سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

چهارشنبه ۷ اسفند

اشعار دفتر شعرِ یاس سفید شاعر علی میرزایی

علی میرزایی

مرهم و درد روز و شب هر دو ماتم است مرا تا که دنیا جهنم است مرا غم عالم مرا به دل باشد باز گوید د
۳۶ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

مرا دنیاست زندانی مرا دنیاست زندانی به دستم دستبند این جا نمی دانم چه چیزی کرده ما را پایبند این ج
۲۲ بازدید     ۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

خواب بی تعبیر نهادم پا به هر جمعی ندیدم مهربانی را ز یک رنگی تهی دیدم سراسر زندگانی را جوانی رفت
۵۰ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

خطا بود خطا می رسد پشت سر هم ز دو چشم تو بلا حاصل عشق تو صد خون جگر بود مرا ای بسا روز و شبم با غ
۴۲ بازدید     ۲۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

نگین تارک دنیا تو آن شاه شهیدانی که طاقت برده از دل ها ره ِکوی تو صد ها پیچ و خم دارد و مشکل ها ب
۵۵ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سنتور می چسبد اگر عاشق شدی بر دلبری از دور،می چسبد و او هم عاشقت شد عاقبت،بد جور می چسبد تو را با
۵۴ بازدید     ۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

عشق مقدر شده بس که دیدم شب ِبا روز برابر شده را باورم نیست دگر کام میسر شده را سوختم در غم عشق تو
۳۸ بازدید     ۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

چشم سیر غم در دلم همیشه اگر ماندگار بود شادی به دل نساخت و ناسازگار بود کوتاه بود دست من از دامنت
۴۵ بازدید     ۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

راه خویش بگیرم در دست روزگار اسیرم فقط همین آماده ام که بی تو بمیرم فقط همین آفت زده به باغ وجودم
۴۱ بازدید     ۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

عشق سرباز وطن عشق چون حلاج بالا می برد بر دار سر آن که را عشقی نباشد بر سرش سربار، سر زینت بزم رق
۳۶ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بوی نان جهان و هرچه در آن است بی گمان شعر است طنین گریه ی ما بعد زایمان شعر است دو روز عمر، و بی
۱۰۵ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بخت واژگون شب و روزی ندارم ،دامنی از اشک و خون دارم نمی دانم چرا بختی چنین من واژگون دارم به هر ج
۷۱ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

جلوه ی مهتاب عشق در این روزگار، بی ثمر افتاده است مهر و محبت اگر، از اثر افتاده است ریب و ریا شد
۶۰ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

نگاهم بده گرفتار عشقم نگاهم بده نگاهی ز چشم سیاهم بده شب روز من هر دو یکسان بود نگیر از سرم مهر
۷۰ بازدید     ۱۷ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

شعله ی آه ما را به سینه شعله ی آهی هنوز هست از خیل اشک و درد سپاهی هنوز هست آه سحر و ناله ی صبحی
۸۵ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

کاسه ی صبر گفته بودم که حال من خوش نیست،تا بهارم شبیه پاییز است خانه ویران روزگار منم،چه نیازی به
۱۱۵ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بوستان عشق بیا بگذار روی قلب من یک بار دستت را که تا بینی تو تاثیر نگاه چشم مستت را به مویی دست و
۶۶ بازدید     ۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

نگرانم بود این سخن از کودکیم ورد زبانم آز آمدن خویش به دنیا نگرانم نه آبی و نانی است فراهم نه محب
۸۹ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

مشکل کار مشکل کار کمی از تو،همه از ما بود چون تمنای تو کردن به دلم بیجا بود بود تقصیر تو چشمان بل
۹۶ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

زندانی عشق بیا یک شب به دیدارم ببین حال پریشان را و سیل غنچه های اشک خونینم به دامان را به مهر تو
۱۰۰ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

دل بیچاره روزگارم که روزگار نبود،دل بیچاره خوب می داند زآمدن رفتنم بگو که چه سود،دست تا عاقبت تهی
۹۰ بازدید     ۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

نظم جهانی ز خون نوع بشر سفره ها چه رنگین است دریغ و درد اگر روزگار ما این است به هر کجا که نظر می
۹۳ بازدید     ۱۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

مقیم میخانه بهر ما کاش یک نفر می بود،دانه در آسیاب می انداخت نه که،در دفتر حساب و کتاب،از شمار و ح
۹۷ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

هُرم سوزان تویی تو آتش سوزان و من هم مِجمَرَم یعنی به زیر هُرم سوزان غمت خاکسترم یعنی ز سربازی به
۷۸ بازدید     ۱۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ابر غم ها ابر غم های تو آمد آسمانم را گرفت خانه ام بر باد داد و خانمانم را گرفت از تغافل پا نهادم
۱۲۳ بازدید     ۷ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سراپا مهربانی رفتی و در حسرت تو اشک شب ها مانده است در فراق تو دلم شیدا و رسوا مانده است آمدی ام
۸۱ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

عشق رؤیائی عشق من یک عشق رؤیائی است می دانی تو هم در مسیر عشق من باشد هزاران پیچ و خم در خیالم رو
۶۸ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

گل ها و بلبلان قهرند بهار آمدو دستم تهی است موسم عید چه هدیه ایست بود قابل تو یاس سفید نه فرصتی ا
۶۴ بازدید     ۳۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

گوشه ی شهناز در مکتب موسیقی،نه پاپم و نه جازم موسیقی ایرانی، در گوشه ی شهنازم صد شعر و غزل گفت
۸۸ بازدید     ۳۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

فکر باران می کنی فکر کردم یک نظر سوی خراسان می کنی کلبه ی توس مرا کاخ لواسان می کنی گوشه ی چشمی ن
۷۵ بازدید     ۱۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

فریاد به جایی نرسید دل آواره به غربت سرو سامان نگرفت کس سراغ از من و از حال پریشان نگرفت نیم ش
۷۴ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

خسته از دست عقل بی تو در شهر خود غریبم من،زندگی کردنم غم انگیز است کرده ام حبس خانگی خود را،
۸۶ بازدید     ۱۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

هرچند خاموشم هر چند خاموشم ز رخسارم چنین پیداست دردی به دل دارم نهان اندازه ی دنیاست اردیبهشت آمد
۷۴ بازدید     ۲۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

شراب جوانی"تک بیت" چنان شراب جوانی رقیق بود مرا که حاصلی نه ز مستی نه از جوانی بود.
۱۲۳ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ز سیل خانمان سوز بهار امسال شد معلوم اگر خیری ز حدش بگذرد شر می کند بر پا علی میرزائی"رها" 19/1
۱۵۴ بازدید     ۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

چنان ز خاطره ها پاک گشته ام که دگر سراغ خانه ی ما مرغ شب نمی گیرد
۱۱۰ بازدید     ۷ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

کوچه ی بن بست امشب آیا یار ِ ماهَم می رسد یا به گردون باز آهم می رسد؟ آن که آورده به لب جان ِ
۶۶ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ابر ِ حجاب ماه رخت از ابر حجاب آمده بیرون همراه نگاه تو شهاب آمده بیرون از شهد لبان تو کند غنچ
۷۵ بازدید     ۹ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ای عقل همتی یارب چه ماتم است که در کل کشور است؟ ما را بلا ز بَعد ِ بلاهای دیگر است ما را گناه چی
۱۰۸ بازدید     ۱۱ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بهاریه بهار آید و فرزندان خورشید فرا خوانَد هَزاران چمن را بنفشه،لاله و سنبل سراسر کند نو جامه ی
۱۱۵ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بهار آمد بهار آمد و یاران ز شهر ها جستند* به روی دوست در خانه های خود بستند به قسط و وام پریدی خر
۹۴ بازدید     ۹ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

صدای من و تو عاشق هم شدن ماست صفای من و تو درد عشق من وتو بود دوای من و تو گر چه فرهادم و شیری
۵۸ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

صفا کردم من آن مرغم که عمری در قفس تنها صفا کردم اگر هم ناله ای کردم به یاد آشنا کردم درون سیل اش
۱۴۱ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

وصال عشق ما، مانند سابق نازنین مستور نیست هم تو می دانی و من این عشق، عشق کور نیست گر چه فرهاد
۹۴ بازدید     ۲۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

خاطرات رفته وقتی همیشه ظلم و ستم حرف می زنند پژمرده مردمند و ز غم حرف می زنند شادی که کیمیا شود و
۸۰ بازدید     ۱۱ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

عِقد ثریا بودم در انتظار که فردا ببینمت با آن دوچشم نرگس شهلا ببینمت فردا نبود شام فراق مرا دریغ
۱۰۷ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سپاهی کرده ام پیدا خوشا کز مال دنیا قرص ماهی کرده ام پیدا به پای قصر زرین تو راهی کرده ام پیدا
۶۷ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

دل ز درد نالیده عاشقم بر پری رخی زیبا، اشک چشمم ز گریه خشکیده عمر من رفت عشق او در دل، روز و شب دل
۵۹ بازدید     ۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

چه می شد چه می شد آن که شبی در کنار من باشی؟ تو مرهمی به دل بی قرار من باشی سر قرار، تو در کوچه ی
۱۳۳ بازدید     ۱۱ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

دیر آمدی گر نمی دیدم تو را دنیای من دنیا نبود رفتنی بودم برایم مهلت فردا نبود در نگاهت بود اکسیر
۸۵ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

خار برگشته دو باره گریه ی بی اختیار بر گشته دو چشم من به در و انتظار برگشته نمانده است امیدی، دگر
۱۰۴ بازدید     ۱۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

غریبانه در باغ غم عشق، غریبانه چمیدیم از خرمن این باغ یکی دانه نچیدیم پروانه صفت در طلب یک گل بی
۱۵۸ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

تو بریز خون ما را به سرم هوای عشق تو اگر که یک خیال است به خیال خود بسازم که وصال تو محال است غم
۷۰ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

محبت پنهان در انتخاب تو ای ماه اشتباه نکردم دو روز مانده ی عمر خودم تباه نکردم در انتظار تو ماندم
۸۲ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ساکنان باغ گر ساکنان باغ به سرو سمن خوشند آوارگان باغ به شعر و سخن خوشند از سیلی زمانه جلاء وطن ش
۸۹ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

روی آتشگون چو سایه در قفایت آمدم از شهر خود بیرون به دنبالت شدم لیلای من آواره چون مجنون ندارم
۱۵۰ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

کارون ریز گردم در هوای عشق بی پایان تو از خراسان رهسپارم سوی خوزستان تو سیل اشکم رود کارون من اس
۱۱۶ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

تسلیم دل چرا تسلیم دل این عقل بی تدبیر شد ما را که خاک کوی تو این گونه دامنگیر شد مارا ندارم چون
۱۳۱ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

لعل بدخشان ندیدی نازنین هنگام رفتن چشم گریان را درون سینه ام بگذاشتی یک قلب ویران را لبانت گه نم
۱۲۴ بازدید     ۹ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

بی پناه نیست جز اشک شبم با ناله های صبحگاه، میهمانم در فراق یار و چشمان سیاه صبح امیدی نیامد شام
۱۹۸ بازدید     ۱۹ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

امید شفا نیست تا در دل ما درد فراوان و دوا نیست با درد بسازیم که امید شفا نیست هر روز بلا پشت بلا
۹۰ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

طوفان هستی پا به جایی می برد ما را در این ره سر به جایی عقل آخر بین به جایی عشق افسون گر به جایی
۱۰۷ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

با دبیری ساختم زر پرستان را چو باشد سفره رنگین بیشتر دامن آن ها بگیرد آه و نفرین بیشتر سفره خالی،
۹۹ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سنگ صبور شدی سنگ صبورم با تو امشب گفتگو کردم مصیبت های دل گفتم حکایت مو به مو کردم نبود ایام حتی
۱۳۳ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ماه را گم کرده ام ای دریغا در جوانی راه را گم کرده ام کشتی ام بشکست و لنگرگاه را گم کرده ام چاه ه
۹۵ بازدید     ۱۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

گنجینه ای که من دارم نشد عیان غم دیرینه ای که من دارم ز سوز سینه ی بی کینه ای که من دارم نرفت یاد
۸۵ بازدید     ۱۷ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

یلدا بر من این ایام تلخ بی ثمر خواهد گذشت از تو آیا این دل پر از شرر خواهد گذشت؟ آمدم تا روزگار ت
۱۶۱ بازدید     ۱۵ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سنتور می چسبد اگر عاشق شدی بر دلبری از دور،می چسبد و او هم عاشقت شد عاقبت،بد جور می چسبد تو را با
۱۱۳ بازدید     ۱۸ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

مهتاب می خندد تو آن ماهی که مهتاب تو بر مهتاب می خندد غزل گردی اگر، شعرت به شعر ناب می خندد زلال
۱۰۸ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

عکس مهتاب د ربیا با ن تشنه د نبال سراب افتا ده ایم هم چو گیسوی توما درپیچ وتاب افتاده ایم چون ص
۱۳۳ بازدید     ۱۳ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

دقیقه ی نود نجوای برگ های خزان دیده با نسیم با گوشم آشناست که عمری خزانیم گشتم جدا ز شاخه در آغاز
۱۲۲ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

از دست رفته عشق تو را نیاز به عمری دوباره است از دست رفته منتظر یک اشاره است عمری نمانده و دل من
۸۲ بازدید     ۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

زلیخایی نکردی فکر کردی آن شب غمبار یادم می رود در کنارم باشی و غمخوار یادم می رود؟ کردی آن شب در
۷۳ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سیل اشک به سینه شعله ی آهی که داشتم دارم زخیل اشک سپاهی که داشتم دارم هنوز آه سحرگاه و ناله ی صب
۱۳۳ بازدید     ۱۷ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

زمان ربّنا دلم دردی ز دست نازنینی دلربا دارد نمی داند ولی افسوس دردی بی دوا دارد اگر یک عمر بودم
۱۰۳ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

مرا دنیاست زندانی مرا دنیاست زندانی به دستم دستبند این جا نمی دانم چه چیزی کرده ما را پایبند این ج
۹۳ بازدید     ۲۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

یاس سفید اي ماه من تو شمع شب آراي كيستي آب حيات و باده ي ميناي كيستي در ماتمت چو لاله گريبان دري
۷۴ بازدید     ۱۰ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

ابراهیم دل در جهانی دیگرم وقتی درآغوش تو ام چون مقیم کوثرم وقتی در آغوش تو ام گر زلیخایی کنی من
۱۷۳ بازدید     ۱۴ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

شکسته بالی مرا ببین و غم عشق و خوش خیالی را به دست این فلک پیر گوش مالی را به باغ عشق بهاری نبوده
۹۶ بازدید     ۱۶ نظر

ادامه شعر

علی میرزایی

سیل اشک به سینه شعله ی آهی که داشتم دارم زخیل اشک سپاهی که داشتم دارم هنوز آه سحرگاه و ناله ی صب
۱۴۴ بازدید     ۱۲ نظر

ادامه شعر

مجموع ۸۶ پست فعال در ۲ صفحه

آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1