سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 خرداد 1400
  • انفجار در حرم حضرت امام رضا عليه السلام به دست ايادي آمريكا، 1373 هـ ش
11 ذو القعدة 1442
  • ولادت حضرت امام رضا عليه السلام، 148 هـ ق
Sunday 20 Jun 2021

    پر نشاط ترین اشعار

    کانال رسمی شعرناب

    بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

    يکشنبه ۳۰ خرداد

    یک قصّهء تکراری و دل‌گیر

    شعری از

    محمد علی سلیمانی مقدم

    از دفتر من و عاشقانه هایم نوع شعر چهار پاره

    ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۸۸۱۳
      بازدید : ۲۳۱   |    نظرات : ۳۵

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر محمد علی سلیمانی مقدم

    😐🌹😐🌹😐
     
    مثلِ تمامِ سال‌های قبل
    امسال هم دور از تو سر کردم
    پیراهنی از جنسِ نومیدی
    در روزِ میلادت به بَر کردم
    😐
    ویرانه شد کاخِ امیدم با
    پس لرزه‌های عشقِ جانسوزت
    ای کاش می‌آمد زمانی که
    مانندِ من می‌شد شب و روزت
    😐
    بر شاخِ خشکِ آرزوهایم
    نیلوفرِ افسرده‌ای پیچید
    وقتی که از لب‌های مِیگونت
    بیگانه‌ای گلبوسه‌ای می‌چید
    😐
    داغِ غمِ بی‌انتهایم را
    از چشمِ خونبارم نفهمیدی
    نزدیکیِ ساعاتِ مرگم را
    از حالِ بیمارم نفهمیدی!
    😐
    مانندِ دریایی پُر از هیچم
    در ژرفنای ناامیدی‌ها
    پروانه‌ای بودم که سوزاندند
    بال و پرم را با پلیدی‌ها
    😐
    "قویی فریبا در شبِ آخر"
    بر سینهء امواجِ یک رودم
    شاید پس از مرگم رهایم کرد
    عشقِ تو و یک‌چند، آسودم!
    😐
    چشمت، که رنگش را نمی‌دانم!
    مویت، که چون حالم پریشان است
    آرام می‌خوانند در گوشم:
    در پای تو جان دادن آسان است!
    😐
    سنگینیِ بارِ غمت بر دوش
    عشقِ حرامت تا ابد در دل
    بی مهریَت! این از همه بدتر!
    مانده‌ست آهوی دلم در گل!
    😐
    شاید نبودم لایقت، امّا 
    می‌شد که با هم، همسفر باشیم
    افسوس، از نیرنگِ نامردان
    این شد که از هم، برحذَر باشیم!
    😐
    در شوره‌زاری از پلیدی‌ها
    "من" چشمه‌ء طبعی روان هستم!
    با آرزوی دیدنِ دریا
    سویش روان تا پای جان، هستم!
    😐
    امّا چه سود از این همه پاکی
    با مردمی که غرقِ نیرنگند!
    وقتی تو را دلساده می‌بینند
    در دست خنجر، با تو می‌جنگند!
    😐
    بخل و حسادت می‌شود باعث
    تا بی‌بهانه با تو لج باشند
    در کوره‌راهِ بی‌نشانی‌ها
    بر دوشِ دل، چون بارِ کج باشند!
    😐
    هر لحظه نبضم می‌تپد با تو
    چشمم به راهت مانده یک عمرَست
    شاید که دیدارت میسّر شد
    یک نیمه‌شب، در کوچه‌ای بن‌بست
    😐
    کوتاهیِ این قصّه از من بود
    باید بهایش را بپردازم
    دور از تو بودم، باز، خواهم ماند
    می‌سوزم و ناچار، می‌سازم
    😐
    امّا دلم هرگز نشد خالی
    از عشق و تو، این را نفهمیدی!
    می‌خواستم تا مالِ هم باشیم
    امّا نشد زیرا "تو" ترسیدی!
    😐
    دور از تو در آغوشِ تنهایی
    با عشق رویت زندگی کردم
    در معبدِ زیبای چشمانت
    چون پاک‌بازان، بندگی کردم!
    😐
    "من" عاشقی از جنسِ بارانم
    از ابرِ بدفرجامِ دلتنگی
    در اوجِ توفان هم نخواهی دید
    از من به جز پاکی و یکرنگی
    😐
    روزت مبارک باد جانانم
    با هر که و در هر کجا هستی
    دور از من و همراهِ من بودی
    هستی برایم معنیِ هستی!
    😐
    محمدعلی سلیمانی مقدم اردیبهشت ۱۴۰۰
    🌹🌿🌹
    ۱۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    سلمان مولایی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام
    و
    جنس نومیدی / به بر کردم / عشق جانسوز / شاخ خشک
    لب میگون / گلبوسه / داغ غم / چشم خونبار / بار بر دوش
    در گل ماندن / عشق رو ی / پاکباز / معبد چشم / جنس باران
    یکرنگی / آغوش تنهایی / هر که / هر کجا / و ...
    ترکیباتی که برشمردم در روزگارانی نه چندان دور و نیز دورتر ،
    همگی دلایلی بر قوت و قدرت یک شعر و توانایی های شاعرش
    بودند اما به مرور زمان این ترکیب ها به قدری به کار رفت که دیگر
    مزه ی نمکین شان تمام شد ‌و صرفاً از روی عادت و هنجارهای ادبی
    به کار می روند و هنوز هم سلیقه هایی این ها را می پسندند ولی
    به یقین آن چه که سلایق نو می خواهند چیزی جز این ها است ؛
    قبل از هر سخنی اول باید بگویم که : وقتی سخن از ترکیبات نو
    زده می شود قطعاً منظور به کار نبردن کلمات و ترکیبات کهن و
    یا زیاده روی در ترکیبات جدید نیست و این امر در سابقه ی من
    به خوبی قابل دیدن است و اصولاً زیاده روی حتی در ترکیبات نو
    نیز اثری عکس خواهد داشت پس حرف این است که همین ترکیبات
    کهن را می توان با قرار دادن در ترکیبات دیگر و پیوندشان با
    کلماتی تازه تر ( منظور از تازگی عدم تکرار است ) به کیفیتی نوین
    دست یافت که علاوه بر سیراب کردن طالبان هنجارهای ادبی ،
    سلیقه ی نوجویان را نیز در شمول خود قرار می دهد .
    اگر به شعر حاضر بنگریم می بینیم که تمام اسباب بزرگی
    و زیبایی در آن به حدی بیشتر از استاندارد وجود دارد ؛
    اسبابی مانند تسلط شاعر به عروض و قافیه ، قدرت
    ترکیب سازی، دایره ی وسیع واژگان ، قدرت انتقال مطالب،
    و ... اما چرا این چارپاره ی همه چیز تمام از آن که برای
    مخاطب شگفتی آفرین باشد خالی است ؟؟
    پاسخ این سوال را می توان در میان همین ترکیبات و واژگان
    یافت ، البته این موضوع به تنهایی نمی تواند عامل اصلی باشد
    ولی یکی از عوامل اصلی است ، اگر به درستی بررسی کنیم پی
    خواهیم برد که اشکال از جایی بیشتر می شود که این گونه
    ترکیب ها برای حضور در جملات نیازمند لوازمی هستند که
    بر اساس نوع ساختار ترکیب ، ساختار لوازم آن نیز تعیین می شود
    پس قسمت بیشتری از شعر به سمت تکرار رانده می شود و دست
    شاعر برای آفریدن شگفتی ها ، بسته تر می گردد .
    نکته ی قابل توجه تر در این میان آن است که وقتی به قدرت شاعر
    در همه ی ابعاد می نگریم ، می دانیم که او بدون تعارف قلمی قَدَر و
    قابل دارد پس به راحتی می تواند با اعمال تغییر در این گونه موارد
    خلاقیت داشته باشد و از سویی گرفتار تنگناهای وزنی و عروضی
    نیز نگردد ، از دیگر سوی آن چه که بسیار مهم و حیاتی ست این
    است که ؛ این شاعر با توجه به وفاداری اش به گنجینه ی ادبیات کهن
    و میزان تسلط و آگاهی اش از این گنج و نیز زیستن در روزگار معاصر
    و استفاده از زبان معیار محاوره در سخن گفتن های عادی خود ،
    کسی ست که در بهترین جایگاه برای ایجاد شگفتی و هنجارشکنی
    قرار دارد و اگر چنین کسانی به این امر روی نیاورند نتیجه آن می شود
    که نباید ، آن چه در این چندین ساله ی اخیر شده است و بیشتر شبیه
    به طنز می‌ماند تا شعر گفتن و این مقوله در تمامی گونه های کلاسیک
    و نوین قابل مشاهده است و توفیری در میان نو و کهنه نیست چرا که
    یک طرف متعصبان یک جانبه گرا و در طرف دیگر افرادی معلق در
    خلأ که هیچ پیوند و پیشینه ای برای کسب هویت ندارند ، قرار گرفته اند .
    البته ذکر این نکته واجب است که بدانیم روی سخن نگارنده با عزیزان
    حاضر در سایت ناب نیست بلکه این خطاب بسیار کلی تر از فضای
    مجازی ست و هدف جریان های حاکم بر هر دو سوی ادبیات معاصر
    است . جریان هایی که به شدت از سلیقه و خواست مردم فاصله دارند
    و هر کدام از یک طرف بام افتاده اند و در این میان آن چه که به ما
    مربوط است و می تواند خطاب به عزیزان حاضر در سایت گفته شود این
    است که هر کدام به بهترین گونه تلاش خویش را برای رسیدن به
    روزهای طلایی نماییم که بی گمان آن چه اهمیت دارد اسیر نشدن در
    هیاهوهای بسیار است که معمولاً بر سر هیچ رخ می دهد و اگر به نیکی
    بنگریم و بررسی کنیم ریشه های این هیاهو ها همیشه در خودخواهی ها
    خودبینی ها و هوی و هوس های فردی یا گروهی نهفته است .
    اما حرف آخرم این که از محمدعلی عزیزم به دلیل درددل کردن در این
    صفحه عذرخواهی می کنم و بگویم اش آن چه باعث شد این گونه بنویسم
    میزان قدرت و زیبایی شعر بود که از دید من حیف است که تنها به دلایلی
    که ذکر شد از طراوت اش کاسته شود .

    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر "سلمان مولایی" عزیز، شاعر و نقاد توانمند "شعر ناب"
    سپاس‌گزار لطف سرشارتان بابت پراکندن عطر بزرگواری و هدایت، در صفحهء دل‌سروده‌ام هستم.
    🌹
    هر آنچه فرمودید را به گوش جان نیوش کردم و بر دیدهء منت گذاشتم.
    🙏🍀🙏
    اگر چه اولین سروده‌های ۴ بیتی سلیمانی‌مقدم، خیلی سال‌ها پیش متولد شدند، اما به دلایلی از جمله ناسازگاری روزگار غدار، سرودنم ادامه نیافت و پس از فترتی ۳۰ ساله، از سال ۹۳ و آن هم از روی بیکاریِ بعد از بازنشستگی، دوباره دست به قلم شدم.
    🌹
    از آنجا که به قدر کافی مطالعه (به ویژه در مورد سروده‌های شاعران معاصر) نداشته‌ام، یقینا ذهنم درگیر همان فضای دوران دبیرستان و سبک قدما مانده است.
    🌹
    در حد توان سعی دارم به قول امروزی‌ها "به روز" شوم.
    ولی با اندک توان من، راهی طولانی در پیش خواهم داشت، امّا تلاش خواهم کرد، بلکه چیزی آموختم.
    🌹
    این شعر، سخنی با جانان غایب بود که بداهه سروده شد.
    فقط برای این که تالار گفتگویمان تعطیل نشود!
    قصد به اشتراک گذاشتنش را هم به دلایلی که فرمودید (و خود نیز بعد از خواندن آن متوجه شدم)، نداشتم.
    پست کردن آن، ناشی از تصمیمی آنی و این که در "شعر ناب" به یادگار بماند، بود.
    🌹
    نمی‌دانم آیا موفق خواهم شد یا خیر
    اما در وادی سرودن، همهء تلاشم را کار خواهم بست، تا از نقطه نظرات خوبانی چون شما بیاموزم.
    🍀🌷🍀
    باز هم سپاس که به مهر هستید و گاه، به لطف می‌نوازید، قلمِ این شاگرد نوپای دبستان ادب را
    🙏🌷🙏🌷🙏
    ارسال پاسخ
    مهرداد مانا
    مهرداد مانا
    حدود ۱ ماه پیش
    نمیدانم بعضی وقتها به حسنین برخورد کردی یا نه ؟؟ منظورم دو اتفاق قشنگ و همزمان است . امروز حقوق یا طلبت رو وصول میکنی و همزمان هم توی قرعه کشی برنده میشی .. یا بچه ت بدنیا میاد و همانروز برادرت هم از زندان آزاد میشه
    از مواردی که من آنرا حسنین میدانم این است که شعری زیبا بخوانم و از قضا ببینم نقدی زیبا هم بر آن نوشته اند که کم از شعر نیست و التذاذ انسان را صد چندان میکند . بی هیچ تردیدی یا به قول خودت لاریب فیه ، شعر جناب سلیمانی همیشه زیباست و نقد سلمان هم البته زیبا و چه سعادتی ست که مانا درین صفحه از حسنین برخوردار شد . اما سلمان عزیزم شاید لازم باشد بگویمت سوای شعرها که بحثشان جداست ، قلمت را هنگام نوشتن کامنت و پاسخ به مهمانان صفحه ت ، دوست دارم و خیلی وقتها که به کرات صفحه ات را میخوانم بیشتر ازخود شعر ، دنبال مرور کامنتهایت هستم . علاوه بر شما از قلم چند نفر دیگر ( حتا مهدی محمدی بلا گرفته که عمدا اذیتش میکنم تا بیشتر بنویسد ) هم بشدت ذوق زده میشوم ( مثلا به کامنت مجید در صفحه جناب حاج محمدی مراجعه کنید ) اما غیر از خانمم ( گلاله ) بقیه ی این چند نفر و از جمله شما ، فارس هسنید و شاید دلیل اینکه مانا نمیتواند مثل شما بنویسد ، این ست که فارس نیستم و خوب طبیعتا نمیتوانم مثل شما بنویسم و بگویم ..
    ارسال پاسخ
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر جناب مانا
    شاعر خوش بیان و صریح
    و همکار برقی عزیز
    🌿⚘🌿
    خیر مقدم عرض می‌کنم حضور گرم شما را به خراب‌آباد دل سلیمانی‌مقدم
    تندرست باشید و بهروز
    🙏🙏🙏
    خدمت دیگر عزیزان هم عرض کردم،
    اگر چه چند کلام را به هم می‌چسبانم و به قولی، نوشتهء منظومی به وجود می‌آورم، امّا هنوز در کوچهء بن‌بستی از شهر عشق که بزرگان هفت شهرش را گشته‌اند، هم نیستم.
    فقط می‌نویسم که نوشته باشم.
    ولی سرودن را دوست دارم، و همهء تلاشم بر این است که بهتر و بهتر بنویسم.
    تا چه حد موفق شوم، نمی‌دانم.
    سپاس از همهء شما خوبان که مشوقم هستید و هر یک، به نوعی، آموزگارم
    🌿⚘🌿⚘🌿
    عباسعلی استکی(چشمه)
    حدود ۱ ماه پیش
    درود استاد عزیز
    وقتی ضیافت یک ماهه ماه مبارک رمضان به پایان رسید، وقت توزیع جوائز فرا رسید که جایزه روزه داران و شب زنده داران را عطا کند، عید رسمی مسلمان هاست عید سعید فطر و آغاز ماه شوال مبارک باد. خندانک خندانک خندانک خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و عرض ادب
    برادر فاضل و صاحب دلم
    در پناه یزدان پاک، باشید.
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    آرمین پرهیزکار
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما استاد سلیمانی مقدم🌹
    قصه تان مرا غرق در خود کرد. بسیار زیبا و سرشار از احساسات است. لذت بردم از خواندن سروده تان.
    در پناه حق سرافراز و پایدار باشید🙏🌷🌷🌷
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    سپاس‌گزار نظر لطفتان هستم،
    دوست ارجمند و ادیبم.
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    مولود سادات عمارتی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود
    عالی
    مویدباشیدعیدتان مبارک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و سپاس
    پاینده باشید
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    بهرام معینی (داریان)
    حدود ۱ ماه پیش
    درود های فراوان وارادتی بی پایان جناب استاد سلیمانی ادیب گرانقدر وفرزانه
    بسیار شیوا ودلنشین
    دستمریزاد
    قلمتان مانا
    در پناه حق
    طاعات وعبادات مقبول حق
    عید سعید فطر مبارک
    🌷🌷🌷🌷
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام بر دوست فرهیخته و صاحب‌سخنم
    سپاس از نگاه پر مهر شما
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    محمد خسروی فرد
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما
    بی نهایت زیباست
    خندانک خندانک خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و سپاس
    زیبا خواندید، به مهر
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    مجتبی شهنی
    حدود ۱ ماه پیش
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    سلام
    خدایا :
    به ما دلی پر مهر
    زبانی نرم و
    نیتی خیر عطا کن
    تا در پناه امن تو
    به اوج آرامش برسیم
    *عید سعید فطر برشما و خانواده محترم مبارکباد🌸🌿*
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر دوست ادیب
    در پناه یگانهء دو عالم باشید.
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    ایرج محرم پور(صوفی خموش )
    حدود ۱ ماه پیش
    درودها ....عیدتان مبارک ...در حریم امن خداوند منان خندانک خندانک خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و عرض ادب، دوست ادیبم
    تندرست و بهروز باشید.
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و ادب استاد خوبم خندانک خندانک خندانک
    من از غمت چون مرغ سر کنده
    در لحظه های آخرم هستم
    ای کاش می شد تا بدانی که
    با یاد تو چشم از جهان بستم
    عذر تقصیر استاد عزیز و بزرگوار و مهربانم خندانک
    دوست داشتم اینجوری تموم بشه این اثر فاخر و دلنشینتون خندانک
    ارادتمندو خاک بوس تان خندانک خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و سپاس از همراهی شما دوست شاعرم
    خیلی زیبا سرودید.
    ولی متاسفانه یا خوشبختانه، هنوز به لحظه‌های آخرم نرسیدم😊
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    حدود ۱ ماه پیش
    درود مجدد استادعزیزم خندانک خندانک
    الهی که هیچوقت به لحظه ی آخر نرسید خندانک خندانک خندانک
    فاطمه غیبی پور
    حدود ۱ ماه پیش
    درود استاد گرامی جناب سلیمانی مقدم خندانک بسیار بسیار زیبا و غم انگیز بود خندانک خندانک روزگارتان شاد و شاعرانه خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و سپاس
    از نظر لطفتان
    مهربانوی فرهیخته
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    مسعود میناآباد  مسعود م
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام

    به به به به
    دوست بزرگوارم سلیمانی مقدم عزیز
    چه شورو غوغایی به پا کردی با این چهار پاره نغز وطناز
    تمامی ابیات بی نقص و دلچسب

    لذت بردم استاد گرامی
    هزاران درودت باد
    ............
    هر لحظه نبضم می‌تپد با تو
    چشمم به راهت مانده یک عمرَست

    شاید که دیدارت میسّر شد
    یک نیمه‌شب، در کوچه‌ای بن‌بست
    .......

    ضمن تبریک عید سعید عشق و نوعدوستی رمضان
    آرزوی قبولی طاعات به درگاه تنها معشوق همه ی عالمیان را دارم
    -------------- خندانک

    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و عرض ادب
    دوست ارجمند و ادیبم
    سپاس‌گزارم که به مهر خواندید،
    دل‌سروده‌ای نارسا را
    ندرست و بهروز باشید
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    حدیث عبدلی (یارا)
    حدود ۱ ماه پیش
    در معبدِ زیبای چشمانت
    چون پاک‌بازان، بندگی کردم!

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    سلام و عرض ادب و احترام

    بسیار زیبا و دلشنین بود سروده تان

    لذت بردم

    شاعرانگی هایتان مستدام

    🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌿🌿
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و سپاس از مهر حضور و نظر لطف شما
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    امیر حسین حسین آبادی
    حدود ۱ ماه پیش
    "من" عاشقی از جنسِ بارانم

    از ابرِ بدفرجامِ دلتنگی

    در اوجِ توفان هم نخواهی دید

    از من به جز پاکی و یکرنگی

    درود جناب سلیمانی
    همانا حرفی باقی نماند از زیبایی
    قلمتان به کام دل
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام بر دوست ارجمند و فرهیخته‌ام
    به خراب‌آباد دل سلیمانی‌مقدم، خوش آمدید.
    سپاس که به مهر خواندید.
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    پریسا مصلح
    حدود ۱ ماه پیش
    درود برشما
    خندانک خندانک
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود و عرض ادب
    🙏🍀🙏
    ارسال پاسخ
    هادی محمدی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و درود جناب سلیمانی عزیز
    خوشحالم که شعر زیبایتان را چند بار خواندم
    حق با سلمان عزیزم هست
    خواستم نقدی بنویسم دیدم تکرار باطل خواهد بود
    چون گفتنی ها را سلمان گفته
    به لحاظ عروض و قافیه و بهتر بگویم ساختاری یکی از
    بهترین اشعاری است که در سایت خوانده ام
    اما به لحاظ معنی و خط و ربط ها خیلی حرف دارم
    شاعر باید در نگارش شعر خود را دیوانه ی مطلق فرض کند
    و بعدش جفت و جور کند کلماتی در کنار هم که خواننده انگشت به دهن بماند.
    مخاطب خسته می شود از تکرار کلمات موزون بی هیجان
    خسته می‌شود از نداشتن فراز و فرود کوبنده در شعر
    خسته میشود از سرعت یکنواخت
    چه چهارپاره ای که تعداد مصاریع آن زیاد است
    زیاده گویی من را ببخشید
    قصدم نقد نبود
    عرض سلام و خسته نباشید بود
    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    محمد علی سلیمانی مقدم
    محمد علی سلیمانی مقدم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر دوست ارجمند و فرهیخته‌ام
    سپاس‌گزار مهر حضور و نظر لطفتان هستم.
    با فرمایش جناب مولایی و شما، صدالبته موافقم.
    امید که با نصب‌العین قرار دادن راهنمایی‌هایتان کم ایرادتر بنویسم.
    🙏
    اما از نظر لزوم دیوانه بودن شاعر،
    دیوانه که هستم، آن هم از نوع زنجیریَش!
    اما توان و بضاعتم در نشان دادن دیوانگیَم، همین حدّ است که ملاحظه می‌کنید.
    امیدوارم که با تلاش بیشتر، کمی بهتر بنویسم.
    🙏
    باز هم سپاس که کلبه‌خرابهء دل‌سروده‌هایم سر زدید.
    🌹🌹🌹
    ارسال پاسخ
    سیدحسن خزایی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و درود جناب سلیمانی مقدم و عرض تبریک عید فطر به همگی هر چند با تاخیر:
    چارپاره‌ی زیبا و بلندبالایی بود بیان یک احساس دلتنگی ناب و صادقانه.
    من خودم بعد از قالب غزل علاقه زیادی به این سبک دارم و بنظرم وجه تمایز چارپاره همان سادگی و بی‌تکلفی آن است و راحت میشه حرف و سخن شاعر رو به قلم تصویر کشید. زیبا بود و ملموس خندانک خندانک خندانک خندانک
    محمد جواد عطاالهی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و عرض ادب جناب سلیمانی مقدم
    بسیار زیبا و خواندنی سرودید
    قلمتان ماندگار بزرگوار
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0