سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

شنبه ۳ آبان

پست های وبلاگ

شعرناب
خون دل و خون جگر
ارسال شده توسط

مظفر جوینی

در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۸ | نظرات : ۰

به نام خدا
بیست و هفتم شهریورماه، روز شعر و ادب فارسی را به جناب فکری و فرهیختگان و عزیزان حاضر در سایت شعر ناب تبریک عرض می کنم. تندرستی و شادکامی شما همواره آرزوی من است.
 پیشنهادی را به محضر شما عزیزان عرضه می کنم تا چه مورد قبول افتد: " خون دل و خون جگر "
" خون دل خوردن " بیشتر دارای بار مثبت است(1). سعی بسیار کردن و تحمل رنج و زحمت (Eustress)برای رسیدن به هدف و بدست آوردن مطلوب(2)است. و اما " خون جگر خوردن" بیشتر دارای بار منفی است(3). تحمل غم و قصه از آزار دیگران یا نابسامانی روزگار است(Distress). رنج و زحمتی است برای دور کردن نا مطلوب(4) و آنچه موجب عذاب و ناراحتی است. لذا به کف آوردن خون دل (5)در گذر زمان یا در واقع جور زمان، کنایه از کسب تجربه با تلاش بسیار است و پالایش خون دل از مژه بیشتر کنایه از گریه خوشحالی است، ولی پالایش خون جگر از مژگان کنایه از گریه و زاری از ناملایم است(مظفر جوینی).
----------------------------------------------------------------------------
1) گر خون خوری فرح افزای می خوری/ ور قصد جان کنی طرب انگیز می کنی(سعدی)، در مزاقش خون دل خوردن گوارا می شود // بر سر خوان فلک هر کس که مهسا گشته است(صائب تبریزی).
2) مست آن بزمم که خون دل شراب ناب اوست / مرغ آن باغم که پیکان غنچه سیراب اوست (قدسی مشهدی)، سال ها اهل ادب باید که خون دل خورند / تا چو صائب آشنای طرز مولانا شوند / / بر تو از کوتاه بینی خون دل شد ناگوار / چشم اگر بر منعم افتد، هیچ نعمت سهل نیست(صائب)، جام می و خون دل هر یک به کسی دادند/ در دایره قسمت اوضاع چنین باشد(حافظ).
3) بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن/ ولی با او چه شاید کرد جز خون جگر خوردن (خواجوی کرمانی)، میگساران چو هوای گل و شمشاد کنند/ لختی از خون جگر خوردن ما یاد کنند(حزین لاهیجی)، بی جگر خوردن دمی در من نگر / کز جگر خوردن جگر می سوزدم(عطار).
4) می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر / سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم // ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار / مدام خون جگر می خورم ز خوان فراق(حافظ)، از رفته قلم هیچ دگرگون نشود / وز خوردن غم بجز جگر خون نشود(بابا افضل کاشانی)، گو برو آستین به خون جگر شوی / هرکه در این آستانه راه ندارد(حافظ).
5) طرّه ی پر شکنش راه گشای دل ماست / زلف کافر صفتش آفت کوته نظر است // خون دل ها به کف آورده ام از جور زمان / همچنان دیده به پالایش خون جگر است(مظفر جوینی).  27/6/1399

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۳۶۱ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و تحلیل شعر شاعران

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0