر ومحبت شماست ستودنی است 🌷
        چه زیبا و روان وشیوا وخواندنی بتصویر کشیده اید 🌷
        بیشتر به یک تابلو ‌شاهکار هنری شباهت دارد تا یک دلنوشته ‌قطعه ادبی 🌷
        روزگارتان پر فروغ 🌷
        شادکام ومستدام 🌷
        در پناه حق 🌷
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۷ روز پیش
        سلام ودرودها بر استادبزرگوارم جناب معینی ادیب وارسته و فرهیخته
        حضورتان و آمدنتان برای من همیشه دلنشین و وصف ناشدنی است بوی همان نجابتهای اصیل میدهد تا چه رسد به اینکه بزرگواری هم نمایید و با سخاوت کلامتان مرا هم تحسین نمایید که دیگر شیرینی این حضور را دو چندان می نماید
        ممنون بخاط بودنتان و این همه بزرگمنشی
        مانا و تواناباشید و سایه پراز مهرتون همیشه مستدام خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل زندیه شاهین
        ۸ روز پیش
        سلام و عرض ادب
        امیدوارم خوب باشی رسول عزیزم

        بی نهایت لطیف پر احساس با تصاویری بکر و زیبا

        بطوری که خودم رو با یک کلاه نمدی و لباس سنتی در دشتهای کوچ نشینان تصور میکردم
        عالی قلم زدی برادر بزرگوارم
        دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۷ روز پیش
        سلام ودرودها بر ابوالعفضل عزیز و نازنینم
        خوشحالم که مِیایی و دستی از محبت بر سر نوشته هایم میکشی و با مهر میخوانی وبا مهر مینگاری
        و خوشحالتر که مورد قبول طبع لطیفتان شد
        مانا و تواناباشید رفیق
        به امید دیدار روی ماهت خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رامینه خوشنام
        ۷ روز پیش
        درود جناب محمدی
        خیلی زیبا بود🙏🌹
        حدیث عبدلی (یارا)
        رامینه عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۷ روز پیش
        سلام ودرودها خانم خوشنام
        ممنون از حضورتان و ممنون از تحسینتان
        ماناباشید و بتابید به مهر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۷ روز پیش
        سلام اقا رسول مهربان
        قبل از هر چیزی بینهایت بابت تاخیرم پوزش میخوام
        هنوز گرد کرونا بر پیکرم اندکی مانده انشالله همه سلامت باشید و همه دوستان
        چند روزی است توانم بازیافته
        و شاهذ اشعار زیبای دوستان هستم هزاران درود و افرین چه قلم پر قدرتی چه احساس نابی و تصاویر زنده و نابی
        بینهایت زيباست خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        ۷ روز پیش
        سلام مازیار عزیزم
        خوشحالم که میبینم بهتر شدی و رنج این بیماری از وجودت دور شده است امیدوارم هرچی زودتر سلامت کامل پیدا کنید و باز با همان سخاوت کلامت مارامهمان شعرهای زیبایت کنی
        ممنون از اینکه دلنوشته ام را پسندیدی و به مهر تشویق نمودی که باعث افتخار و دلگرمی است
        ماناباشید و بتابید به مهر و مهربانی
        به امید دیار روی ماهت خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسيحا الهیاری
        ۵ روز پیش
        دستت به دست من و دلت پیش دیگریست
        تقصیر تو نیست که این رسم دلبریست خندانک
        رسول علی محمدی
        ۵ روز پیش
        عشق من رفت و
        صدایم درمیان دشت جاری
        نمیدانم تنش بوی کدامین عطرخواهد داد
        کدامین طعم پاییزی....
        ممنون مسیحای شعر
        که امدی و به مهرخواندی
        که مامحکومین جرم خویشتنیم خندانک خندانک خندانک
        بهرام معینی (داریان)
        ۳ روز پیش
        درود فراوان ادیب فاضل ووارسته جناب علی محمدی فرزانه وگرانقدر 🌷
        دلنوشته ای بسیار زیبا وادیبانه وپر احساس سروده اید بارها باید خواند ولذت برد 🌷
        بارها خواندم درود های فراوان دوست فرزانه وگرانقدرم 🌷
        همیشه زیبا همیشه ناب 🌷
        قلمتان مانا بمهر 🌷
        در پناه حق 🌷
        روزگارتان پر فروغ 🌷
        رسول علی محمدی
        ۳ روز پیش
        سلام استاد بزرگوارم ادیب فرهیخته و گرانقدر جناب معینی دوستداشتنی

        خوشحالم که آمدید و دلنوشته بی بضاعتم را خواندید و تحسین نمودید حضورتان و محبتهای پدرانه اتان هماره چراغ راهی است برای این حقیر برای خواندن و نوشتن
        ممنون که هستید و همواره بمانید و بتابید به مهر وسایه پر از لطفتان مستدام خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0