سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 مهر 1399
    5 ربيع الأول 1442
      Wednesday 21 Oct 2020
        بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

        چهارشنبه ۳۰ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        آرزویت چیست می خواهم بمیرم
        ارسال شده توسط

        برهنه در بارانِ دره ی کومایی

        در تاریخ : ۱۱ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۹ | نظرات : ۱

        درود خسته نباشید.
        درباره ی کومای و کومایی و کومی:
        در کتاب سرزمین بی حاصل تی اس الیوت آمده است:
        "Nam Sibyllam quidem Cumis ego ipse oculis meis vidi in ampulla pendere,et cum illi pueri dicerent:
        (زبان لاتین)
        و من خود با چشمان خویش سیبیل اهل "کومی" Cumoe را دیدم که در قفسی آویخته شده بود و آن گاه که کودکان به طعنه بر او بانگ می زدند( به زبان یونانی )"تی ثلایس سیبولا؟"[چه می خواهی سیبولا؟]
        پاسخ می داد(به زبان یونانی):"آپوثانَین ثِلو!"[می خواهم بمیرم!].
         
         
        در ترجمه ی جواد علافچی از سرزمین بی حاصل Cumisآمده و در ترجمه ی بهمن شعله ورCumoe.
         
         
        متن گفت و گوی سیبیل اهل کومه در کتابی از گایوس پترونیوس،هجو نویس رومی آمده که در ۶۶ میلادی می زیست.
         
        و "کومی"نام شهری است باستانی که بر ساحل کامپانیا در شبه جزیره ی ایتالیا واقع بود.
         
         
        و در بعضی جاها "کومای" و "کومایی" هم -در اینترنت-آمده.
         
         
         
        در منطقه ی ما"کومایین" یا کومائین نام روستایی است نزدیک کامیاران که شخصی از اوتاد خدا و از عارفان در آن آرمیده است.
         
        من نیز "ن"آن را برداشتم تا شد"کومایی" و باز "ی" آن را برداشتم تا شده "کومای".
         
        با نگرش به "سیبولا اهل کومه" من نیز آن را این گونه نوشته ام تا با آن نام تاریخی بخواند.
         
        شاملو نیز در مجموعه آثارش-که چاپ نشر نگاه بود و یک جلدی-از سیبولای کومه یاد کرده است.
         
         
         
        و در واپسین سخن:
        درباره ی فرنود و دلیل نامگذاریِ نام ِ شعری ام.
         
        یادم می آید در یکی از سروده هایم گفته ام:"دلم می خواست عریان در زیر باران در دره های کومایی به سوی خواب خدا پاپتی و پابرهنه می دویدم!"
         
         
        سپاس از "ژاغَر"(حوصله )اتان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۴۲۲ در تاریخ ۱۱ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0